دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات سایت استفاده کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: جملات منتخب از احمد شاملو

  1. #1
    همکار تالار باغبانی
    رشته تحصیلی
    مهندسی تولیدات گیاهی
    نوشته ها
    167
    ارسال تشکر
    676
    دریافت تشکر: 746
    قدرت امتیاز دهی
    2610
    Array
    سجاد عابدی's: جدید145

    پیش فرض جملات منتخب از احمد شاملو

    و عشق را
    کنار تیرک راه بند
    تازیانه می زنند
    عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
    روزگار غریبی است نازنین...
    آنکه بر در می کوبد شباهنگام
    به کشتن چراغ آمده است
    نور را در پستوی خانه نهان باید کرد...



    آه اگر آزادی سرودی می خواند
    کوچک
    همچون گلوگاه پرنده ای
    هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
    سالیان بسیاری نمی بایست
    دریافتی را
    که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است ...



    به پرواز
    شک کرده بودم
    به هنگامی که شانه هایم
    از توان سنگین بال
    خمیده بود...



    روزی ما دوباره کبوترهایمان را
    پرواز خواهیم داد
    و مهربانی
    دست زیبایی را خواهد گرفت
    و من آن روز را انتظار می کشم
    حتی روزی که نباشم



    گر بدین سان زیست باید پست
    من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را، به رسوائی نیاویزم
    بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه بن بست
    گر بدین سان زیست باید پاک
    من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه،
    یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک...



    کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
    و انسان با نخستین درد
    در من زندانی ، ستمگری بود
    که به آواز زنجیرش خو نمیکرد
    من با نخستین نگاه تو آغاز شدم ...



    ای کاش میتوانستند
    از آفتاب یاد بگیرند
    که بی دریغ باشند
    در دردها و شادیهایشان
    حتی
    با نان خشکشان
    و کاردهایشان را
    جز از برایِ قسمت کردن
    بیرون نیاورند ...



    ای کاش میتوانستم
    یک لحظه میتوانستم ای کاش
    بر شانه های خود بنشانم
    این خلق بیشمار را،
    گرد حباب خاک بگردانم
    تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست
    و باورم کنند



    برای زیستن دو قلب لازم است،قلبی که
    دوست بداری
    قلبی که دوستش بدارند



    روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
    روزی که کمترین سرود
    بوسه است
    و هر انسان
    برای هر انسان
    برادری ست
    روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
    قفل
    افسانه ای است
    و قلب
    برای زندگی بس است...



    قصه نیستم که بگویی
    نغمه نیستم که بخوانی
    صدا نیستم که بشنوی
    یا چیزی چنان که ببینی
    یا چیزی چنان که بدانی
    من درد مشترکم
    مرا فریاد کن ...



    یاران ناشناخته ام
    چون اختران سوخته
    چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد
    که گفتی
    دیگر، زمین، همیشه، شبی بی ستاره ماند.

    آنگاه، من، که بودم
    جغد سکوت لانه تاریک درد خویش،
    چنگ زهم گسیخته زه را
    یک سو نهادم
    فانوس بر گرفته به معبر در آمدم
    گشتم میان کوچه مردم
    این بانگ با لبم شررافشان:
    آهای !
    از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید!
    خون را به سنگفرش ببینید! ...
    این خون صبحگاه است گوئی به سنگفرش
    کاینگونه می تپد دل خورشید
    در قطره های آن ...



    بی تو مهتاب تنهای دشتم
    بی تو خورشید سرد غروبم
    بی تو بی‌نام و بی‌سرگذشتم.
    بی تو خاکسترم
    بی تو، ‌ای دوست!



    تو نمی‌دانی نگاهِ بی‌مژه‌ی محکومِِ یک اطمینان
    وقتی که در چشمِِ حاکمِ یک هراس خیره می‌شود
    چه دریایِی‌ست!
    تو نمی‌دانی مُردن
    وقتی که انسان مرگ را شکست داده است
    چه زنده‌گی‌ست!



    سكوت‏آب
    مى‏تواند
    خشكى ‏باشد و فریاد عطش:
    سكوت‏گندم
    مى‏تواند
    گرسنه‏گى ‏باشد و غریو پیروزمندانه‏ى قحط:
    همچنان كه ‏سكوت ‏آفتاب
    ظلمات ‏است ـ
    اما سكوت ‏آدمى فقدان‏ جهان ‏و خداست:
    غریو را
    تصویر كن!



    مردی که تنها به راه میرود با خود میگوید
    در کوچه میبارد و گرما در خانه نیست
    حقیقت از شهر زندگان گریخته است،من با تمامِ حماسه ام به گورستان خواهم رفت
    وتنها
    چرا که
    به راستی، کدامین همسفر میتوان اطمینان داشت؟
    و به راستی
    آنکه در این راه قدم برمی دارد به همسفری چه حاجت است؟



    زندگی یک تصادف است ، مرگ یک واقعیت
    موفقيعت به كساني لبخند ميزند
    كه جرات مبارزه با شكست و ناكامي را دارند
    و قادر اند در تاريكترين لحظات لبخندي بر لب داشته باشند

  2. کاربرانی که از پست مفید سجاد عابدی سپاس کرده اند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Nokia N86 هیاهو برای هیچ
    توسط Bad Sector در انجمن Nokia
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 28th August 2011, 12:16 AM
  2. Nokia N8
    توسط داداشی در انجمن Nokia
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 4th February 2011, 06:48 PM
  3. مقاله: مقایسه بین میکروفونهای مختلف
    توسط BEN HOR در انجمن مقالات برق
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 13th December 2010, 08:13 PM
  4. Maestro Ezio Returns | Assassin's Creed: Brotherhood Preview
    توسط PiXiE در انجمن نقد و بررسی بازی های کامپیوتری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20th October 2010, 10:06 PM
  5. حقوق تجارت
    توسط MR_Jentelman در انجمن حقوق بین الملل
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 16th September 2010, 09:50 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •