PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : زمين شناسي ايران با شما



محسن آزماینده
5th August 2011, 05:37 PM
دوستان اين تابيك ايجاد شده تا مناطقي كه در انجا سكونت داريد را به صورت علمي معرفي كنيى
ممنون

محسن آزماینده
5th August 2011, 05:39 PM
جغرافيايي دشت مغان



دشت مغان سرزمينی هموارومسطح است که از آبروفتهای رودخانه ارس و شعبات آن بوجود آمده است ، بغير ازمرز مشترک مغان با مشکين شهر و جمهوری آذربايجان در منطقه جنوبی و جنوب شرقی گرمی که شکل کوهستانی دارد در بقيه نقاط آن عارضه مهمی به چشم نمی خورد .
اين منطقه در حوزه آبريز دريای خزر واقع شده است . دشت مغان دنباله جلگه های ساحلی غرب خزرمی باشد که ارتفاع متوسط آن در کرانه های رود ارس و بالهارود بين 50 تا 100 متر است و بتدريج به طرف جنوب با شيب کم به ارتفاع آن اضافه می شود . بنابر اين ارتفاعات اين منطقه منحصر به چند کوه زير می باشد که در نواحی جنوبی دشت مغان قراردارند :
کوههای خروسلو :
اين رشته کوه در جنوب دشت مغان قرارگرفته است . ارتفاعات خروسلو دشت مغان را از دو بخش انگوت و اوجارود جدامی سازد ، معرفترين نقطه آن جهان خانملو نام دارد و ارتفاع آن به 700 متر می رسد که ارتفاعات جنوبی دشت مغان را تشکيل می دهد ارتفاعات خروسلو مربوط به دوره ميوسن تا عهد چهارم يا عهد حاضر است .
کوههای صلوات :
دنباله کوهستان طالش در شمال به توده کم ارتفاع و متوسطی می پيوندند که به کوههای صلوات داغ معروف هستند . حداکثر ارتفاع اين کوهها به 2228 متر می رسد . جهت آن شمال شرقی جنوب غربی که انتهای شمالی آن به دره ارس متهی می شود و دره ارس و رود مرزی ارس باران اين کوههارا از کوههای قفقاز جدامی سازد .
رشته صلوات در حقيقت حد فاصل بين رشته ارس باران و کوهستان طالش می باشد زيرا قبل از آنکه کوههای ارس باران به ارتفاعات طالش وصل شود گودال وسيعی در بين توده کوهستانی سبب جدائی کوهستانها شده و رشته ارسباران در شمال و توده سبلان در جنوب و ارتفاعات اوجارود در مشرق قرارگرفته اند . رودخانه قره سونيز درقعرين فرورفتگی جريان پيدا کرده و آبهای کوهستانهای مسير خود را از ساحل چپ و راست خود جذب کرده و رشته ارسباران را بطور عمودی بريده و به طرف ارس جريان پيدا کرده است .
اين رودخانه در طرفين مجرای خود وضغ توپوگرافی متضادی را بوجود آورده که در مغرب ارتفاعات و عوارض نسبتا ًشديد تر ولی درمشرق يک توده کم ارتفاع به نام صلوات داغ تشکيل داده است . دره ای که در اثر اين فرورفتگی به علت بهم پيوستن آبهای جاری از ارتفاعات ارس باران تشکيل شده ، مسيری طبيعی برای شهرهای اردبيل و اهر بسوی دشت مغان و سواحل رود ارس ، تشکيل داده است .
رشته صلوات از سنگهای آتشفشانی و آذرين تخريبی آئوسن تشکيل شده وبه سمت شمال به سنگهای روسوبی همين دوره تبديل می شود . سنگهای کرتاسه در طاقديسها برون زدگی دارند و روند شرقی – غربی نشان می دهد که به سوی شرقی بتدريج به جنوب متمايل می شوند . اين رشته کوه به طول 46 کيلومتر مرز بين مغان و مشکين شهر را تشکيل داده و شامل کوههای صلوات ، کلانتر و سامانلو داغ می باشد و بلند ترين ارتفاع اين کوهها 2050 متر است .
کوه قلی تاش :
در دهستان اوجارود ( 12 کيلومتری جنوب غربی گرمی ) در مرز ايران و جمهوری آذربايجان واقع شده و ارتفاع آن 2204 متراست .
کوه دنگوز گدوک :
اين کوه در دهستان برزند واقع شده و بلندترين قله ارتفاعات صلوات است . ارتفاع آن 2050 متر و سرچشمه رود سمبورچای است
کوه کلانتر:

در دهستان انگوت واقع شده و جزو رشته کوه صلوات است . ارتفاع آن 1950 متر و يکی از سرچشمه های سمبورچای است .
4 – زمین شناسی :
در دشت مغان تراسهای چندی وجود دارد که حدود 24 متر از سطح دريای آزاد و 52 متر از سطح دريای خزرارتفاع دارند . دريای خزر درياچه محدودی است که سطح آب آن درزمان گذشته بالاتر از زمان حال بوده است .
دکترحريريان در باره ژئو مرفولوژی و زمين شناسی نواحی پست ساحلی خزرچنين می نويسد :
استپ ترکمنستان در شرق همانند استپ مغان در غرب از طبقات و لايه های متعلق به نئوژن و دوران چهارم تشکيل شده است . استپ ترکمنستان از جنوب به شمال ابتدا خصوصيات ساختمانی کپه داغ را گرفته و بعدا ًبه هسته مقاوم فلات توران وصل می شود در حالی که استپ مغان يک ناحيه پست چاله ای است که خصوصيات سنکلينال را داشته و از شمال وجنوب بوسيله کوههای مرتفعی احاطه شده است .
تشکيلات دشت مغان و ارتفاعات خروسلو مربوط به دوره ميوسن تا دوران چهارم بوده و از کرانه ارس به پائين به ترتيب زير قراردارد:
الف ) تشکيلات رسوبی رودخانه ای و بعد از آن روسوبات قديمی اطراف رودخانه تا حدود اولين تراسها مرکب از مواد آهکی ، سنگهای آهکی ، دولوميتی، کونگولومرا و مواد رسوبی می باشد .

afarideh
6th August 2011, 01:11 AM
شهرستان بندرعباس در شمال تنگه هرمز قرار دارد. وسعت آن ۲۷۳۱۶ کیلومتر مربع است. این شهرستان از سمت شمال به شهرستان حاجی آباد و از سمت شرق به شهرستان‌های میناب و رودان، از غرب به شهرستانهای: بندرخمیر (http://www.njavan.ir/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%AE% D9%85%DB%8C%D8%B1) و بندر لنگه (http://www.njavan.ir/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%A8% D9%86%D8%AF%D8%B1_%D9%84%D9%86%DA%AF%D9%87)، و از جنوب به خلیج فارس (http://www.njavan.ir/wiki/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3) و جزیره قشم محدود می‌باشد.
شهر بندر عباس مرکز شهرستان بندر عباس (http://www.njavan.ir/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%A8% D9%86%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3) است. وسعت این شهر که در ساحل خلیج فارس (http://www.njavan.ir/wiki/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3) واقع شده‌است حدود ۴۵ کیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۰ متر می‌باشد.
نزدیک‌ترین شهر به بندرعباس شهر قشم (http://www.njavan.ir/wiki/%D9%82%D8%B4%D9%85) (مرکز جزیره قشم) با حدود ۲۸ کیلومتر می‌باشد. فاصله بندرعباس تا تهران (http://www.njavan.ir/wiki/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86) ۱۳۳۳ کیلومتر می‌باشد.
شهر بندر عباس از شمال به ارتفاعات و کوه ها و از جنوب به دریا منتهی میشود؛ بنابراین موضوع شیب عمومی شهر در راستای شمال به جنوب میباشد. بخش وسیع و قابل توجهی از شهر از جمله محله سورو در جنوب غربی شهر و جنوب خیابان امام خمینی حد فاصل خور شیلات و خورگورسوزان و جنوب محله نخل ناخدا دارای سطحی هموار بوده واز ارتفاعی بین ۰٫۶ متر تا حداکثر ۵ از سطح دریا برخور دار میباشد.
در تقسیم بندیهای استانی قدیم، بندرعباس (به همراه میناب و شهرهای شرق هرمزگان) شهرستانی از استان کرمان قدیم (استان ۸) بود و بعدها به عنوان استان ساحلی و سپس هرمزگان مستقل گردید.
توان معدني
در استان هرمزگان، تاريخچه تكوين زمين‌شناسي نشانگر عملكرد، حوادث و فرآيندهاي مختلف زمين‌شناسي است كه موجب افزايشتوان معدني استان گرديده است.
در غرب استان، وجود كمربند چين خورده زاگرس و شرايط خاص زمين‌شناسي حاكم بر آن موجب تجمع ذخائر هيدروكربوري قابل توجه گرديده است. افزون بر آن، ناحيه مورد نظر از نظر ذخائر معدني غيرفلزي توانائي كافي دارد.
در خاور استان وجود كمربندهاي افيوليتي، فعاليت ماگماتيسم و فرآيندهاي گرمايي پتانسيل‌هاي معدني متنوعي از ذخاير فلزي و غير فلزي فراهم آورده‌اند.
اطلاعات موجود حاكي از آن است كه استان هرمزگان، از نظر كروميت، تيتان، مس، منگنز و سنگهاي تزئيني و نما به ويژه ذخاير نفتي و گازي قابل باز يافت. پتانسيل خوبي دارد كه در صورت شناسائي، اكتشاف و بهره‌برداري مي‌تواند در توسعه اقتصادي استان نقش اساسي داشته باشد.
با توجه به پهنه‌هاي ساختاري، قلمرو‌هاي معدني استان هرمزگان عبارتند از:
الف ـ ناحيه زاگرس
ناحيه زاگرس غرب و شمال غرب استان را شامل مي‌شود. در اين ناحيه رسوبات دورانهاي اول، دوم و سوم به طور همشيب روي هم قرار دارند كه در پليوسن چين خورده‌اند. در اين ناحيه بيش از 80 عدد گنبد نمكي وجود دارد و سنگهاي ماگمائي و آشتفشاني در گنبدهاي نمكي گزارش گرديده‌اند. جزاير خليج فارس دنباله ارتفاعات زاگرس بوده كه بهدريا كشيده شده و قسمتهاي مرتفع آن از آب بيرون آمده است و به جز قشم، كيش ، لاوان و هندورابي بقيه جزاير استان غالباً به صورت گنبد نمكي (سازند هرمز) هستند كه شامل مجموعه‌اي از سنگها ماگمائي و دگرگوني هستند كه توسط توده‌هاي نمكي به سطح زمين رسيده‌اند. مواد معدني ناحيه زاگرس عبارتند از:
سنگ گچ
كه به طور عمده در مصالح ساختماني به مصرف مي‌رسد و ساير مصارف جنبي آن در ساخت سيمان، كودهاي شيميايي، پر كننده‌ها مي‌باشد. در حالحاضر تعداد 17 معدن سنگ گچ با ذخيره‌اي بالغ بر ميليونها تن در غرب استان وجود دارد كه محصولات نهائي آنها به صورت پودر گچ و ماكادام در بازارهاي داخلي و خارجي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ماكادام توليد شده از معادن مذكور به علت كيفيت مطلوب و پائين بودن هزينه حمل و نقل دريائي، مورد استقبال بازار كشورهاي خليج‌فارس قرار گرفته است كه از اين طريق ارز قابل توجهي وارد كشور مي‌گردد. در اين راستا طي سال گذشته بالغ بر 000/80 تن سنگ گچ به كشورهاي مذكور صادر گرديده است.
لذا با توجه به تأثير اين موضوع در توسعه اقتصادي كشور بايستي نسبت به توسعه و بهبود معادن گچ و وضعيت معدن‌كاران اقدامات مناسبي صورت پذيرد.
سنگ نمك
بالغ بر 80 عدد گنبد نمكي در استان ا دهها ميليون تن ذخيره وجود دارد كه عمدتاً در نيمه غربي استان قرار دارند كه ان ماده معدني داراي مصارف مختلفي از جمله مصارف خوراكي صنعتي (صيد و صيادي)، تهيه كودهاي شيميائي مي‌باشد. با توجه به ذخاير بالاي اين ماده معدني مي‌طلبد كه بازار مناسبي جهت صادرات و بهره‌گيري از اين ذخاير معدني صورت پذيرد.
سنگ آهك
اين ماده معدني عمدتاً در مصالح ساختماني، سيمان، پر كننده‌ها، كودهاي شيميائي و كمك ذوبها به مصرف مي‌رسد. در حال حاضر شركت سيمان هرمزگان جهت تأمين سنگ آهك مورد نياز كارخانه اقدام به اكتشاف و شناسائي انديسهاي قابل توجهي از اين ماده معدني نموده است. از ذخاير سنگ آهك موجود در استان انواع سنگهاي لاشه، تزئيني و همچنين جهت بخت در كوره استفاده مي‌شود. نظر به مقاومت بالاي سنگ آهك در مقابل قليائيها مي‌توان در پروژه‌هاي ساحلي و بندرگاهي به نحو مطلولب از آن استفاده نمود.
خاك سرخ
اين ماده معدني در گنبدهاي نمكي و برخي از جزاير خلج فارس يافت مي‌شود. در حال حاضر تعداد 4 معدن خاك سرخ در استان وجود دارد كه مهمترين و بزرگترين آنها معدن خاك سرخ هرمز با ذخيره‌اي بالغ بر 000/390 تن واقع در جزيره هرمز مي‌باشد. خاك سرخ معدن مذكور از نوع درجه يك و در دنيا بي‌نظير مي‌باشد كه طي سالهاي گذشته به كشورهايي از قبيل پاكستان، هند، عمان، امارت متحده عربي، فرانسه، انگليس و پرتقال صادر مي‌گرديده است.
مصرف اين ماده معدني در رنگ‌سازي و لعابها، لاستيك‌سازي، رنگ‌اميزي بتن و مصالح ساختماني، سراميك، كاغذسازي، لوازم آرايشي، كودها و شيشه‌سازي مي‌باشد. مصرف عمده خاك سرخ در رنگ‌سازي جهت تهيه و توليد ضد زنگ اخرائي مي‌باشد.

گل سرشوي (بنتونيت)
مصارف انواع خاص آن در صنعت حفاري، بي‌رنگ كننده‌ها، جذب كننده‌ها و تصفيه مي‌باشد كه ذخاير اين ماده معدني در مناطق غربي و شمال غرب استان شناسائي گرديده است.
سنگ آهك
مصرف عمده آن در صنايع فولاد مي‌باشد ذخاير آهني استان (هماتيت) در جزيره لارك ، فارور، تنگ زاغ و بخش فين (مناطق آردان، تشكن و كوران) شناخته شده است كه در حال حاضر معدن تنگ زاغ در فاصله 110 كيلومتري شمال بندرعباس با ذخيره‌اي بالغ بر 12 ميليون تن توسط شركت راه‌آهن شهري تهران و حومه (مترو) مراحل اكتشافي را به پايان رسانده و هم اكنون مشغول آماده‌سازي است كه به بهره‌برداري رسيده است.
سنگهاي ساختماني
شامل سنگهاي آذرين و آهكي كه عمدتاً به صورت سنگ لاشه و نما مي‌باشد.
با توجه به اين كه اكثر معدن سنگ لاشه در نزديكي شهر بندرعباس واقع گرديده، سنگهاي حاصله در پروژه‌هاي بزرگ ملي از قبيل طرح احياء اراضي ساحلي شهر بندعباس، ساخت موج شكن، نصب تأسياست آب شيرين كن مجتمع ‎آلومينيوم المعدي (عج) ايجاد محوطه و اسكله‌سازي شركت بين‌المللي صدرا در مجاورت كشتي‌سازي و… استفاده مي‌شود. معادن سنگ لاشه ديگري در مناطق بندر لنگه و جاسك وجود دارد كه سنگهاي مستخرجه در ساخت و اجراء پروژه‌هاي مختلف مصرف مي‌گردد.
ب ـ ناحيه فليش‌هاي مكران و آميزه‌هاي رنگين
اين نواحي شرقي و جنوب شرق استان را شامل شده و از سمت غرب به گسل ميناب محدود مي‌گردد. اين ناحيه شامل رسوبات حاصل از جريانهاي آشفته و سنگهاي آتشفشاني و رسوبات نواحي عميق (پلاژيك) دريائي، قطعات بزرگ تكتونيكي، سنگها اولترابازيك و ريفهاي آهكي مرجاني بوده و به طور كلي جزئي از كمربند افيوليتي آلپ ـ هيماليا مي‌باشد. انديسهاي موجود معدني شناخته شده عبارت است:
نسوزها
شامل كروميت، آزبست و منيزيت مي‌باشد كه ذخائر عمده كروميت در منطقه رودان و بشاكرد مي‌باشد. ذخاير منيزيت قابل توجهي شناسائي نگرديده است. معادن كروميت فارياب در ذخيره بيشتري نسبت به كروميتهاي ساير نقاط ايران مي‌باشد كه با احداث پالايشگاه، فروكروم آبادان ميزان استخراج كروميت از معادن مذكور افزايش چشمگيري داشته و علاوه بر تأمين مواد اوليه پالايشگاه، سالانه حدود 300-250 هزار تن نيز به كشورهاي چين و ژاپن صادر مي‌شود كه از اين طريق ارز قابل توجهي وارد كشور مي‌گردد. در شمال شرق ميناب، راهدار و بشاكرد نيز پتانسيل‌هائي از كروميت شناسائي شده است.
منگنز
انديسهائي از آن در مناط كوه شاه احمدي و بشاگرد كشف گردده است و طي سال 74 شركت معادن فارياب جهت تأمين بخشي از خوراك پالايشگاه آبادان اقدام به پي‌جوئي. اكتشافات و اخذ 10 فقره موافقت نامه اصولي جهت اكتشاف منگنز در اين مناطق نموده است.
تالك
مصرف عمده آن در صنعت پر كننده‌ها و لوازم بهداشتي م‌باشد. انديسهائي از آن تا كنون در منطقه بشاگرد (در پهن) شناسائي گرديده است.
اسمكتيت
منابع آن در بشاگرد غربي شناسائي شده است. مصرف عمده آن در صنعت نفت، لوازم بهداشتي، تصفيه آب، مصارف داروئي، پر كننده‌ها، بي‌رنگ كننده‌ها و جذب كننده‌ها مي‌باشد.
سنگهاي تزئيني و نما
انديس‌هاي شناخته شده آن در خميني شهر بشاگرد و منطقه كوه شاه‌احمدي و رودان قرار دارند. كه طي سال 74 اين اداره كل در منطقه خيرآباد رودان اقدام به اكتشاف مقدماتي در قالب طرح اكتشاف مقدماتي سنگهاي تزئيني نموده است.
ج ـ زون سنندج ـ سيرجان
اين ناحيه مراحل دگرگوني و ماگماتيسم‌ فراواني را پشت سر گذاشته و فعالترين ناحيه ساختماني ايران است. كه شامل سنگهاي آتشفشاني، ماگمائي و رسوبي تخريبي بين لايه‌اي، آهك گلوبي ژرين و سنگهاي دگرگوني از قبيل گنايس، گارنت، شيست، آمفيبوليت، كالك شيست، ميكاشيست، گرين شيست و سنگ‌چيني مي‌باشد مواد معدني اين ناحيه عبارتند از:
ـ سنگهاي تزئيني و نما: كه عمدتاً سنگ جيني بوده با ذخيره دهها ميليون تن كه اكثر مجوزهاي اكتشاف اداره كل مربوط به سنگهاي چيني اين منطقه مي‌باشد ذخاير آن از شمال حاجي‌آباد به طرف كوه شاه احمدي تمركز دارند معدن سنگ چيني قدمگاه كه يكي از مهمترين معادن منطقه مي‌باشد در باغات حاجي آباد واقع گرديده كه از سال 71 به صورت مكانيزه در آمده است و بهره‌برداري اين معدن متعلق به شركت سهامي كل معادن مي‌باشد كه داراي 6 كارگاه بوده كه به پيمانكاران واگذار گرديده است و عمده سنگهاي استخراجي به سنگ‌بريهاي استان‌هاي كرمان، اصفهان، فارس، تهران ارسال مي‌گردد.
همچنين در اين منطقه محدوده‌هاي ديگري از سنگ تزئيني (معدن دهنه خشك و آق شتيل) وجود دارد كه مراحل اكتشافي را به پايان رسانده است كه پس از آماده‌سازي و تجهيز، بهره‌برداري از آنها شروع شده است.
ـ كاني‌هاي خانواده گروناو آندالوزيت:
كه مصارف عمده آنها در صنايع ساب و ديرگدازه‌ها مي‌باشد.
سيليس
مصارف عمده آن در كارخانه سيمان، ريخته‌گري، شيشه‌گري،… مي‌باشد. انديس‌هائي از آن در شمال استان (حاجي آباد) شناسائي شده است.

*FATIMA*
6th August 2011, 02:19 AM
بندر بوشهر

استان بوشهر با وسعت 5/23167 كيلومتر مربع در جنوب غربي جمهوري اسلامي اران و در حاشيه خليج فارس به طول 625 كيلومتر وقاع شده است . جمعيت استان بوشهر مطابق آخرين برآوردهاي انجام شده بالغ بر 800 هزار نفر است . اين استان پيش از ورود آرياييها به ايران محل سكونت اقوام و گروههاي نژادي گوناگون بوده است . گويش غالب مردم استان بوشهر به زبان فارسي لهجه دار ، در برخي مناطق گويش لري و زبان تعدادي از ساكنين مناطق جنوبي عربي است . بيش از 99 درصد ساكنين استان بوشهر مسلمان و شيعه ، در برخي مناطق جنوبي استان اهل تسنن و تعداد اندكي نيز شامل اقليت هاي مذهبي مي باشند .

براساس آخرين اصلاحات صورت گرفته در تقسيمات كشور ، استان بوشهر داراي نه شهرستان به اين شرح است كه در ادامه درباره آنها توضيحاتي ارائه خواهد شد : شهرستانهاي بوشهر ( مركز استان ) ديلم ع گناوه ، دشتستان ، تنگستان ، دشتي ، دير ، كنگان ، جم.

آب و هواي غالب مناطق استان بوشهر گرم و بياباني است . ميانگين دماي سالانه 27 درجه ساتني گراد ، رطوبت نسبي حدود 65 درصد و ميانگين بارندگي 250 ميليمتر مي باشد.

سابقه سكونت بر كرانه هاي درياي پارس به حدود شش هزار سال قبل بر مي گردد . از زمان شروع امپراتوري ايلام ، ليان ( بوشهر كنوني ) از وزنه هاي مهم ايلام در استان ساحلي جنوبي ( از حدود بندر ديلم تا بندر سيراف قديم كه آثار بر جاي مانده از آن در حوالي بندر طاهري در شهرستان كنگان واقع است ) از لحاظ حفاظت دريايي مرزهاي جنوبي ، تجارت با حوزه جنوب شرقي درياي پارس شامل نواحي اقيانوس هند و جنوب شرقي آسيا و موقعيت مهم مذهبي به لحاظ وجود معبد ايزد بانوي بزرگ ليان به شمار مي رفت بندر بوشهر بعلاوه پنج بندر مهم ديگر واقع در اين استان ساحلي در دوران هحامنشيان ، سلوكيان ، اشكانيان و ساسانيان نيز به لحاظ موقعيت ويژه خود خمورد توجه قرارداشتند ليكن در زمان افشاريه و قاجار بندر بوشهر مركز توجه قرار گرفت و بتدريج از اهميت ساير بنادر كاسته شد تا جائيكه اكنون از برخي از آنها فقط نامي باقي مانده است .

استان بوشهر به لحاظ موقعيت جغرافيايي خود داراي ويژگيهايي منحصر بفرد است كه ساختار اقتصادي و سرمايه گذاري و اشتغال غالب استان براساس آنها شكل گرفته است .

ذخاير عظيم نفت و گاز و استقرار پالايشگاه گاز فجر جم ، مجتمع پتروشيمي خارگ ، استقرار بزرگترين پايانه نفتي خاورميانه در جزيره خارگ ، سرمايه گذاريهاي عظيم صورت گرفته در نطقه ويژه اقتصادي پارس، توليد 70 درصد نفت فلات قاره كشور ، استقرار ميادين گازي متعدد از جمله پارس جنوبي و شمالي، و كنگان با مجموع ذخيره اي معدل 12 ميليارد متر مكعب گاز ه واقع شدن درصد ذخاير گازي كشور و 7 درصد ذخاير در منطقه عسلويه ، استان بوشهر را به قطب اصلي توليد انرژي كشور و مبناي بسياري از برنامه ريز هاي توسع اي نطقه مبدل و برنامه ريزيهاي گسترده نيز جهت استقرار صنايع انرژي بر با پيش بيني 500 هزار فرصت شغلي در سند توسعه استان پيش بيني شده است .

گستردگي مرزهاي استان بوشهر با دريا ، مزاياي حمل و نقل دريايي ، ارتباطات گذشته و فعلي بازرگاني با كشورهاي حوزه خليج فارس ، آسياس جنوب شرقي و شرق دور موجب شده است تا بازرگاني خارجي و فعاليت هاي مرتبط با آن بويژه حمل و نقل دريايي به عنوان يكي از مهمترين شاخص هاي استان مطرح و مورد توجه قرار گيرد .

ارتباط با رمزهاي طولاني آبي ، تنوع چشمگير انواع آبزيان خليج فارس ، استعداد اراضي حاشيه ساحل براي پرورش ميگو و فعاليت گسترده صيد و صيادي و آبزي پروري ، صنايع شيلاتي را بهعنوان يكي از مهمترين محورهاي توسعه استان بوشهر مطرح نموده است . هم اكنون بالغ بر 60000 هكتار از اراضي استان بوشهر در هفت شهرستان ساحلي شناسايي شده كه از اين ميان 23000 هكتار در حال مطالعه ، 13500 هكتار در حال واگذاري ، 6000 هكتار در دست ساخت ، 2200 هكتار در مرحله بهره برداري و 1500 هكتار زير كشت مي باشد .

استان بوشهر به عنوان بخشي از حاشيه جنوب غربي رشته كوه زاگرش كه در جبهه كوهستاني اين ارتفاعات و در كنار خليج فارس قرار دارد ، داراي معادن شناسايي شده متعدد و قابليت مصرف داخلي و صادرات از انواع رسوبي آهكي ، گچي ، مارني و نمكي و انواع انديسها از قبيل سنگ هاي ساختماني ، سنگ گچ ، مارن ، سنگ نمك ، فسفات ، بوكسيت ، دولوميت ، سلستين و مرمريت و ميان برآورد شده بالغ بر 1600 ميليون تن مي باشد . اين مزيت موجب شكل گيري انواع صنايع مرتبط و احداث اسكله هاي اختصاصي صادراتي و اشتغال قابل توجه در اين بخش گرديده است .

معدن
استان بوشهر با دارا بودن 158 معدن فعال، 3/4 درصد از مجموع معادن فعال كشور را در اختيار دارد در حال حاضر 7 نوع ماده معدني به وزن بيش از 8/6 ميليون تن در اين معادن توليد مي شود بيشترين ميزان توليد معادن استان بوشهر سنگ لاشه است كه نزديك به 53 درصد توليدات معادن استان را شامل مي شود . مازن و واريز كوهي پس از سنگ لاشه بيشترين توليد را در بين مواد معدني بوشهر داراست. مواد معدني موجود در استان عبارتند از سنگ گچ، سنگ لاشه، فسفات، مازن و مرمريت. شهرستان دشتي داراي معادن سنگ لاشه ، سنگ گچ، شن و ماسه ، خاك رس معمولي ، معدن سنگ نمك و نمك آبي مي باشد كه در زمينه دارا بودن معدن گچ، سنگ و توليد مصالح ساختماني مقام اول را دارد كه به روش صنعتي از آنها بهره برداري مي شود و به كشورهاي عربستان، يمن، عراق، دبي و با واسطه به كشورهاي اروپايي و آمريكايي صادر مي شود.از ديگر تواناييهاي معدني شهرستان ذخاير فسفات است كه كاربرد آن در صنايع شيميايي و توليد كود شيميايي است.
نفت
ميدان كوه كاكي: اين ميدان در سال 1352 كشف گرديده است. اين ميدان داراي دو مخزن آسماري و بنگستان مي باشد كه در هر كدام يك چاه حفر شده است. درجه api نفت خام مخزن آسماري 9/24 و مخزن بنگستان 3/28 است.
ميدان نفت سنگين كوه مند: اين ميدان در 80 كيلومتري جنوب شرقي بوشهر و در كرانه خليج فارس واقع شده و داراي دو نوع سازند نفتي جهرم و سروك مي باشد.

گاز
ميدان مستقل گازي توسعه نيافته كوه مند: ميدان گازي كوه مند در سال 1355 كشف گرديد. اين ميدان در جنوب شرقي بندر بوشهر و در ساحل خليج فارس واقع شده است. اين ميدان داراي دو سازند گازي و دالان فوقاني مي باشد. اين ميدان در طبقات بالاتر و در سازندهاي جهرم و سروك داراي مقدار قابل توجهي نفت خام از نوع بسيار سنگين با درجه api بين 14 تا 16 است. در اين ميدان تاكنون 6 حلقه چاه حفر گرديده است كه بيشتر به منظور ارزيابي ميزان نفت خام در طبقات و سازندهاي نفتي صورت گرفته است . گاز توليدي كوه مند ترش و داراي درصد بسيار بالاي سولفيد هيدروژن است.

اتحاديه هاي صنفي
اتحاديه هاي صنفي شهرستان دشتي از سال 71 تشكيل شده و پس از برگزاري انتخابات اتحاديه هاي صنفي و تعيين اعضاء هيات مديره اتحاديه ها، انتخابات مجمع امور صنفي شهرستان برگزار و اعضاء هيات رئيسه مجمع امور صنفي انتخاب شدند و پس از آن فعاليت خود را به صورت مستقل شروع نموده اند و از سال 86 به بعد با پيگيريهاي انجام شده اين اداره كل اتحاديه هاي صنفي اين شهرستان از سال 87 بصورت مستقل و مجزا و در ساختمان جداي از ساختمان فعلي مجمع امور صنفي شروع به كار و فعاليت نموده اند و در حال حاضر طبق آمار سايت اصناف جمعاً تعداد 2584 واحد صنفي فعال و داراي پروانه كسب در شهرستان تحت نظر 13 اتحاديه و با نظارت مجمع امور صنفي و زير نظر كميسيون نظارت بر اصناف شهرستان دشتي فعاليت مي كنند و اين شهرستان داراي يك مجمع امور صنفي مشترك در شهر خورموج و دفتر نمايندگي آن مجمع در بخش كاكي به امر خدمت رساني به صنوف زير مجموعه فعاليت ميكند.
از مهمترین میادین نفتی این استان می توان از میدان های نفتی بهرگان، نوروز، ابوذر، اسفندیار، سروش، فروزان، فردوس، درود 1 و 2، هندیجان و مبارک در فلات قاره و نرگسی، خارگ، بوشهر، بوشکان، کوه کاکی در خشکی نام برد. این میادین درحوزه شهرستان های بوشهر، دیلم، گناوه، دشتستان، دشتی وکنگان قرار گرفته اند.
9 میدان گازی شناخته شده استان شامل میادین پارس جنوبی، پارس شمالی، نار، کنگان، میلاتون، میدان مستقل گازی توسعه نیافته کوه مند، وراوی، زیره و بینک می باشد.. بزرگ ترین میدان گازی استان که بزرگ ترین میدان گازی کشور و بزرگ ترین منبع گازی مستقل جهان نیز به شمار می رود، میدان گازی پارس جنوبی است. حدود 4/81 درصد ذخایر گازی استان به این میدان و بیش از 8 درصد ذخایر به میدان گازی پارس شمالی و مابقی ذخایر به هفت میدان دیگر اختصاص دارد.
سهم استان از ذخایر گازی تثبیت شده کشور و جهان به ترتیب 4/63 و 72/9 درصد است. میدان گازی پارس جنوبی به تنهایی 6/51 درصد ذخایر گازی کشور و حدود 8 درصد ذخایر گازی جهان را به خود اختصاص داده است.
اگه اطلاعاتی در مورد شهرستان های بوشهر پیدا کردم حتماً میذارم براتون .

deepdrip
6th August 2011, 11:04 AM
سلام به همه ی شما و طاعاتتون مقبول
وقتی مطالب قشنگتون رو خوندم از خودم خجالت کشیدم.
من تهران زندگی می کنم و اطلاعاتم جسته و گریختست.
اگه قرار باشه یه ربع در موردش شفاهی توضیح بدم ، میمونم
بازم دست مریزاد آقای آزماینده، واقعا بابت این پست ممنونم
باید برم وبگردی ببینم در مورد تهرانه پر از دود و ترافیک میتونم مطلبی زیبایی پیدا کنم یا نه؟
از بین شهر های معرفی شده فقط بندر عباس رفتم
و وصف دشت مغان رو خیلی خیلی شنیدم مخصوصا پارس آباد رو
امیدوارم هر جا هستید سلامت باشد و روزگارتون سرشار از تلالو انوار الهی باشه[golrooz][golrooz]

محسن آزماینده
6th August 2011, 08:30 PM
مرکز استان:اردبيل
مساحت : 18050 کيلومتر مربع
جمعیت: 1168011نفر
شهرهاى مهم :اردبيل، بيله سوار، نمين، نير ، گرمى،‌ پارس آباد، مشکين شهر ، خلخال
استان های همسایه از شمال به کشور آذربايجان؛ ازجنوب به استانهاى زنجان؛ از شرق به استانهاى گيلان و از غرب به استان آذربايجان شرقى محدود است .
جغرافیا: استان اردبيل بين طول هاى جغرافيايى ´55 °48 تا ´17 °44 شرقى و عرضهاى جغرافيايى ´42 °39 تا ´06 °37 شمالى قرار دارد اين استان داراى 9 شهرستان، 21 بخش، 19 شهر و 63 دهستان‌مى باشد.
بررسی نظامی استان
استان اردبیل یکی از استانهای فلات پهناور ایران است که با بیش از 17880 کیلومتر در شمال غرب ایران واقع و (حدود ۱٫۰۹ درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است . و شهر تاریخی‌ و مذهبی‌ اردبیل، مرکز آن‌ است‌.استان اردبیل بر طبق آخرین تقسیمات کشوری، شامل ۹ شهرستان ، ۲۵ بخش، ۲۱ شهر و ۶۶ دهستان می‌باشد. این استان در سال ۱۳۷۲ از استان آذربایجان شرقی جدا و به استانی مستقل تبدیل شد. استان اردبیل از شمال با 5/282 کیلومتر مرز مشترک توسط شهرستانهای پارس آباد ، اصلاندوز ، بیله سوار ، گرمی و نمین با کشور جمهوری آذربایجان همسایه است . دونقطه‌ اصلاندوز و بیله‌ سوار مغان‌ با جمهوری‌ آذربایجان‌ ارتباط‌ زمینی‌ دارد . همسایه جنوبی استان اردبیل ، استان زنجان می باشد که توسط شهرستان خلخال به طول 5/62 کیلومتر مرز مشترک دارد . مرز طبیعی شرقی استان اردبیل رشته کوههای طالش است که بین دو استان اردبیل و گیلان قرار گرفته است و تنها گذرگاه طبیعی بین این دو استان گردنه های زیبا و در عین حال دشوار حیران و اسالم است . استان اردبیل با 175 کیلو متر مرز مشترک توسط شهرستانهای اردبیل- کیوی – خلخال با استان گیلان همسایه است . استان آذربایجان شرقی با 324 کیلومتر مرز مشترک همسایه غربی استان اردبیل است . و بیشترین مرز مشترک را به خود اختصاص داده است .
اطلاعات زمین شناسی استان

اين استان واقع در شمال خاورى خط تبريز ـ زنجان ، شمال قزل اوزن و غرب رشته کوههاى طالش با چهره بارز آتش فشان سبلان ( 4810) متر و گدازه هاى آن بين رشته کوههاى قره داغ و طالش از مشخصه هاى زمين شناسى اين استان است . رشته کوه بز قوش در شرق بستان آباد و شمال ميانه با روندى تقريباً خاورى ـ باخترى و ساختار هاى گسله در جنوب و شمال محدود مى گردد. اين رشته کوه به طور کلى از واحد هاى آذر آوارى يا آتش فشانى و نفوذيهاى پالئوژن تشکيل يافته که هسته کوچکى از رسوبات ژوراسيک و پالئوزوئيک در بخش خاورى آن ديده مى شود . مرز شمالى اين هورست ( بالا آمدگى ) کنار حوضه آجى چاى قرار دارد .

زمين شناسى استان اردبيل داراى تنوع ، پيچيدگى و تاريخچه تکوين طولانى است که پيکره کنونى آنرا با چهره اى متفاوت از ساير مناطق کشور بوجود آورده است .

- تکتونيک : اين استان در فرآيند تکوين زمين ساختى، مراحلى را از سرگذرانده است که به شرح زير خلاصه ميشوند :

الف ) تشکيل پى سنگ با پوسته قارهاى از نوع گندوانايى در پرکامبرين پسين و نهشته شدن رسوبات پلاتفرمى پالئوزوئيک ـ ترياس ميانى روى آن

ب ) پى سنگ شکل گرفته کهن در زمان ژوراميک ميانى ـ کرتاسه همپا و هم راستا با پديده هاى ساختارى و اقيانوسى شدن تتيس متاثر گشته و در بخش هاى شمالى رخساره و سازند هايى همسان با سازندهاى اقيانوسى قفقاز بوجود آمده است .

رخنمونهاى وسيعى از اين رخساره ها در باختر قره داغ ( ناحيه کليبر ـ سونگون ـ سيه رود ) ديده مى شود که به دليل دارا بودن صفات و قابليت با رزى از نظر ژئوشيميايى بستر نسبتاً مناسب را براى کانى سازيهاى بعد از مزوزوئيک بوجود آورده است . اين رويداد به آغاز شکل گيرى ژئوسنکيلينال مرتبط بوده و ويژگى هاى آن را دارا مى باشد . بدين ترتيب ميتوان گفت : که از نظر جنس و سرشت پى سنگ ، بخش عمده اى از استان زير بنايى با پوسته قاره اى دارد و تنها در محدوده هاى خاصى قطعات تکتونيزه با سرشت پوسته اقيانوسى ظاهر گشته است . بدين جهت در زمان کرتاسه اين استان عموماً صفات کرانه قاره اى يا ساحل اقيانوسى فعال به خود مى گيرد و متاثر از حوادثى مى شود که عموماً در چنين محيطهاى ژئوديناميکى مى تواند حاکم باشد .

در زمان کرتاسه فوقانى ، دوره بسته شدن بازوال اقيانوس مزوتتس در فراسوى مرزهاى شمالى اين استان است که با تکتونيک فشارى ، راندگى و ايجاد سفره هاى (NAPPES ) ساختمانى است .

گرچه از نظر متالوژى ميتوان قائل به نوعى حادثه بازپويايى تکتونوماگمايى ( tectono-magmatic reactivation ) در اين محدوده از سرزمين ايران بوده اما فاقد ساز و کار چندان مناسبى براى تشکيل معادن و کانسارها بوده است . زمان ترسير(پالئوژن ) از جمله ادوار مهم در زمين شناسى استان است . گسترش حوادث ماگمايى و تنوع فرآيندهاى ماگماتيسم منجر به انباشته شدن فورانهاى زير دريايى ، آذرآوارى ، گدازه هاى قاره اى ، عموماً با ترکيب بازى تا ميانه (basic to intermadiate ) داشته است که همانند رشته کوههاى طارم ، سيستم ولکانوپلوتونى پالئوژن را بوجود مى آورد . اين سيستم ويژگى هاى حاشيه قاره اى داشته و مشخصات کالکوآکالن تا شوشونيتى دارد و ساز و کار مناسب را جهت کانى سازى مس ، موليبدن ، سرب و روى را فراهم ساخته است . اين فاز ماگماتيسم همزاد با کوهزايى به حساب مى آيد .

زمان نئوژن دوره اى با توسعه و تشکيل ساختارهاى تکتونيکى کششى شمال خاورى است که در برخورد با روند هاى ساختارى شمالى ـ جنوبى و شمال باخترى توانسته کانونهاى ماگماتيسم از نوع قليايى ( بازالت ، ريوليت ، ريوداست ) و هم ارزهاى نفوذى آنها را توسعه بخشد .
اواخر نئوژن و زمان کواترنر توسعه و لکانيسم سيستم سبلان در تقاطع خطواره هاى شمال خاورى يا شمال باخترى است که ساختار تکتونيکى اين ناحيه را تغيير شکل داده و بصورت يک volcanic basin دشت اردبيل را بوجود آورده است .

«hiva»
13th August 2011, 01:56 AM
موقعيت جغرافيايي
استان مازندران در شمال ايران قرار دارد.حد شمالي آن درياي مازندران،حد شرقي آن استان گلستان،حد جنوبي آن
استانهاي سمنان،تهران و قزوين و حد غربي آن استان گيلان مي باشد
ناهمواريها
شكل ناهمواريهاي استان مازندران به گونه اي است كه به روشني مي توان آنها را به دو قسمت جلگه اي و كوهستاني
تقسيم كرد.امتداد و جهت رشته كوههاي البرز،به صورت ديواري مرتفع در مسافتي طولاني،خط ساحلي و جلگه هاي
كناره اي درياي مازندران را محصور كرده است.بدين علّت،تقريباً در سراسر استان،شيب زمين از ارتفاعات به سوي جلگه
و درياي مازندران (از شمال به جنوب به سوي سواحل جنوبي،واز شرق به غرب به سوي سواحل شرقي دريا) كاهش
مي يابد.در محل تلاقي جلگه و كوهپايه هاي شمالي البرز،به علّت شدّت فرسايش و تراكم آبرفت،قسمتي از
ناهمواري هاي قديمي به وسيله رسوبات جديدتر پوشيده شده و تنها در بعضي نقاط به صورت تپه ظاهر شده اند.
در قسمت جلگه اي در سواحل جنوبي و شرقي درياي مازندران،تحت تأثير نسيم دريا و بادهاي محلي،تپه هاي ماسه اي
ساحلي تشكيل شده و سدي طبيعي و كم ارتفاع بين دريا و جلگه پديد آورده اند
الف)كوهها: رشته كوههاي البرز كه بر اثر كوهزايي آلپي دوره ترشياري تشكيل شده است.جلگه هاي ساحلي استان
مازندران را از قسمت داخلي ايران جدا نموده است.نیمه شرقی البرز غربی و تمام البرز مرکزی و قسمتس از البرز
شرقی در محدوده استان مازندران قرار دارند.بدین ترتیب،همراه با سایر عوامل طبیعی،شرایط جغرافیایی خاصی پدید
آمده است.رشته کوههای البرز در مازندران،به وسیله رودهای بزرگی از قبیل چالوس،هراز،بابل،تالار و نکا،که بر دامنه
شمالی آن جاری هستند،به واحدهای کوهستانی مشخص تقسیم می شود.با توجه به تفاوتهای محلی ناحیه ای،در
محدوده استان مازندران نیز می توان البرز را در جهت غربی- شرقی،به سه واحد غربی،مرکزی و شرقی تقسیم کرد.

ب)جلگه های ساحلی: حد فاصل خط ساحلی دریای مازندران و کوهپایه های شمالی البرز،نوار جلگه ای وسیعی که
عرض متغیر دارد،از غرب تا شرق استان مازندران گسترده شده است.
در اعصار یخچالی و بین یخچالی دوره کواترنری به تبعیت از شرایط آب وهوایی،نوسان شدیدی در سطح آب دریای
مازندران پدید می آمده است،به طوری که در آخرین عصر یخچالی،سطح آب دریای مازندران دها متر بالا تر از سطح
دریاهای آزاد بوده و گستره جنوبی و شرقی آن تا کوهپایه های البرز می رسیده است.پس از آن،به علت عقب نشینی
دریای مازندران،فرسایش شدید آبی و تراکم آبرفت رودهای حوضه ی اراضی وسیع و همواری در سواحل دریا به وجود
می آید ولی عرض و وسعت آنها تحت تأثیر شرایط محلی و ترکیب عوامل مؤثر قرار داشته است.در پیدایش و گسترش
جلگه های ساحلی استان مازندران،عواملی از قبیل میزان آب رودها،وسعت حوزه رودها،شیب بستر رودها،مقاومت
سنگها و عمق دریا مؤثر بوده اند.ولی این عوامل در هر نقطه،با توجه به شرایط محلی،به نسبتهای مختلفی با هم
ترکیب شده و توجیه کننده ویژگیها و تفاوتهای محلی و ناحیه ای جلگه ساحلی هستند.
آب و هوا
آب و هوای این استان را با توجه به خصوصیات دما و بارش،می توان به دو نوع معتدل خزری و مرطوب کوهستانی
(معتدل و سرد) تقسیم کرد.
الف)آب و هوای معتدل خزری:جلگه های غربی و مرکزی استان که تا کوهپایه های شمالی البرز محدود می شود،
آب و هوای معتدل خزری دارند.در این نواحی،به علت نزدیکی به دریای مازندران،دیوار کوهستانی البرز و کمی فاصله
بین کوه و دریا،دمای معتدل و رطوبتی زیاد دارد،به طوری که میزان بارندگی سالیانه به 1300 میلی متر می رسد،و توزیع
فصلی باران متناسب و دوره ی خشکی بسیار کوتاه است. به علت رطوبت نسبی بالا و پوشش ابری مداوم آسمان و
کمی ارتفاع،دمای هوا معتدل و دامنه گرمای آن محدود می باشد و تابستانهای گرم ومرطوب(در سواحل شرجی) و
زمستانهای معتدل و مرطوب دارد و یخبندان به ندرت اتفاق می افتد.قسمتهای شرقی این ناحیه،شرایطی مشابه آب
و هوای معتدل مدیترانه ای دارد.
ب)آب و هوای معتدل کوهستانی:با افزایش تدریجی ارتفاع از اراضی جلگه ای به سوی دامنه شمالی ارتفاعات البرز و
دوری از دریای مازندران،تغیرات خاصی در آب و هوای استان بوجود می آید.به طوری که در نوار ارتفاعی تقریباً 1500 تا 3000
متری (از غرب تا شرق) شرایط آب و هوای معتدل کوهستانی دارد که زمستانهای سرد یخبندان و طولانی،و تابستانهای
معتدل و کوتاه دارد.از ویژگیهای اصلی این محدوده،کاهش میزان بارندگی سالانه و دمای هوا است.قسمتی از ریزشهای
جوی در این نواحی بصورت برف بوده و تا اوایل دوره گرم در سطح زمین انباشته هستند
ج)آب وهوای سرد کوهستانی:در قلل کوهستانی مرتفع دامنه شمالی البرز در نوار ارتفاعی بالای 3000 متری، دمای
هوا به شدت پایین می آید و یخبندانهای طولانی ایجاد می کند و بدین جهت زمستانهای سرد و طولانی و تابستانهای کوتاه
و خنک دارد.در این قلمرو،ریزش غالباً به صورت برف است که به علت سردی هوا، در دوره سرما روی هم انباشته شده
وتا اواسط دوره گرما نیز دوام می آورند.در این محدوده آب و هوایی، در قلل منفردی مانند علم کوه،تخت سلیمان،دماوند،
شرایط تشکیل یخچالهای کوهستانی و انباشت دایمی برف فراهم شده است.بدین جهت،حتی در گرمترین ماههای
تابستان نیز ذخایر برف و یخ در این نقاط وجود دارد.
پوشش گیاهی
استان مازندران به دلیل موقعیت جغرافیایی شرایط آب و هوایی و جنس خاک،پوشش گیاهی متنوعی از قبیل جنگل انبوه،
چمنزار و استپ برخوردار است.مجاورت دریای مازندران و رشته کوههای البرز سبب شده است که به تبعیت از آب و هوا
در دامنه شمالی البرز از خط ساحلی دریای مازندران تا قلل مرتفع،بر حسب افزایش ارتفاع،پوشش گیاهی متنوعی به
صورت نوارهای مشخص به وجود آیند.به طور کلی،پوشش گیاهی این استان را می توان به جنگل و مرتع تقسیم کرد:
جنگل- از غرب تا شرق استان و از جلگه ساحلی تا ارتفاعات 2500 متری،جنگلهای انبوه خزری،به صورت نواری،دامنه
شمالی البرز را فرا گرفته است.در این جنگلها در جهت شمالی - جنوبی وغربی – شرقی بر حسب تغییر شرایط محلی
مانند آب و هوا،ارتفاع،جنس خاک و سنگها و شیب دامنه ها تغییرات گیاهی مشخصی به وجود می آید.از این نظر،
مازندران یکی از نقاط نادر جهان به شمار می رود.به طور کلی،در این جنگلها غلبه با درختان پهن برگ است که تا ارتفاع 1800
متری گسترش دارند.بعد از آن تا ارتفاع 2500متری،درختان سوزنی برگ ظاهر می شوند.بالا تر از آن،شرایط رویش
گونه های درختی محدود می گردد و پوشش گیاهی به چمنزار (همانند چمنزارهای آلپی اروپا) تبدیل می شود که در بهار
و تابستان سبز می شوند.در جهت غرب به شرق نیز تغییر گونه های درختی و تراکم جنگل محسوس است.در گذشته
جنگل متراکمتر بوده و گسترش شمالی بیشتری داشته است،ولی به علت رشد جمعیت،توسعه کشاورزی و بهره برداری
فزاینده،از وسعت جنگل کاسته شده و حد شمالی آن نیز به کوهپایه های البرز محدود گردیده است.جنگلهای استان از
درختهای متنوعی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از بلند،مازو،مَمرَز،آزاد،انج یری،توسکا،زبان گنجشک،
شاه بلوط،شمشاد،افرا، نمدار،نارون(مَلج یا اوجا) و راش.این جنگلها در اقتصاد،صنایع،اشتغال،شرایط آب و هوایی،
آبهای سطحی و زیر زمینی و خاک استان مازندران نقش مهمی دارند.

مرتع – به طور کلی،چمنزارهای کوهستانی، گیاهان زیر جنگل و گیاهان استپی مراتع استان را تشکیل می دهند،این
مراتع بر حسب ارتفاع و فصل مورد استفاده قرار می گیرند.مراتع ییلاقی به صورت چمنزار در ارتفاعات البرز در بالای حد
جنگلهای سوزنی برگ گسترش دارند و در فصل تابستان مورد استفاده دامداران استان قرار می گیرند.این مراتع توأم با
گیاهان جنگلی،وسعت زیادی دارند و از نظر ارزش اقتصادی جزو مراتع خوب کشور به شمار می روند.

زندگی جانوری
استان مازندران به دليل موقعيت جغرافيايي و شرايط اكولوژيك، مجاورت دريا با كوه، درياچه هاي فصلي، تنوع پوشش
گياهي و آب وهوايي، زندگي جانوري متنوعي دارد و مجموعه اي از جانوران كوهستاني، جنگلي، جلگه اي واستپي
تواَم با پرندگان بومي مهاجر و آبزيان، شرايط زيستي متنوعي به وجود آورده اند.پستانداراني از قبيل گراز،پلنگ،
گربه وحشي،آهو، ميش، قوچ، خرس، شغال، گرگ، گوزن وپرندگاني از قبيل شاهين، قرقاول، عقاب، كبك، و خزندگاني
از قبيل مار،لاك پشت وجود دارد.
در درياي مازندران و دهانه رودهاي آن،انواع ماهيان استخواني و غضروفي
(ماهي سفيد، كپور، سوف، ماش،اورنج و ماهيان خاوياري) يافت مي شوند كه زير نظر شركت شيلات شمال اداره
مي شود.
زبان و لهجه
زبان طبري يا مازندراني، بازمانده ي زبان ايرانيان قديم است كه ديرتر وكمتر از ساير زبانها تحت تاَثير زبانهاي بيگانه اي
چون عربي، مغولي، تاتاري قرار گرفته است.
تا قرن پنجم هجري، پادشاهان طبرستان به خط پهلوي مي نوشتند و سكه مي زدند. دو كتيبه كه به خط پهلوي در رِسِكت،
واقع در دودانگه ساري، و گنبد لاجيم واقع در سوادكوه به دست آمده است مؤيّد اين مطلب است.
فرهنگ وآداب و رسوم
از فرهنگ مردم مازندران در قبل از اسلام اطلاع دقيقي در دست نيست،ولي در دوره اسلامي مدارس بسياري براي
فرا گرفتن علوم قديمه داير شده است.
از دانشمندان و علماي اين خطّه مي توان ابن جرير طبري،مرز بان بن رستم،شيخ طبرسي و… را نام برد.
از علماي دين ومذهب مي توان حضرت آيت الله ميرزا هاشم آملي، حضرت آيت الله جوادي آملي،
حضرت آيت الله حسن زاده آملي و… را نام برد.
ويژگي هاي اقتصادي
از نظر كشاورزي، مازندران يكي از مناطق مهم اقتصادي كشور به حساب مي آيد.در حدود350000هكتار از كل
مساحت استان،زير كشت برنج، پنبه، گندم، جُو، دانه هاي روغني، مركبات و چاي قرار دارد.
برنج از محصولات مهم كشاورزي استان مازندران است.برنج از خانواده غلات بوده و خواستگاه اصلي آن آسياي
موسمي مي باشد كه به وسيله اعراب به كشورهاي خاورميانه انتقال يافته است.
از ديگر محصولات مهم استان مازندران، دانه هاي روغني است كه شامل سويا(لوبياي روغني)،آفتابگردان و كُنجد
مي باشد.همچنين از ذرت و تخم پنبه نيز در روغنكشي بهره برداري مي شود.
كشت چاي، باغداري،پرورش دام و طيور،ماهيگيري،نيز در بين مشاغل مختلف وجود دارد و چرخ اقتصاد و صنعت
مازندران را مي چرخاند.
معادن گوناگوني از قبيل زغال سنگ، فلورين، سُرب، باريت، سنگ آهك و مرمريت، سنگ گچ، معدن پوكه، سيليس
نيز در استان مازندران وجود دارد.
صنايع نساجي - صنايع ماشيني - صنايع غذايي - صنايع ساختماني نيز در مازندران فعاليت هاي خوبي را دارند كه
بعضي از آنها همچون صنايع نساجي مازندران، و در صنايع غذايي، كاله آمل و روغن غنچه صادرات جهاني دارند.


جاذبه هاي جهانگردي
استان مازندران با توجه به موقعيت جغرافيايي.وضعيت ناهمواري.شرايط مساعد آب وهوايي،وزش بادهاي مرطوب،
مجاورت با درياي مازندران،وجود سواحل طولاني،شبه جزيره ميان كاله،پوشش گياهي متنوع و سرسبز، حيات وحش،
رود هاي متعدد، چشمه سارهاي فراوان،آبهاي معدني وآب گرم(چشمه هاي آب معدني آب اَسك، عمارت، رامسر،
لاريجان، قُرمرض، آمولو، اِسترا باكو)، مناظر دلپذير و پاركهاي طبيعي، وجود آثار تاريخي،آداب و رسوم متنوع،مراكز
فرهنگي،اماكن مذهبي،صنايع دستي، صيد وشكار، فعاليتهاي ورزشي وتفريحي(شنا كردن در مناطق حفاظت شده،
سواركاري در كنار ساحل و در جنگل، و در زمستان اسكيت در مناطق حفاظت شده وپيست هاي استاندارد و…)،
جاذبه هاي قوي جهانگردي دارد.
از مراكز تفريحي و جذب جهانگرد در استان را مي توان سواحل درياي مازندران، پاركهاي طبيعي(دشت ناز ساري،
پارك جنگلي آمل، سي سَنگان و چالوس)،كاخهاي سلطنتي رژيم گذشته(صفي آباد بهشهر، رامسر)، واماكن
متبركه گوناگون را نام برد.
تقسیمات سیاسی استان
طبق آخرين تقسيمات كشوري،استان مازندران داراي15شهرستان و38بخش است.اين استان،36شهر دارد،
بيشترين جمعيت شهري استان، به ترتيب، در ساري،آمل، بابل و قائم شهر متمركزند.

*FATIMA*
7th December 2011, 09:43 PM
کرمانشاه


تاريخچه کرمانشاه:
در كاوشهايى كه از محل گنج تپه واقع در انتهاى شرقى دشت كرمانشاه بدست آمده است، قدمت آثار کشف شده در اين ناحيه به 7000 تا 8500 سال قبل از ميلاد ميرسد. علاوه بر آن، باستان شناسان آثارى از عصر پارينه سنگى و نوسنگى بدست آورده اند. آثارى چون كتيبه و نقش داريوش هخامنشی در بيستون، معبد آناهيتا، تاق بستان يادگارهاى بجا مانده تاريخ كهن كرمانشاه هستند.
رديفهاي چينه‌شناسي و سازندهايي كه در هر يك از گستره‌هاي اصلي منطقه با آنها برخورد مي‌شود تازگي داشته و عموماً با گستره همسايه خود تفاوت بسيار دارد، مهمترين بخشهاي موجود در اين منطقه را مي‌توان به صورت زير تفكيك كرد:الف- گستره زاگرس برجا (كوههاي اطراف ماهيدشت و اسلام‌آباد)ب- سفره‌هاي رورانده كرتاسه (راديولاريتهاي كرمانشاه – آهكهاي بيستون – افيوليتهاي صحنه هرسين)ج- ورقه‌هاي ترسير (گاوه رود واقع در جنوب غرب سنقر و شمال شرق روانسر).د- گسترده دگرگوني كرمانشاه – همدان (برون – برود – ريكو – اشتوكلين
)الف- گستره زاگرس برجا – تمام برونزدهاي واقع در بخش جنوب‌غربي كه در جلو راديولاريتهاي كرمانشاه جاي دارند را مي‌توان وابسته به اين گستره دانست و ستون چينه‌شناسي آن به صورت زير است:1- كهن‌ترين سنگهاي گستره مورد مطالعه در هسته يك تاقديس واقع در شمال غرب دره ماهيدشت و در نزديكي روستاي چقاقزان برونزد دارد، اين سازند شامل نهشته‌هاي بِرِشي و دولوميتي تيره رنگ بوده و حدود 300متر ضخامت دارد و هيچ‌گونه فسيلي در آن يافت نشده، از اين‌رو تعيين سن دقيق آن ناممكن است لذا سن آن را با توجه موقعيت چينه‌شناسي نسبت به سازندهاي ديگر تعيين شده است كه به احتمال قوي اين دولوميتها به ژوراسيك تعلق داشته باشد. (معادل سازند سورمه)به دليل آنكه دولوميتهاي فوق توسط آهكهاي ريزدانه با لايه‌بندي منظم در برش چقاقزان داراي فسيل گلوبوترونكانا پوشيده شده كه با توجه به نوع فسيلها مي‌توان آن را به كرتاسه زيرين نسبت داد.آهكهاي ديگري با سن‌ماستريشتين در شمال‌غربي سفيدكوه واقع در جنوب كرمانشاه نيز وجود دارد و به نام سازند پوق‌پاق ناميده مي‌شود. (برود1990)2- فليشهاي اميران – اين سازند با سن‌كرتاسه پاياني (ماستريشتين) و پالئوسن بر روي آهكهاي پوق‌پاق سفيد كوه قرار دارد و در تاقديسهاي ناحيه شيان و ناوديسهاي اسلام‌آباد در جهت جنوب غربي نيز برونزد دارد و به علت فقدان فسيلهاي راهنما سن آن را با تطابق‌دادن با سازندهاي مجاور مشخص شده‌است به طوريكه اين فليش بر روي آهكهاي اواخر كرتاسه قرار داشته و خود توسط آهكهاي پيشرونده پالئوس (ابتداي ترسير) كه معادل سازند تله‌زنگ است پوشيده مي‌شود.سرانجام در دامنه شمال شرق سفيدكوه اين فليشها به طور همبري غيرعادي توسط راديولاريتهاي كرمانشاه پوشيده مي‌شود. اين همبري با يك واحد بهم ريخته كه ضخامت آن به چند صدمتر مي‌رسد و شامل راديولاريتها و سنگهاي افيوليتي و سنگ‌آهك مارني در قله فليشهاي اميران رانده شده در بريدگي راه كرمانشاه به اسلام‌آباد نمونه جالبي از آن برونزد دارد كه با توجه به ميكروفسيلهاي آن چون‌ روتاليا و تكستولاريا سن آن را ماستريشتين بالا تعيين شده‌است. (برود1990)3- رسوبات ترسير – اين رسوبات با سن‌ائوس فليشهاي اميران را پوشانده كه استخوان‌بندي ناوديس‌هاي ناحيه اسلام‌آباد را تشكيل داده و شامل سه سازنده مشخص تله‌زنگ – كشكان – شهبازان با سن پالئوس – ائوسن مي‌باشند، و بالاخره سازند كنگلومراي بختياري (پليوسن) داراي گسترش محدودي در منطقه بوده و بيشتر در دامنه جنوبي كوه چياويزان و در گستره راندگيهاي راديولاريتي و افيوليتي در پيشاني راندگي كوه قارون واقع در جنوب غرب صحنه مشاهده مي‌شود.4- نهشته‌هاي جوان – در اين گستره در بين رسوبات جوان مي‌توان به مجموعه‌هاي رسوبات كواترنر شامل پادگانه‌هاي قديمي در بالادست رودها و يا در كناره‌هاي دره‌هاي بزرگ مانند ماهيدشت و رازآور و نيز دره‌هاي اصلي منطقه اشاره كرد.در دره ماهيدشت رسوبات به طور كلي رسي – آرژيلي بوده ولي در گستره سفره راندگي يعني دره‌ قره‌سو و گاماسياب به سمت جنوب شرق مواد آبرفتي گوناگون بيشتري دارند، اين آبرفتها از نظر ذخائر آبهاي زيرزميني غني بوده و به علت بالابودن سطح آبهاي زيرزميني در اين دره‌ها كشاورزي از رونق زيادي برخوردار است. (دشتهاي دينور- چم‌چمال – گاماسياب و ...
)ب- سفره‌هاي رورانده كرتاسه:اين راندگيها شامل سه گروه اصلي در منطقه هستند كه همگي در كرتاسه پاياني (ماستريشتين) تحت تأثير جنبشهاي ساختماني (تكتونيكي) قرار گرفته و در جهت جنوب غربي بر روي افقهاي كرتاسه زاگرس برجا رانده شده‌اند. اين سه گروه عبارتند از:راديولاريتهاي كرمانشاه – آهكهاي بيستون – افيوليتهاي صحنه و هرسينب-1- راديولاريتهاي كرمانشاه – راديولاريتها طبقات قرمز و خاكستري چرتها و شيلها و آهكهاي چرتي است كه همراه با توده‌هايي از سنگهاي بازيك تا بازيك شديد مشاهده مي‌شوند.(جيمز و وايند 1965)راديولاريتهاي كرمانشاه به صورت نواري كم و بيش منظم با پهناي حدود 15كيلومتر از ناحيه پاوه در شمال غرب شروع شده و با گذر از شهر كرمانشاه تا بروجرد در جنوب شرق به طور پراكنده گسترده است، با وجود پيچيدگيهاي ناشي از تغيير شكلهاي وارده براين واحد مي‌توان رديف چينه‌شناسي زير را در آن تشخيص داد:ترياس، ژوراسيك- اين واحد شامل يك سري آهكهاي زيستاواري (بيوكلاستيك) با لايه‌بندي تا اندازه‌اي منظم اغلب با گره‌هاي سيليسي همراه با ميان لايه‌هايي از افقهاي راديولاريت است، مجموعه فسيلهاي يافت شده در پايه آهكي اين واحد نشان‌دهند سن ترياس بالا، ژوراسيك زيرين است.ژوراسيك بالا، كرتاسه زيرين – اين واحد شامل توده مهمي از ژاسب با لايه‌بندي خيلي ظريف به رنگ قرمز و قهوه‌اي و گاهي متمايل به سبز است كه با ميان لايه‌هايي از مارن‌نازك قرمز رنگ راديولردار از يكديگر قابل تشخيص هستند، اين نهشته با تركيب برتر سيليسي و مورفولوژي ويژه به صورت تپه‌هاي قرمز متمايل به بنفش (تپه‌هاي پارك شيرين) كه به شدت خردشده (تكتونيزه) هستند در شهر كرمانشاه رخنمون دارند.مهم‌ترين ميكروفسيلهاي موجود در اين واحد، راديولرها هستند. سن اين رسوبات ژوراسيك بالا كرتاسه زيرين است، همچنين رخنمونهاي ديگري از راديولاريتها را مي‌توان در مسير جاده كرمانشاه صحنه در حاشيه كوه هجر(روبروي روستاي هاشم‌آباد) و پل شهدا مشاهده كرد، فراواني اكسيد آهن (هماتيت) موجب شده كه اين واحد كاملاً قرمز رنگ شده به طوريكه اين واحد را سنگ‌آهن چرتي نيز مي‌نامند. (برود1990)
ب – 2 – آهكهاي بيستون:برش و مقطع تيپ اين واحد در ناحيه بيستون توسط برود مطالعه شده و يكي از واحدهاي اصلي در گستره مورد مطالعه محسوب مي‌گردد، اين واحد تنها شامل آهك بوده و به صورت همبري غيرعادي بر روي راديولاريتهاي كرمانشاه جاي گرفته است و در نقاط ديگر نيز مانند كوه شاهو در شمال شرق و كوه شيرز در جنوب شرق كرمانشاه (راه هرسين) رخنمون دارد، اين سري آهكي همه دوران دوم از ترياس بالا تا كرتاسه بالا را شامل مي‌شود. رديف چينه‌شناسي اين واحد به صورت زير است:ترياس بالا – رديفهاي زيرين آهكهاي بيستون در پاي ديواره نزديك به دهكده كنشت (نزديك كرمانشاه) برونزد دارد كه برروي راديولاريتهاي كرمانشاه جاي گرفته و شامل 300 متر آهك با لايه‌بندي ضخيم و آهكهاي توده‌اي و ريفي در بالاست. ميكروفسيلهاي موجود در آن سن‌ترياس بالا را مشخص مي‌كند.ژوراسيك زيرين و مياني (لياس – دوگر) برروي آهكهاي ريفي ترياس بالا رديفهاي دولوميتي پديدار مي‌شود كه توسط لايه‌هاي آهكي دنبال مي‌گردد، اين آهكها در آغاز لايه‌لايه بوده و سپس تبديل به طبقات توده‌اي مي‌شوند با داشتن فسيلهايي چون اوربيتوسپلا سن لياس – دوگر را مشخص مي‌كند.(در پاي ديواره آن در مقطع تيپ بيستون مجسمه سنگي قرار دارد)ژوراسيك بالا (مالم) – رديفهاي آهكي ژوراسيك مياني بدون هيچ‌گونه نبود رسوبي يا دگرشيبي به صورت يك سري از آهكهاي ضخيم‌تر رو به بالا ادامه مي‌يابد، اين آهكها سازنده ديواره توده‌اي كوه بيستون است كه برروي آن نقشهاي برجسته‌اي از دوره هخامنشيان كنده‌كاري شده‌است.رخساره سنگ‌شناسي اين آهكها نشان‌دهنده تناوب آهكهاي پاياني و آهكهاي ريز دانه‌ داراي فسيلهاي بر قاره‌اي چون دوكفه‌ايها و شكم پايان و روزنداران است.كرتاسه زيرين – رسوبات آهكي ژوراسيك بالا با همان رخساره به كرتاسه زيرين تبديل مي‌شود چنانكه باز شناختن اين دو واحد از يكديگر دشوار است، اين مجموعه به بلندي حدوداً 2500 متر ديواره اصلي و برجستگيهاي ستبر واحد آهكهاي بيستون را تشكيل مي‌دهند. (پنجمين ديواره صخره‌اي دنيا)اين واحد با داشتن فسيلهايي چون اكتينوپورلا و كانئولينا سن كرتاسه زيرين را مشخص مي‌كند.كرتاسه بالا – افقهاي كرتاسه فوقاني آهكهاي بيستون در بُرش تيپ آن وجود نداشته بلكه در شمال روانسر شناسايي و مطالعه شده‌است، اين افق شامل يك مجموعه آهكي با ستبراي 200 تا 300 متر مي‌باشد.اين افق داراي ميكروفسيلهاي گلوبوترونكانا و گلوبوژرينا با سن كرتاسه بالا بوده و با دگر شيبي آشكار توسط آهكهاي اوليگو ميوسن (معادل تشكيلات قم) پوشيده مي‌شود.ب-3- افيوليتهاي صحنه و هرسينافيوليتها مجموعه‌اي از سنگهاي قليايي شديد (الترا بازيك) گابرويي و پيلولاوا همراه با سنگهاي رسوبي هستند، با توجه به وجود پيلولاوا (ساخت بالشي گدازه) و شباهت تركيب شيميايي يك مجموعه افيوليتي با سنگهاي پوسته اقيانوسي نتيجه گرفته‌اند كه افيوليتها خودبخشي از پوسته اقيانوسي بوده كه در مراحلي از اقيانوس‌زايي بوجود مي‌آيند.
)مسئله تعيين سن افيوليتها از دو ديدگاه اصلي مطرح است
:1- سن زمان تشكيل هر يك از اجزاء مختلف افيوليتي.2- سن زمان جايگيري ساختماني مجموعه‌هاي مذكور در مورد سن افيوليتهاي صحنه هرسين مي‌توان زمان تشكيل سنگهاي الترابازيك آن را مربوط به اوايل دوران اول (كامبرين و اردوويسين) و حتي پركامبرين دانست، و زمان جايگيري آن در كرتاسه بالا بوده‌است (ماستريشين).در اين مجموعه مي‌توان سه بخش را تشخيص داد:نخستين بخش در ناحيه غرب صحنه قرار دارد كه از سنگهاي قليايي شديد و پريدوتيت و پيروكسينوليت تشكيل شده‌است كه به صورت تپه‌هاي نه چندان مرتفعي در غرب صحنه مشاهده مي‌شوند و جاده صحنه كرمانشاه در چند نقطه آن را قطع مي‌كند و با مورفولوژي ويژه به رنگ سبز تيره ديده مي‌شوند.دومين بخش كه به سمت جنوب غرب ادامه دارد به شدت تكتونيزه شده و نمونه جالب آن در روستاي ارگنه برونزد داشته و رخساره آن از سنگهاي الترابازيك همراه با پولكهاي آهكي و راديولاريتها هستند كه در نتيجه فشارهاي ساختاري با يكديگر آميخته شده‌اند.سومين بخش از اين مجموعه در ناحيه هرسين قرار دارد كه سنگهاي افيوليتي آن از يك توده سرپانتينيت كه احتمالا همراه با مقادير قابل توجهي آزبست (پنبه نسوز) بوده كه با مطالعات بيشتر مي‌توان امكان بهره‌برداري و استخراج آن را مورد بررسي قرار داد. افيوليتهاي صحنه – هرسين همراه با راديولاريتهاي كرمانشاه و آهكهاي بيستون سفره رورانده كرتاسه پاياني را تشكيل داده و به طور دگر شيب توسط آهكهاي اليگوميوسن پوشيده مي‌شوند، همين پوشش پيش‌رونده ترسير است كه رويداد راندگي را در زمان كرتاسه پاياني تاييد مي‌كند.(برود1990)در ناحيه هرسين پيشروي دريا در زمان اليگوميوسن صورت گرفته و رسوبات پوششي ترسير سفره‌هاي رورانده كرتاسه از پايين به بالا شامل واحدهاي زير است
:واحد آواري – رسوبات افقهاي اليگوميوسن به طور دگر شيب برروي سنگهاي افيوليتي قرار دارند و شامل كنگلومرا كه در ابتدا دانه درشت بوده و رفته رفته به سمت بالا دانه‌ريزتر مي‌شود تا حدي كه اين كنگلومرا خود به ميان لايه‌هايي در افقهاي ماسه‌اي قرمز با عناصر راديولاريت تبديل مي‌شود
.واحد آهكي: اين واحد برروي افقهاي آواري قرار گرفته و شامل مجموعه‌اي از آهكهاي پايابي با ستبراي حدود 200 تا 300 متر است كه داراي لايه‌بندي نسبتاً منظم مي‌باشد.واحد آهكي در حد فاصل روستاهاي دهمراد خان و درويشان واقع در جنوب شرق صحنه نيز برونزد داشته و از آهكهاي ريفي به آهكهاي توده‌اي تبديل مي‌شود سن اين واحد با داشتن ميكروفسيل ميوژيپينا به ميوسن نسبت داده‌اند.(ميرزايي1370)در نقاطي از واحد آهكي فوق آثاري از دو كفه‌ايها و خارپوستان (كليپاستر) جمع‌آوري شده‌است
.واحد فليشي: واحد آهكي بوسيله يك سري رسوبات فليشي پوشيده شده كه از مارنهاي خاكستري داراي افقهاي ماسه‌اي – آهكي تشكيل شده‌است، اين واحد نيز داراي سن ميوسن مي‌باشد كه توسط كنگلومرايي پوشيده شده كه فاقد هرگونه فسيل بوده ولي با توجه به هم مانندي آن با كنگلومراي زاگرس خارجي مي‌توان آن را معادل كنگلومراي بختياري (پليوسن) دانست
.ج- پولكهاي ترسير (گاوه رود) – نام اين گستره از رودخانه گاوه رود گرفته شده كه از دشتهاي بلند سنقر سرچشمه مي‌گيرد و پس از گذر از پولكهاي ترسير در ناحيه بين سنقر و كامياران با جهت شرق به غرب وارد منطقه كامياران شده و برشهاي جالبي از اين رسوبات را نمايان مي‌سازد. د- گستره دگرگوني كرمانشاه همدان – اين واحد در واقع بخشي از زون سنندج – سيرجان بوده و بستگي بيشتري با ايران مركزي دارد، ولي به خاطر اهميت آن در منطقه به طور خلاصه توضيح داده مي‌شود.در راستاي كرمانشاه – همدان گستره دگرگوني زاگرس از صحنه در جنوب غرب تا همدان درشمال شرق برونزد دارد. در ناحيه صحنه اين سنگهاي دگرگروني برروي سفره‌هاي كرتاسه و پوشش ترسير رانده شده‌اند و در مركز گسترده دگرگوني مجموعه‌هاي بزرگ زير را مي‌توان تشخيص داد.1- پي‌سنگ دگرگوني (ژوراسيك) – شامل سري ولكانيكي آهكي سنقر و شيستهاي همدان الف- سري ولكانيكي آهكي سنقر – تمام اين ناحيه واقع در شمال و شمال شرق سنقر تا دشت اسدآباد و تپه‌هاي كنگاور قرار دارد كه از سنگهاي كم‌دگرگون شده و آهك و شيست تشكيل شده‌است.سريهاي كم‌دگرگون شده ناحيه سنقر و كنگاور كه اساساً از گدازه و آهكهاي دريايي و شيست تشكيل شده نشان دهنده سن ژوراسيك از لياس تا مالم پاياني است.ب- شيستهاي همدان – دشت اسدآباد از شمال و شرق توسط برجستگيهايي كه در آنها سازندشيستي برونزد دارد محدود شده‌است (شيست‌همدان) اين شيستها شامل يك سري بسيار ستبر و يكنواخت از شيلهايي به رنگ تيره و براق و اغلب فيليتي بوده كه داراي افقهايي از ماسه يا آهك نازك آواري هستند. شيستهاي همدان داراي سني معادل ژوراسيك بوده و اين سن را با توجه به ادامه شيستها به سمت گلپايگان كه برروي رسوبات پرموترياس قرار گرفته‌اند و نيز فسيل آمونيت از گونه كادوسراس تعيين شده‌است(برود1990)در ناحيه شرق كنگاور دو سري ژوراسيك كم‌دگرگون شده يكي واحد منحصراً ولكانيكي – آهكي سنقر و ديگري شيستهاي اسدآباد و همدان به سوي يكديگر گرايش پيدا مي‌كنند و در شمال شرق كنگاور اين دو سري آشكارا در هم نفوذ مي‌نمايند. بنابراين شيستهاي همدان با سن‌ژوراسيك به طور جانبي تبديل به سري ولكانيكي آهكي سنقر مي‌شود.2- سازند كرتاسه – در گستره دگرگوني، سازندههاي كرتاسه اساساً در كوههاي امروله و دالاخاني برونزد دارند سري كرتاسه در كوه امروله يعني در جايي كه به بهترين و كامل‌ترين صورت برونزد دارد از پايين به بالا از واحدهاي زير تشكيل شده‌است:يك افق ناپيوسته از ماسه سنگ‌آهكي كه برروي سنگهاي ولكانيكي – آهكي سنقر قرار دارد، آهكهاي زيستاواري (بيوكلاستيك) ابتداي كرتاسه و رديفهايي از آهكهاي اوربيتولين‌دار و مارن‌ و آهكهاي روشن با ستبراي نزديك به 2000 متر كه پيكره اصلي كوههاي امروله را تشكيل مي‌دهند و از شرق سنقر تا غرب اسدآباد ادامه دارد. در واحد آهكي فوق آثاري احتمالي از فسيل خزندگان مخوف يافت شده كه سن كرتاسه را با ترديد نشان مي‌دهد.بازسازي جغرافياي ديرين منطقهبا توجه به وضعيت ساختماني و زمين‌شناسي منطقه مي‌توان چنين نتيجه گيري كرد كه در اواخر دوران اول زمين‌شناسي (پالئوزوئيك) رژيم زمين ساختي كششي در زاگرس مرتفع حاكم گرديده كه در نهايت سبب زايش شاخه‌اي از اقيانوس جديد از تتيس در راستاي لبه زاگرس شده كه با جهت جنوب شرقي تا عربستان ادامه يافته است، تا زمان ترياس بالا – ژوراسيك، حوضه زاگرس مرتفع براثر حدوث شكاف اقيانوسي عميق باعث تجمع چرتهاي راديولاريتي شده و پوسته اقيانوسي به خوبي گسترش مي‌يابد.(بربريان و كينگ1981)در اين حال آهكهاي بيستون به صورت يك منطقه سكويي و يا يك منطقه برجستگي واحد راديولاريتي را در جهت شمال شرق محدود مي‌كرده است. (برود 1990)وجود دگرگونيهاي ضعيف تا متوسط ژوراسيك – كرتاسه در زون سنندج – سيرجان نشان مي‌دهد كه در ژوراسيك پاياني فرورانش پوسته اقيانوسي شاخه زاگرس تتيس جديد به زير لبه قاره‌اي جنباي ايران مركزي در جنوب برقرار شده و نيروهاي فشاري كرتاسه بالايي سبب رانش افيوليتها برحاشيه زاگرس مرتفع و پسروي دريا در اين مناطق شده‌است.(بربريان 1367) در ائوسن و اليگوسن پيشروي دريا باعث تشكيل رخساره‌هاي بر قاره‌اي بر روي مجموعه افيوليتي شده‌است، وجود رسوبات ريفي به وضوح نشان مي‌دهند كه حوضه دريايي كم عمق و آرامي در اثر اين پيشروي شكل گرفته و نبودن رسوبات ميوسن و پليوسن در اغلب نقاط مشخص كننده فاز فشاري در اين زمان است كه باعث پسروي دريا در منطقه شده‌است.
زمين شناسي اقتصادي
در خاور ناحيه، پيرامون روستاي گوهره، معادن متعددي از سنگ مرمريت تزئيني وجود دارد. اين معادن، شامل سنگهاي آهكي بلورين به سن ژوراسيك مي‌باشد. در بخشهايي از اين سنگ كه كاملاً بلورين نشده و بافت ريزدانه (ميكرايتي) اوليه را حفظ كرده‌اند، روزنه داران بنتيك ژوراسيك پسين شناسايي شده‌اند. اين توده‌هاي آهكي بلورين توسط گسل‌هايي (راندگي‌ها) چند بر روي راديولاريت‌ها و سرپانتينيت‌هاي كرمانشاه رانده شده‌اند و در قاعده آنها برشي با عناصر سيليس راديولردار، سرپانتينيت و سنگ آهك بلورين ديده مي‌شود. سنگ ساختماني اين معادن به سنگ تزئيني گوهره معروف است. استخراج اين معادن متاسفانه به روش انفجاري صورت مي‌گيرد. در جنوب كرمانشاه، در كوه چرمي، سينه كارهاي معدني متعددي در سنگهاي آهكي پلاژيك مربوط به سازندهاي سروك و ايلام احداث شده‌اند كه از سنگ اين معادن به عنوان سنگ لاشه استفاده مي‌شود.
در خاور ناحيه، در كوه گرم دره، بين روستاهاي باباعلي و با قله، در داخل راديولاريت‌ها، افق‌هايي از منگنز به صورت اكسيد منگنز ديده مي‌شود كه كاملاً حالت استراتيفورم دارند و از چين خوردگي لايه‌هاي راديولاريتي تبعيت مي‌كنند. به نظر مي‌رسد اين منگنز از نوع نهشته‌هاي رسوبي (Sedimentary deposits) باشد، زيرا هيچگونه اثري از مواد آتشفشاني در ناحيه ديده نشده است. خاستگاه منگنز مي‌تواند ناشي از مهاجرت منگنز از ولكانيكهاي مجموعه افيوليتي نئوتتيس به كناره غير فعال قاره‌اي (Continental passlve margin) يعني محيط رسوبي بخشي از مجموعه راديولاريتي كرمانشاه باشد. ضخامت لايه‌هاي منگنزدار تا 5/3 متر و طول آنها تا بيش از 3 كيلومتر مي‌رسد. عيار منگنز از حدود چند درصد تا چهل درصد تغيير مي‌كند. اداره كل معادن و فلزات استان كرمانشاه، برنامه‌هاي اكتشافي منگنز ناحيه را در دست اجرا دارد.
داده‌هاي زمين‌شناسي سراسري و منطقه‌اي نشان مي‌دهد كه بخش بيشتر استان كرمانشاه ازآن حوضه رسوبي ـ ساختاري زاگرس است مع هذا گوشه شمال خاوري آن ويژگيهاي زمين‌شناسي زونسنندج ـ سيرجان را دارد. و لذات گستره استان را مي‌توان به دو زير پهنه جدا تقسيمكرد كه مرز بين آنها با گسل‌هاي جوان و لرزه‌زاي مرواريد و صحنه مشخصمي‌شود.
چكيده خاصه‌هاي عمومي دو پهنه گفته شده به شرح زير است.الف:سنندج ـ سيرجانگوشه شمال خاوري استان كرمانشاه بخش ناچيزي از پهنه دگرگونشده سنندج ـ سيرجان است كه به وسيله يكي از گسله‌هاي جوان و لرزه زاي زاگرس(گسل‌هاي مرواريد ـ صحنه) از ساير قسمتهاي استان جدا شده است.در اين پهنهرخنمونهاي سنگي شامل دگرگونه‌هاي مزوزوئيك (مجموعه ولكانيكي آهكي سنقر) و اوايلسنوزوئيك هستند كه در گودالهاي بوياي مزوزوئيك انباشته شده‌اند و به لحاظ عملكرد كنش‌هاي فشردگي ساختار پيچيده دارند. شواهد زمين‌شناسي موجود نشان مي‌دهد كه درگودالهاي گفته شده فعاليت‌هاي آتشفشاني در خور توجه بوده به همين لحاظ بخش بزرگي ازسنگها از نوع روانه‌هاي آتشفشاني همزمان با رسوب‌گذاري‌اند.
در ضمن درحوضه‌هاي مورد سخن، گوشته به كف حوضه نزديك بوده به همين دليل رژيم حرارتي حاكم بهويژه جايگيري توده‌هاي نفوذي باعث دگرگوني پيشرفته شده است. جدا از توده‌هاي نفوذهمزاد گرانيت الوند (كرتاسه پسين) مي‌توان به توده‌هاي نفوذي ائوسن ـ اوليگوسن،نظير توده كامياران، اشاره كرد.در حد فاصل زون سنندج ـ سيرجان و زون زاگرس،باريكه‌اي از سنگهاي فليشي ترسير وجود داد كه يك حوضه فليشي تكتونيزه با پولك‌هايفشرده است كه در جريان فازتكتوژنزيليو ـ كواترنر، در جهت جنوب باختري بر روي زاگرس مرتفع رانده شده است.
ب: زاگـــــــــرسبخش بيشتر استان كرمانشاه كهدر جنوب گسل مرواريد ـ صحنه قرار دارند خاصه‌هاي رسوبي و ساختاري پايانه شمالباختري زاگرس را دارند كه شامل دو زير پهنه زاگرس مرتفع و زاگرس چين خوردهاست.مرز بين اين دو زير پهنه چندان آشكار نيست و به نظر مي‌رسد كه گذر اززاگرس مرتفع (پيرامون شهر كرمانشاه) به زاگرس چين خورده تدريجي است ولي الگويساختاري اين دو زير پهنه تفاوتهاي آشكار دارد.بخش قياس شده با زاگرس مرتفعدر بخش شما خاوري استان قرار دارد. اين بخش داراي ويژگي گوديهاي ژرف است كه درنتيجه عملكرد فرآيند راندگي ارتفاع زياد دارد در اينجا سنگهاي پركامير پسين ـ ترياسمياني برونزد ندارند ولي سنگهاي ترياس بالا ـ كرتاسه رسوبهاي نواحي ژرف است كه دربين آنها رديف‌هاي رسوبي از نوع راديولاريت و كربناتهاي آشفته و نيز سنگهايافيوليتي (راديولاريت‌هاي كرمانشاه، سنگ آهكهاي بيستون و افيوليت‌هاي صحنه ـ هرسين)در بيشترين مقدارمي باشند . الگوي ساختاري اين بخش استان كرمانشاه حاصل عملكرد گسل‌هايراندگي است كه با جابجايي در خور توجه رخنمونهاي سنگي و ستبر شدن پوسته همراهاست.جابجايي حاصل از كنش فشارشي راندگيها به صورت خردشدگي درسنگها نمود دارد.
همه ارتفاعات واقع در بخش جنوب اختري استان را كه در جلو همبري ناهنجارراديولاريتهاي كرمانشاه قرار دارند مي‌توان وابسته به گستره زاگرس برجا دانست.اين بخش كه به نام زاگرس بيروني نيز از ان ياد مي‌شود قسمتي از گودي حاشيه‌اي سيرعربستان است كه در زمان ميانه زيستي در حال نشست مداوم بوده ولي در زمان نوزيستي بهيك حوضه رسوبي همزمان با كوهزائي تبديل شده است.به همين دليل سنگهايمزوزوئيك آن معرف حوضه‌هاي رسوبي با ژرفاي متوسط است ولي سنگهاي سنوزوئيك رديف‌هايرسوبي يك درياي پسرونده به مست جنوب‌اند. رديف‌هاي كربناتي زمان كرتاسه، فليشهاياميران و سازندهاي تله رنگ ـ كشكان، شهبازان عمده‌ترين واحدهاي سنگ چينه‌اي رخنمونيافته در استان كرمانشاه هستند. در اين گسترده ديده مي‌شود كه سنگهاي كرتاسهتاقديس‌ها و سازندهاي زمان ترسيرناوديس‌هاي بزرگ را تشكيل مي‌دهد.
در اين مقاله به لحاظ اهميت سعي شده كه رديفهاي چينه‌شناسي منطقه كرمانشاه مورد بحث و بررسي قرار گرفته و علاوه بر بحث در مورد افيوليت‌هاي منطقه صحنه و هرسين در پايان يك بازسازي كلي از جغرافياي ديرين منطقه صورت مي‌گيرد.
مطالعات چينه‌شناسي از يك طرف مبتني بر شناخت توالي طبقات رسوبي در زمانهاي مختلف زمين‌شناسي به منظور پي‌بردن به تاريخ حوادث زمين و تكامل موجودات بوده، از طرف ديگر تغييرات جانبي رخساره‌ها در مكان‌هاي مختلف را بررسي مي‌نمايد كه بوسيله‌ي آن با وضع جغرافيايي گذشته زمين در هر زمان آشنا مي‌شويم.

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد