. .

شما اینجا هستید

مطالب تصادفی در سایت علمی نخبگان جوان | com.نخبگان

علم، عزت مي‌بخشد

PDF version
کل آرا: 279
علم، عزت مي‌بخشد
حقيقتا کشوري که دستش از علم تهي است، نمي‌تواند توقع عزت، توقع استقلال و هويت و شخصيت، توقع امنيت و توقع رفاه داشته باشد. طبيعت زندگي بشر و جريان امور زندگي اين است. علم، عزت مي‌بخشد.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: ما چه نيازي به علم داريم؟ انسان به آب و نان و هوا براي زندگي نياز دارد، اما مگر کساني که بي‌سواد به دنيا مي‌آيند و بي‌سواد از دنيا مي‌روند کار و بارشان راه نمي‌افتد و زندگي‌شان مختل مي‌شود؟ من دو جين آدم مي‌شناسم که اسم و فاميلشان را به‌زور مي‌نويسند و حرف يوميه‌شان را به‌سختي مي‌زنند، اما نه‌تنها پولشان از پارو بالا مي‌رود بلکه مي‌توانند صد تا مثل من را بخرند و بفروشند. چند وقت پيش در يک مهماني آدمي را ديدم که از هر ده کلمه‌اي که به زبان مي‌آورد، يک کلمه‌اش اشتباه بود. يعني استعداد بي‌نظيري داشت در پس و پيش گفتن کلمات و اظهارنظر کردن‌هاي بي‌مورد و غلط در موضوعاتي که سررشته‌اي از آن‌ها نداشت. با اين حال اعضاي حاضر در مهماني چنان هوايش را داشتند و جلوش دولا راست مي‌شدند که آدم خيال مي‌کرد با يکي از اقطاب عالم همنشين شده است.

کمي که گذشت متوجه شدم استاد با پول ته جيبش مي‌تواند زندگي همه حاضرين در مهماني را زير و رو کند، پس به ديگران حق دادم اگر اشتباهات دوستمان را زيرسبيلي رد کنند يا وقتي حرف مي‌زند، با تعجب به دهانش چشم بدوزند. نمي‌خواهم بگويم همه مدعوين آدم‌هاي متملق چاپلوسي بودند، بلکه معتقدم ثروت براي همه آدم‌ها شأني مي‌آورد - يعني اين‌طور پذيرفته‌ام - که خود به خود مورد احترام واقع مي‌شوند. بگرديد و ببينيد خودتان با يک آدم فقير رفتاري بهتري داريد يا با يک آدم ثروتمند. گويي يک قانون نانوشته غيراخلاقي است که آدم بايد هواي پولدارها را بيشتر داشته باشد.

عرضم اين بود که بي‌علمي و بي‌دانشي کسي را نکشته، پس اين ضرورت کسب علم از کجا سر و کله‌اش پيدا شده است؟ مگر بسياري از اين کشورهاي عربي که با پول نفت پادشاهي مي‌کنند، علمشان سر به ثريا کشيده است؟ مگر همين چين با صنعت مونتاژ - يعني رسما با کپي‌کاري - به يکي از غول‌هاي اقتصادي جهان تبديل نشد؟ حالا از چين مي‌گذريم، چون ظاهرا با برنامه‌ريزي که از لوازم توسعه است، قدم در اين راه گذشته است، اما کشورهاي عربي چطور؟ آيا مي‌توان آن‌ها را صاحبان علم و دانش فرض کرد؟ اگر موافقيد که آن‌ها کشورهاي دانشمند جهان کنوني نيستند، اما نانشان در روغن است، پس اين حکم ضروري توليد دانش از کجا آمده است؟

واقعيت اين است که مقدمه بالا براي اين بود تا با طرح پرسش کمي به آينده فکر کنيم. همه مي‌دانند که مي‌شود با اتکا به پول نفت - يا هر پول ديگري - کشور را اداره کرد، به رونق بازار رسيد و گليم زندگي در دنياي کنوني را از آب بيرون کشيد، اما آيا کسي که فقط جلوي چشمش را مي‌بيند آدم خردمندي است؟ ثروت‌هاي مادي هر‌قدر هم به آب کر وصل باشند، روزي تمام مي‌شوند و نسل از پي نسل مي‌آيد و ممکن است چيزي از ثروت پدرانش در دست نداشته باشد. تجربه‌هاي جهاني ثابت کرده‌اند در دنياي امروز کسي منشاء اثر است که حرف داشته باشد و علمش زبانزد باشد. اگر پدران ما - يا حتي پدران اروپايي‌ها - به جاي دانش و هنر، صرفا سکه و طلا براي فرزندان باقي مي‌گذاشتند، آيا کسي مي‌توانست با اتکا به سابقه تاريخي به آينده بينديشد؟ مگر غير از اين است که تمدن مدرن، محصول رجوع به علم و فلسفه يونان و رم باستان است؟ نکته ديگر اين‌که مي‌توان هميشه خدا يک کپي‌کار تنبل باقي ماند، اما در هميشه روي يک پاشنه نمي‌چرخد.

کسي که فقط به امروز فکر مي‌کند، مي‌تواند از بازار ماهي بخرد، ولي کسي که گرسنگي فردا را از ياد نمي‌برد، مي‌رود و ماهيگيري مي‌آموزد. اين ساده‌ترين مثال براي جدي گرفتن علم و دانش است، گرچه حرف‌هاي بهتر را غالبا زعماي قوم گفته‌اند. از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامي که چندي پيش در جمع نخبگان جوان گفته بودند: «حرکت علمي براي کشور ما يک ضرورت مضاعف است؛ يک نياز مضاعف و مؤکد است. نياز است؛ چرا؟ چون علم، عامل عزت و قدرت و امنيت يک ملت است - که مختصراً توضيح خواهم داد - مضاعف و مؤکد است؛ چرا؟ چون به اين وظيفه در طول صد سال از بهترين زمان‌ها عمل نشده؛ از دوران اواسط قاجار که نهضت علمي و نهضت صنعتي دنيا اوج گرفته و شکوفا شده بود - از اواسط نيمه دوم قرن نوزدهم - و علم در شکل استعمار خودش را نشان داده بود، غرب با دستيابي به ابزار علم، مشغول استعمار دنيا شده بود. از آن روز - تقريبا صد سال يا بيشتر - که وقت بيداري و هوشياري ما بود، اين وظيفه بزرگ، وظيفه رشد دادن علمي کشور، به دلايل گوناگون تعطيل و متوقف شد. عمده دليل هم عبارت بود از: حاکميت استبداد، حاکميت طاغوت‌ها، حاکميت سلاطين دست‌نشانده، ضعيف و زبون. ما وارث اين عقب‌ماندگي هستيم. لذا تلاش ما بايد مضاعف باشد. پس، يک نياز است و اين نياز مؤکد و مضاعف است.

در اين زمينه که علم نياز است، شماها مي‌دانيد، اما خوب است مجددا من اين را بگويم که حقيقتا کشوري که دستش از علم تهي است، نمي‌تواند توقع عزت، توقع استقلال و هويت و شخصيت، توقع امنيت و توقع رفاه داشته باشد. طبيعت زندگي بشر و جريان امور زندگي اين است. علم، عزت مي‌بخشد. جمله‌اي در نهج‌البلاغه هست که خيلي جمله پرمغزي است. مي‌فرمايد: «العلم سلطان»؛ علم اقتدار است. «سلطان» يعني اقتدار، قدرت. «العلم سلطان من وجده صال و من لم يجده صيل عليه»؛ علم اقتدار است. هر کس اين قدرت را به چنگ آورد، مي‌تواند تحکم کند، مي‌تواند غلبه پيدا کند؛ هر کسي اين اقتدار را به دست نياورد، «صيل عليه»، بر او غلبه پيدا خواهد شد؛ ديگران بر او قهر و غلبه پيدا مي‌کنند، به او تحکم مي‌کنند.» „

 

بازنشر: سایت علمی نخبگان جوان

کلمات کلیدی: 

افزودن دیدگاه جدید

ویژه های سایت

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

شرکت تسهیلگران رشد نوابغ جوان از تمامی متخصصین حوزه نرم افزار که آشنایی با زبان های برنامه نویسی...

دعوت از متخصصین حوزه نرم افزار ( جذب برنامه نویس )

نظر سنجی

  • با چه روشی می توان سریعتر اقتصاد مقاومتی را محقق نمود و کشور را از وابستگی به دیگران رهانید ؟

  • تعداد مقالات: 3,060
  • بازدید امروز : 1447
  • بازدید دیروز: 45908

افراد آنلاین:

287

اکنون ساعت   12:37 am به وقت تهران میباشد.

امروز: چهارشنبه 2 آبان 1397

بارکد نخبگان جوان کانال تلگرامی
 
 

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت com.نخبگان مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
مسئولیت مطالب ارسالی کاربران بر عهده سایت علمی نخبگان جوان نمی باشد

تهیه و تنظیم مطالب: com.نخبگان