دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات و خدمات سایت استفاده کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد

  1. #1
    روابط عمومی کل سایت
    اکانت شخصی
    حسنعلی ابراهیمی سعید
    نوشته ها
    1,312
    ارسال تشکر
    7,324
    دریافت تشکر: 14,018
    قدرت امتیاز دهی
    11529
    Array

    پیش فرض 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد

    به نام خدایی که ایران را آفرید

    20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد












    زندگی نامه



    حافظ شیرازی، شمس الدین محمد


    (سال و محل تولد: 726 هـ.ق- شیراز ، سال و محل وفات: 791 هـ.ق- شیراز)

    شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین است که تا نام ایران زنده و پا برجاست نام وی نیز جاودان خواهد بود.

    با وجود شهرت والای این شاعران گران مایه در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.

    اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرده است. شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه روی آوردو آموخت سپری نمودن علوم و معلومات معمول زمان خویش به محضر علما و فضلای زادگاهش شتافت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا... بهره ها گرفت.

    خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبی روزگار خود تسلط یافت.

    او هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود که به یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود تبدل شد. وی در این دوره علاوه بر اندوخته عمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و از این روی تخلص حافظ بر خود نهاد.

    دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت.

    دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید.

    حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت.

    پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسس سلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدان شهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالت فارس حکمفرما ساخت.

    امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگر بود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند:

    راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ----- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
    دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ ----- که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود

    لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته است نه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده و کیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کرده است.

    اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظ مواجه گشت و وی با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی و تعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست.

    سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامید و در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیر به تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیر نیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز از ادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش را مورد حمایت خاص خود قرار دادند.










    با سلام و عرض خیر مقدم به حضور سبزتان در این انجمن
    از شما کاربر عزیز تقاضا داریم لطفا و حتما جهت آشنایی با فضای این انجمن مطالب لینک های زیر رو مطالعه فرمایید
    و چنانچه سوال یا درخواستی دارید قبول زحمت فرموده و از طریق پیام خصوصی با روابط عمومیدر میان بگذارید


  2. کاربرانی که از پست مفید روابط عمومی سایت سپاس کرده اند.


  3. #2
    همکار تالار نیروی نظامی وهوانوردی
    رشته تحصیلی
    تجربی
    نوشته ها
    3,108
    ارسال تشکر
    3,090
    دریافت تشکر: 2,897
    قدرت امتیاز دهی
    2101
    Array

    پیش فرض پاسخ : 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد








    اواخر زندگی شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد.

    مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 ه.ق روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت.

    نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند.

    در مشاجره ای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:

    قدیم دریغ مدار از جنازه حافظ ----- که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت

    حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود.

    وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت.

    نقل شده است که وی مورد احترام فراوان سلاطین آل جلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی او را به پایتخت های خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شد ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوب و طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد از این رو از مسافرت شد.

    شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزل های بسیار زیباست.



  4. #3
    همکار تالار نیروی نظامی وهوانوردی
    رشته تحصیلی
    تجربی
    نوشته ها
    3,108
    ارسال تشکر
    3,090
    دریافت تشکر: 2,897
    قدرت امتیاز دهی
    2101
    Array

    پیش فرض پاسخ : 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد







    ویژگی های شعر حافظ


    برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتند از:

    1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی

    رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه راز کرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر وی بیش از هر چیز به آینه ای می ماند که صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها و سمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعر فارسی روحی حافظانه دمیده است.
    چنان که در بیت زیر "شب تاریک" و "گرداب هایل" و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد:
    شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
    کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها


    2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلی ادبیات

    این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معنایی محدودتر) "مراعات النظیر" نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

    به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید:

    ز شوق نرگس مست بلند بالایی
    چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
    شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست
    کشیده در خم چوگان خویش، چون گویم


    3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها

    ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضای موضوع و مضمون، شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، این لحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار و اندوهگین.

    بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
    فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

    ***

    من و انکار شراب این چه حکابت باشد
    غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد

    ***

    ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
    باید برون کشید از این ورطه رخت خویش

    4- طنز

    زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنز ظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیده است. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش و نیش را در کنار هم گرد آورده است.
    پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خود شاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند:

    فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد
    که می حرام، ولی به ز مال او قافست

    باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
    بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد


    5- ایهام و ابهام

    شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظ لذت بخش و رازناک است.
    نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیر کرد:
    اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود را به ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب می شود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است.
    دوم آن که زمان پرفتنه حافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلف باشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفت انگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اش را از فتنه های زمان در امان می داشت.




  5. #4
    همکار تالار نیروی نظامی وهوانوردی
    رشته تحصیلی
    تجربی
    نوشته ها
    3,108
    ارسال تشکر
    3,090
    دریافت تشکر: 2,897
    قدرت امتیاز دهی
    2101
    Array

    پیش فرض پاسخ : 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد





    سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسند شمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزی عارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربط نیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد:

    دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
    گفتا غلطی خواجه، در این عهد وفا نیست


    ایهام در کلمه "عهد" به معنای "زمانه" و "پیمان"

    دل دادمش به مژده و خجلت همی برم
    زبن نقد قلب خویش که کردم نثار دوست


    ایهام در ترکیب "نقد قلب" به معنای "نقد دل" و "سکه قلابی"

    عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم
    گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما


    ایهام در کلمه "دوران" به معنای "عهد و دوره" و "دورگردانی ساغر"

    تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است.



  6. #5
    همکار تالار نیروی نظامی وهوانوردی
    رشته تحصیلی
    تجربی
    نوشته ها
    3,108
    ارسال تشکر
    3,090
    دریافت تشکر: 2,897
    قدرت امتیاز دهی
    2101
    Array

    پیش فرض پاسخ : 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد





    جهان بینی حافظ


    از مهمترین وجوه تفکر حافظ را می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    1- نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند.

    حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

    فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟

    من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست
    که از آن دست که او می کشدم می رویم

    2- عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست.

    در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد


    عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد
    دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد


    3- تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهان بینی حافظ را تشکیل می دهد.

    آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
    اگر از خمر بهشت است و اگر باده مست


    تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
    راهرو گر صد هنر داد توکل بایدش


    4- فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی

    به مأمنی رو و فرصت شمر طریقه عمر
    که در کمینگه عمرند قاطعان طریق


    فرصت شما و صحبت کز این دو راهه منزل
    چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن


    5- انتظار و طلب موعود،

    انتظار رسیدن به فضایی آرمانی از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواسته ها و نیازهای متعالی بشر کرده است:






    مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
    که از انفاس خوشش بوی کسی می آید


    ***

    ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
    دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی


    ***

    یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
    کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور


    ***

    رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
    چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند






    https://www.uplooder.net/img/image/67/cc8d00ec2441977a50fcf494923318c9/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512-4.jpg

  7. #6
    همکار تالار نیروی نظامی وهوانوردی
    رشته تحصیلی
    تجربی
    نوشته ها
    3,108
    ارسال تشکر
    3,090
    دریافت تشکر: 2,897
    قدرت امتیاز دهی
    2101
    Array

    پیش فرض پاسخ : 20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد

    از جزئیات زندگی شخصی شمس الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی، آگاهی های دقیق و مستندی در دست نیست، متاسفانه شاعران و صاحبان تفکر بسیاری هستند که در این زمینه به سرنوشت حافظ دچارند و در واقع شاعر شیرین سخن شیراز در یک عمر طولانی چنان زیست که نه رد پای درستی از خود باقی گذاشت و نه سرگذشتی که سایه او باشد.
    شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین است که تا نام ایران زنده و پا برجاست نام وی نیز جاودان خواهد بود.
    با وجود شهرت والای این شاعران گران مایه در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست، چنانچه کسری بهروزی در این باره می نویسد: در مورد زندگی خانوادگی و هم چنین همسر و فرزند حافظ، کم تر نوشته یی به چشم می خورد. ولی با نگاهی به دیوان خواجه ی شیراز می توان نتایجی گرفت. ازدواج حافظ می بایستی در سال های 744 و 745 ق در زمان پادشاهی شیخ ابواسحاق و وزارت حاجی قوام صورت گرفته باشد، زیرا او در یکی از غزلیات خود صریحاً به حاجی قوام اشاره می کند و از سرو زیبای خود در خانه. در اوایل سلطنت شاه شیخ هنگامی که حافظ 27 یا 28 ساله است با یار نمکین 14 ساله اش ازدواج می کند. او فقط یک بار ازدواج می کند و پس از درگذشت همسر دلبندش دیگر هرگز همسری اختیار نمی کند.

    بلبل شیراز خود را در سایه ی سرو مه رویش در خانه فارغ از سرو بستانی و شمشاد چمن می داند و بی نیاز از خوبان و مه رویان دیگر. همسرش به اندازه یی مقبول طبع شاعرانه و لطیف اوست که با داشتن یک چنین گل زیبایی در کنار خود خویشتن را فارغ از لاله و گل نسرین و برگ نسترن می خواند. این زمان اوج کام کاری و خوش دلی رند شیراز است زیرا که شاهی آزاداندیش و سخاوتمند و ادب دوست بر سر کار است و به اشاره ی او وزیر حاجی قوام بخشنده از هیچ گونه کمکی به حافظ دریغ ندارد.

    مرا در خانه سروی هست کاندر سایه ی قدش
    فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

    گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
    بحمدلله و المنّه بتی لشگرشکن دارم

    چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
    نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم

    به رندی شهره شد حافظ میان هم دمان لیکن
    چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم

    همسر او در سنین جوانی به عقد حافظ درمی آید، زمانی که 14 ساله است و رند شیراز چنان با بت نوجوانش و می دو ساله در کاشانه ی خود سرگرم است که هم صحبتی کسان دیگر را نمی خواهد، زیرا که نقش خال نگارش ذهن او را مشغول ساخته و از ساقی می خواهد که در خوشاب بیاورد و به حسود می گوید که کرم و سخاوت آصفی را ببیند و بمیرد.

    چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک
    که نقش خال نگارم نمی رود ز ضمیر

    بیار ساغر و در خوشاب ای ساقی
    حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر

    می دوساله و محبوب چهارده ساله
    همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر

    در مورد نام همسر حافظ اختلاف نظر وجود دارد. گروهی می گویند اسم او شاخه نبات بوده و استناد به این بیت حافظ می کنند که می گوید:

    کاین همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد
    اجر صبری ست کز آن شاخه نباتم دادند

    شاخه نبات نامی است غیرمرسوم و بیشتر محتمل است که اشاره ی حافظ به شیرین سخنی خود و تشبیه یارش به شاخه نبات که مظهر شیرینی است، باشد و او این را در بیتی دیگر به روشنی بیان می کند.

    حافظ چه طرفه شاخ نباتی ست کلک تو
    کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است

    به احتمال زیاد نام همسر حافظ نسرین بوده، هرچند که خواجه در 14 غزل از نسرین نام می برد، ولی چنان که شیوه ی اوست، در پرده سخن می گوید و شاید هم به دلیل تعصب شرقی اش از نام بردن صریح همسرش پرهیز دارد، ولی در چند بیت این اشاره روشن تر است، مانند:

    رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
    گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

    و یا:
    به بوی او دل بیمارِ عاشقان چو صبا
    فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

    و یا:
    خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین
    افسوس که آن سرو روان رهگذری بود

    همسر حافظ می بایستی در همان سال های اول ازدواج پسری به دنیا آورده باشد که تنها فرزند حافظ است و او هم در عنفوان جوانی در راه سفر نیمه کاره به هند همراه پدر، وفات می یابد.
    وفات همسر حافظ می بایستی در زمان سلطنت شاه شجاع و صدارت وزیرش خواجه تورانشاه اتفاق افتاده باشد. این وفات در سال های اولیه ی پادشاهی شاه شجاع می بایستی رخ داده باشد، یعنی سال های 760 و یا 761 و در ایام نوروزی. او در درگذشت همسرش غمی شبانه روزی دارد و نوحه ی قُمری را حرف درونش می داند که با او هم سوگ است و سوگوار ولی این حکم آسمان است و نمی شود در آن تغییری داد. او مجبور به تنهایی است.

    ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
    از این باد اَر مدد خواهی، چراغ دل بیفروزی

    ندانم نوحه ی قُمری به طرف جویباران چیست
    مگر او نیز هم چون من غمی دارد شبان روزی

    جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
    که حکم آسمان این است اگر سازی اگر سوزی

    نه حافظ می کند تنها دعای خواجه توران شاه
    ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

    غم و اندوه حافظ در سوگ همسرش هر چند او را خم می کند ولی نمی شکند، زیرا که زندگی ادامه دارد ولی او با افسوس از دوران خوش گذشته همراه با یار دلبندش یاد می کند. زمانی که بر لب آب، گل و سبزه با نسرین می نشست و در دامان طبیعت با او به راز و نیاز می پرداخت. اما اختر بدمهر آن یار پری وشش را از جنگ او بیرون می کند و او تنها می ماند با یاد آن ایام خوش ولی هنوز یادگار او در کنارش است.

    آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود
    سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

    از چنگ منش اختر بدمهر به در کرد
    آری چه کنم فتنه ی دور قَمری بود

    اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
    باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

    خوش بود لب آب و گل و سبزه ونسرین
    افسوس که آن سرو روان رهگذری بود

    دل گفت فروکش کنم ای شهر به بویش
    بیچاره ندانست که یارش سفری بود

    وفات نسرین می بایست در آن سفر بدون بازگشت اتفاق افتاده بوده باشد. او حتی نمی داند که آرامگاه یارش در کجاست و این را از نسیم سحری می پرسد، ولی به خود دلداری می دهد که نباید از باد خزان در چمن دهر رنجید، زیرا که زندگی بدون مرگ مفهوم خود را از دست می دهد و مرگ و زندگی هر دو روی یک سکه هستند و باید معقول بود و قبول کرد.

    ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
    منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

    عقل دیوانه شد آن سلسله ی مشکین کو
    دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

    ساقی و مطرب وی جمله مهیاست ولی
    عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

    حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
    فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

    ولی حافظ باز هم خود را ناکام می بیند زیرا که یارش زود، خیلی زود از برش رفته و او حتی نتوانسته با او وداع کند.

    شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
    روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

    بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
    وز پیش سوره ی اخلاص دمیدیم و برفت

    هم چو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
    کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

    همسر حافظ به دور از او رخ در نقاب خاک کشید و عاشق شیدا به خاک پای او و فرزندشان که نور دیده ی حافظ است سوگند می خورد که دیگر هرگز بی رخ یارش فروغ از چراغ دیده ندیده و در نبود او نقش خیالش را در کارگاه دیده کشیده و هیچ هنگام یاری چو او نه دیده و نه شنیده و از نسیم صبحگاهی می خواهد که از آن تراب، غباری به نزد او بیاورد.

    خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
    به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

    از کوی یار بیار، ای نسیم صبح غباری
    که بوی دل خون از آن تراب شنیدم

    به خاک پای تو سوگند و نور دیده ی حافظ
    که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

    پسر جوان حافظ آن قرة العینش و آن میوه ی دلش نیز چندی پس از درگذشت همسرش در عنفوان جوانی در زمانی که حافظ برای او آرزوها داشت فوت می کند و فلک به جای لوح سیمین در کنارش لوح سنگین بر سرش می نهد.

    دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
    نصیبش بودی از این تاق رنگین

    به جای لوح سیمین در کنارش
    فلک بر سر نهادش لوح سنگین

    بلبل شیدا و طوطی شکرمنقار نور دیده ی خود را نیز از دست می دهد. ولی آه و فریادش از چشم حسود مه و چرخ به جایی نمی رسد و ماه کمان ابرویش در لحد منزل می کند و گلی که این بلبل خوش الحان با خون دل حاصل کرده بود به دست باد خزان پریشان می گردد و سیل فنا او را با خود به فنا می برد.

    بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
    باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

    طوطیی را به خیال شکری دل خوش بود
    ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

    قرة العین من آن میوه ی دل یادش باد
    که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

    آه و فریاد که از چشم حسود مه و چرخ
    در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد.

    منبع::http://www.ayehayeentezar.com/thread41904.html
    https://www.uplooder.net/img/image/97/fd9e0bdec4e56685fee40458946bb100/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512-3.jpg

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 4th January 2016, 12:40 AM
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 4th January 2016, 12:28 AM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11th May 2013, 12:46 PM
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 29th August 2012, 12:37 PM
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 23rd September 2008, 11:26 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •