دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات سایت استفاده کنید.
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

  1. #1
    همکار تالار هنر های تجسمی
    رشته تحصیلی
    میراث فرهنگی: صنایع دستی (سرامیک) / مرمت و حفظ آثار
    نوشته ها
    1,164
    ارسال تشکر
    2,413
    دریافت تشکر: 3,510
    قدرت امتیاز دهی
    392
    Array

    پیش فرض مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    یارب

    در این تاپیک تا حد توان خود و پژوهشها و آموخته هایم سعی خواهم کرد مطالبی در مورد رشته ی حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی داشته باشم.

    امیدوارم مفید باشد.

    کاربران گرامی هم می توانند در پربار بودن و سهل الوصولی مطالب مربوط به این موضوع همکاری نمایند.

    ممنون
    یاعلی
    یا رب با تو سخن می گویم:
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو
    شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو

    ****

    (پروردگارا! مرا و والدین مرا و مومنان را روزی که حساب برپا شود، ببخشا) 41سوره ی ابراهیم

  2. 4 کاربر از پست مفید تاری سپاس کرده اند .


  3. #2
    همکار تالار هنر های تجسمی
    رشته تحصیلی
    میراث فرهنگی: صنایع دستی (سرامیک) / مرمت و حفظ آثار
    نوشته ها
    1,164
    ارسال تشکر
    2,413
    دریافت تشکر: 3,510
    قدرت امتیاز دهی
    392
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    یارب

    در مورد مرمت اشیاء تاریخی منبع معتبری که کمک رسان اکثر دانشجویان این رشته است کتاب پلندرلیت به ترجمه ی دکتر وطن دوست می باشد.

    به مطالبی از این کتاب می پردازیم.

    ....

    وضعيت يك شيء تاريخي و يا اثر هنري به دو عامل مهم و اساسي بستگي دارد: يكي ماده و يا موادي كه از آن ساخته شده است، كه بسيار متغير مي باشد، دو ديگر شرايطي كه شيء در طي موجوديت خود تحت تأثير آن قرار داشته است.
    هيچ ماده‌اي در تمامي شرايط پايدار نيست. از سوي ديگر توجه به اين نكته نيز ضروري است كه تغييرات داخلي و خارجي موجب فساد تدريجي و تخريب اثر مي‌شوند.
    مكانيزم اين تغييرات هرچه باشد ، عوامل محيطي نقش اساسي در شدت تاثير و پيشبرد آنها دارد. دو عامل مهم در اين مورد وجود هوا و رطوبت است.
    رطوبت نسبي و دماي محيط اثرات تعيين كننده‌اي بر پايداري و استحكام شيء دارند.
    با كنترل شرايط محيطي موزه‌ها (يعني كنترل دما و رطوبت محيط) مي توان از تخريب تدريجي اشياء جلوگيري نمود.
    اما طبيعي است كه آثار بيرون از موزه‌ها نه تنها تحت تأثير تغييرات ميزان رطوبت قرار مي‌گيرند، بلكه تغييرات ناگهاني هوا نيز همان قدر اثر مخرب دارد. نمونه بارز اين‌گونه از تخريبها را مي‌توان در مورد آثاري كه از حفاريهاي باستانشناسي به دست آمده و ناگهان در برابر محيط تازه قرار مي‌گيرند ملاحظه نمود.
    پيش از آشنايي باستانشناسان با اين پديده، برخورد با اينگونه آسيبها امري عادي محسوب مي‌گرديد:
    با شكافتن گوري با آلات و ادواتي روياروي مي‌شدند كه در شكل و حالت اوليه خود باقي‌مانده اما با قرار گرفتن در محيط جديد فورا تاب برداشته، خرد شده و حتي گهگاه جلوي چشمانشان به صورت پودر در‌مي‌آمدند.
    دليل اين رخداد را اينگونه مي‌توان توضيح داد كه اشياء مدفون شده در زير خاك پس از سپري شدن مدت زمان طولاني با شرايط و عوامل محيطي خود كه تقريبا ثابت است، به يك نوع حالت توازن مي‌رسند، يعني تخريب پس از طي مدتي قطع شده و يا ديگر ادامه نمي‌يابد. اما پس از حفاري اين اشياء ناگهان در برابر محيطي قرار مي‌گيرند كه ويژگي‌هاي آن با محيط قبلي كاملأ متفاوت است و چون توان سازش با محيط جديد را ندارند، بعضي از اشياء شديدأ عكس‌العمل نشان مي‌دهند. با باز شدن گور، خروج هواي سرد باعث افزايش رطوبت نسبي گرديده به حدي كه گاه موجب نشست رطوبت نيز مي‌شود، در حالي‌كه ورود هواي گرم به درون گور سبب كاهش رطوبت نسبي مي‌گردد. اينگونه تغييرات در مورد اشياء و آثاري كه از مواد آلي ساخته شده‌اند، يا به دليل جذب و يا به خاطر از دست دادن رطوبت، باعث تغييرات بُعدي خواهند شد كه به شكل آماس يا تورم،چروك يا جمع شدن و يا پيچ و تاب برداشتن شيء نمود مي‌يابند.
    هنگامي‌كه اشياء حفاري شده در خاك مرطوب، سريعا خشك شده و فرصت اين را نمي‌يابند تا به تدريج در محيط بيرون سازش يابند نيز مشكلات مشابهي به وجود مي‌آيد. در اين وضعيت كاهش ناگهاني رطوبت در مورد مواد آلي باعث جمع شدن، كجي، و از شكل افتادگي و در مورد اشياء سنگي و سفالينه‌ها خورد شدن آنها مي‌شود. براي جلوگيري از اينگونه تخريبها لازم است اشياء مكشوفه در محلي خنك و دور از آفتاب قرار گيرد تا به تدريج و به آرامي رطوبت خود را از دست بدهند.
    اشياء چوبي، استخواني و عاجي ساختار سلولي دارند. بيرون آوردن اين‌گونه اشياء از درون خاك در شرايطي كه پر آب و خيس شده‌اند، مشكلات بيشتري خواهد داشت. در اين مواقع لازم است اشياء فورا در آب قرار گرفته و سپس در پارچه مرطوب بسته شوند، بعد بايد آنها را در كيسه‌هاي پلي‌تن قرار گرفته و با آزمايشگاه مخصوص منتقل نمود تا مورد عمليات ويژه حفاظتي قرار گيرند. اگر اينگونه آثار سريعأ خشك شوند بافت سلولي ضعيف آنها متلاشي خواهد شد و به همين خاطر بعدأ هرچقدر در آب قرار داده شوند شكل اوليه را باز نخواهند يافت.
    نمونه تخريب شديد اين‌گونه آثار را مي‌توان در بين اشيائي كه پوشش غير قابل نفوذ دارند، مثل اشياء لاكي چيني (كه البته اين پوشش نيز بايد حفظ شود) ملاحظه نمود. در بسياري موارد حتي انجام بهترين و كاملترين روش‌هاي حفاظت و مرمت نيز بروي اين‌گونه آثار اثري قابل توجه در بر ندارد. نمونه زير شاهد اين امر است:
    در سال 1949 چهار سيني كه از چوب بسيار نازك ساخته شده و پوششي از لاك داشتند در حفريات چانگ‌شا از محيطي بسيار مرطوب به دست آمد. اين اشياء فورأ در جعبه‌هاي مخصوص از جنس فلز روي و محتوي پشم مرطوب قرار داده شد و براي انجام عمليات حفاظتي ضروري با هواپيما به آزمايشگاه تحقيقاتي موزه بريتانيا ارسال گرديدند.
    در آن‌جا سيني‌ها را در داخل ظروف بسته‌اي حاوي هواي مرطوب قرار دادند و به تدريج به ظروف ديگري، كه رطوبت نسبي در آنها پيوسته كاهش مي‌يافت ، منتقل كردند تا آنكه طي دوازده ماه به آرامي خشك شدند. با اينكه هر چهار شيء در شرايطي يكسان مورد درمان قرار گرفتند، ليكن تنها سه سيني از خطر نجات يافت و شيء چهارم در هم كشيده شد، سپس تاب برداشت و در نهايت تكه‌تكه شد.
    دليل اين رفتار غير عادي شايد كيفيت، ماهيت و يا جهت بريده شدن چوب مورد استفاده در ساخت اين سيني باشد، از سوي ديگر اين احتمال كه اين شيء در شرايطي مخالف با سه سيني ديگر به سر برده‌است نيز وجود دارد، يعني اينكه در زير زمين در معرض خشك شدن‌هاي متناوب قرار داشته و يا حتي پس از كشف به طور موضعي و جزئي خشك شده باشد.
    اشياي مدفون در زمين‌هاي نمك‌دار نه تنها تحت تأثير رطوبت قرار مي‌گيرند، بلكه نمك‌هاي محلول در آبهاي موجود در زمين نيز رهايشان نمي‌كند.
    پس از خارج كردن شيء رطوبت تبخير شده و نمكها به صورت بلور باقي مي‌مانند كه بدين ترتيب تضعيف ساختار و از هم پاشيدگي سطح شيء را به همراه خواهند داشت. در اين موارد ضروريست شيء با آب بدون نمك شسته شود تا نمك‌هاي محلول جذب شود. حتي اشياي فلزي نيز در در مجاورت نمك موجب خودگي خواهد شد كه براي آسيب كمتر آن را مدتي در محيط مرطوب نگهداري ميكنند تا توازن بين شيء و محيط برقرار شود.
    افت و خيز رطوبت و هواي موزه‌ها:
    با آنكه آثار هنري و تاريخي با قرار گرفتن در برابر تغييرات ناگهاني دما و رطوبت فرسوده شده و مي‌پوسند، بايد در نظر داشت كه برخي از آثار هنري در اثر تغييرات جوي روزانه نيز ممكن است به همين شدت تحت تأثير قرار گيرند.
    مثلأ نقاشيها (چه نقاشيهاي روي بوم و چه روي چوب) نسبت به تغييرات هوا بسيار حساسند و اين حساسيت را در برابر تغيير و افت و خيز متناوب رطوبت نسبي تغييرات بعدي يا فيزيكي در آن رخ ميدهد و اينگونه تغييرات به نوبه خود باعث ايجاد فشار و تاب دادن بستر و لايه رنگ خواهد شد. در نتيجه اين حركات ممكن است فشار و تاول‌هائي به وجود آيد و رنگ طبله كرده و بريزد.
    پس از جنگ جهاني دوم گالري ملي انگلستان، كارشناسي را به مدت 8 ماه در سال به كار گرفت تا در رفع اين مشكلات در تابلوهاي گالري كه در طول مدت جنگ در مخزن موزه بود و تحت كنترل قرار نداشتند همت نمايد. كه نتيجه اين تلاشها باعث شد تا اين آثار در اين مدت حتي يك نمونه تخريب نيز بر جاي نگذاشت. اهميت عامل رطوبت نسبي در حفاظت تابلوهاي نقاشي زماني بيشتر درك مي‌شود كه پس از برگشت تابلوها به لندن بار ديگر مشكلات پيش از جنگ اتفاق افتاد و به دليل بي توجهي و نبود متخصص و نگهداري آثار در اطاقهايي كه هواي آن تهويه نمي‌شد لايه‌هاي رنگ شروع به ريختن كردند.
    بدين ترتيب ضروريست كه موزه‌ها مجهز به دستگاه‌هاي تهويه مطبوع باشند، تا علاوه بر ثابت نگه‌داشتن و كنترل رطوبت و دما عمل دفع گرد و غبار نيز انجام شود. كه در اين شرايط خطرات ناشي از آلودگي هوا نيز وجود ندارد و از ذرات دوده نيز خبري نيست و مي‌توان با آرامش خيال شيشه روي نقاشيها را برداشت تا بيننده بتواند بدون انعكاس در تابلو، از تماشاي آن لذت ببرد.
    در خانه‌هاي شخصي، اهميت دما به همان ميزان رطوبت نسبي است. چرا كه معمولا مجموعه‌هاي هنري را در اتاقهاي كوچك نگاهداري مي‌كنند و حريان هوا در اينگونه اطاقها به دليل باز و بسته شدن درها و پنجره‌ها و همچنين وجود وسائل حرارتي، شديدتر مي‌شود. در اين شرايط معمولأ تغييرات دما نسبت به فضاي بزرگ موزه‌ها، بيشتر مي‌شود و در نتيجه استفاده از ويترينهاي شيشه‌اي براي آثار حساس مزيت‌هاي زيادي خواهد داشت.
    از ديگر موادي كه در اثر خشكي و تغيير ميزان رطوبت آسيب ميبينند ميتوان كاغذ، كاغذ پوست و چرم را نام برد. البته بايد چسب‌هاي مورد استفاده در ساخت ميز و صندلي و تجليد كتاب را نيز در اين گروه آورد. مبلمان‌هاي مزين به قطعات چوب يا سنگهاي قيمتي و تزئينات ديگر، با خشك شدن چسب مورد استفاده در آنها شديدأ آسيب مي‌بينند و فرسودگي فيزيكي در صحافي و جلد كتابها نيز بستگي زياد به خشكي بيش از حد چسب دارد. اگر كتابها در مجاورت رادياتور يا روي طاقچه بالاي بخاري و يا حتي براي مدت زيادي در برابر تابش مستقيم نور آفتاب قرار گيرند، شيرازه آنها فورا آسيب مي‌بيند.
    در موزه‌ها براي آسيب نديدن اين آثار از كم كردن گرما و يا ترجيهأ از دستگاه رطوبت ساز استفاده مي‌شود.
    آلودگي هوا:
    حال مشكلات ناشي از وجود ناخالصيهاي مختلف هوا را در نظر ميگيريم.
    در موزه‌هايي كه در نزديكي دريا‌ها هستند هواي مرطوب و حاوي نمك دريا، به كمك باد، به سمت خشكي آمده و با از دست دادن رطوبت خود، داراي ذرات بسيار ريز و پراكنده بلورهاي نمك مي‌شود. اين هوا وارد فضاي داخلي شده و مقادير بسيار جزئي نمك را بر آثار باقي مي‌گذارد. نمك ماده‌اي رطوبت گير است كه با بوجود اوردن رطوبت در اطراف خود باعث رشد ميكروارگانيزم‌ها مي‌شود كه مشكلات عمده‌اي را براي اينگونه آثار هنري فراهم مي‌آورد. بهتر است در اينگونه مكانها آثار حساس را در كمد يا ويترينهاي مخصوص قرار داده و از نمايش و نگهداري آنها در ويترينهاي روباز دوري كرد.
    دومين مسأله بر اثر آلودگي‌هاي هوا در مكانهاي مجاور شهرها و مناطق صنعتي به وجود مي‌آيد. زيرا با اينكه مي‌توان از ورود دوده و خاك جلوگيري كرد، ليكن به جز استفاده از تأسيسات گران قيمت تهويه مطبوع، راه ديگري براي جلوگيري از ورود گازهاي گوگردي وجود ندارد. اين گازها با تمام فلزات قديمي به جز طلا تركيب شده و سولفورهاي تيره رنگ را به وجود مي‌آورد. همچنين به لايه‌هاي بسيار نازك رنگ حاوي سرب سفيد آسيب جدي وارد ميكند. گاز انيدريد سولفور در نهايت به اسيد سولفوريك تبديل مي‌شود و نقش خورندگي اين اسيد بر موادي كه در تماس با هوا هستند، مثل سنگهاي ساختماني و فلزات، كاملا مشهود است. سرچشمه پوسيدن كاغذ و اشياء پارچه‌اي در نهايت به اين اسيد بر‌مي‌گردد، و همين ماده موجب پودر شدن و پوسيدن شيرازه‌هاي چرمي كتابها مي‌شود.
    تنها راه محافظت از آثار هنري و تاريخي در مناطق صنعتي و نزديك دريا، جلوگيري از ورود اين عوامل مخرب به درون موزه‌ها و نمايشگاه‌ها است.كه اين امر با استفاده از قفسه هاي بسته و ويترين‌هاي مخصوص قابل انجام است.

    نور در موزه:
    يكي از خطرات جدي آثار هنري نگهداري شده در موزه‌ها نور مخرب مي‌باشد كه بسياري از مواد از جمله پارچه‌ها، آبرنگها، نقاشيها و نسخ خطي تذهيب دار، حساسيت بيشتري دارند.
    در حالي‌كه براي مطالعه يا لذت بردن از تماشاي آثار هنري، نور روز يا نزديك به آن ضروري است، ولي در صورتيكه آثار در معرض نور كنترل نشده قرار گيرند، در مواد حساسي چون رنگ‌دانه‌ها، و مواد رنگي، تغييرات فتوشيميايي صورت گرفته و اشياء پارچه‌اي ترد و ضعيف مي‌شوند.
    اشعه ماوراء بنفش نور، مخرب‌ترين بخش آن است.استفاده از ورقه‌هاي ويژه پلاستيك حاوي تركيبات جذب كننده
    پرتوهاي ماوراي بنفش بسيار موثر است.
    بايد در نظر داشت كه لامپهاي فلورسنت هم پرتوهاي ماوراء بنفش پخش مي‌كند كه با استفاده از اينگونه مواد پلاستيكي كه در آمريكا پلكسي گلاس ناميده مي‌شود ميتوان از مقدار اين پرتو‌ها كاست.
    در سالهاي اخير پيشرفتهاي زيادي در ارتباط با نور موزه‌ها و مقابله با خطرات ناشي از آن صورت گرفته و براي به حداقل رساندن آسيبهاي ناشي از نور موارد زير مورد توجه قرار مي‌گيرد.
    هنگامي‌كه سالن نمايشگاه‌ها و مخازن اشياء در دسترس عموم نيست، تاريك نگاهداشته مي‌شوند.
    به جاي استفاده از نورپردازي مسقيم، از نور بازتابي و يا نور پخش شده استفاده مي‌شود.
    در انتخاب لامپهاي فلورسنت دقت لازم به عمل مي‌آيد تا حد اقل پرتوهاي ماوراء بنفش را ساطع كنند.
    اين موارد خصوصا در فضاهايي كه اشياء حساس و ارزشمند، مانند پارچه‌ها، آب رنگ‌ها و اسناد و مدارك نقش دار نگاهداري مي‌شوند، مورد اهميت بيشتري خواهد بود.
    نگاهداري مدارك و اطلاعات همراه اشياء:
    با توجه به مطالبي كه توضيح داده شد، مرمت‌گران، موزه داران و ديگر افراد مسؤول نگهداري آثار تاريخي و هنري، بايد از خطرات ناشي از عوامل محيطي بر اشياء، آگاهي داشته و چگونگي جلوگيري از آسيبهاي احتمالي را مد نظر داشته باشند، تا بدين ترتيب بتوانند وضعيت هريك از اشياء را مورد مطالعه قرار دهند.
    اجراي عمليات مرمتي بر روي اشياء تاريخي و آثار هنري در آزمايشگاه مسؤوليت بزرگي است. شكي نيست كه كشف و دستيابي به اطلاعات نهان در زير رسوبات و گل و لاي روي اشياء، هيجان زيادي به همراه دارد، اما اين علاقه و هيجان نبايد وظيفه اصلي يعني تميز كردن و مرمت شيء با صبر و حوصله و تهيه مدارك كامل از آن را، چه طرح ، چه عكس و چه اطلاعات ضروري ديگري كه در ضمن كارهاي مرمتي حاصل مي‌شود، را از ياد مرمت‌گر ببرد.
    اين مدارك بايد در بايگاني‌هاي مربوطه براي هميشه حفظ شوند. كار مرمت، احتياج به دانش، دور انديشي، قوه ابتكار و زبردستي دارد، اما اينها همه بايد همراه با صبر و حوصله و دقت زياد انجام گيرد و هيچگاه نبايد عجله كرد.

    منبع : كتاب حفاظت، نگهداري و مرمت آثار هنري و تاريخي (هارولد.ج.پلندرليت و ا.ي.اُرنر) ترجمه ی دکتر رسول وطن دوست
    ویرایش توسط تاری : 26th November 2010 در ساعت 06:38 PM دلیل: تصحیح نام کتاب
    یا رب با تو سخن می گویم:
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو
    شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو

    ****

    (پروردگارا! مرا و والدین مرا و مومنان را روزی که حساب برپا شود، ببخشا) 41سوره ی ابراهیم

  4. 3 کاربر از پست مفید تاری سپاس کرده اند .


  5. #3
    همکار تالار هنر های تجسمی
    رشته تحصیلی
    میراث فرهنگی: صنایع دستی (سرامیک) / مرمت و حفظ آثار
    نوشته ها
    1,164
    ارسال تشکر
    2,413
    دریافت تشکر: 3,510
    قدرت امتیاز دهی
    392
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    مکانیزم های تخریب آثار موزه ای

    پیش از مطالعه مقاله زیر باید دو نکته را متذکر شد:

    ۱) دانستن اینکه اثر موزه ای چه اثری است. ما به هر اثری که حداقل ۱۰۰ -۱۵۰ سال از ایجاد آن گذشته باشد اثری تاریخی می گوییم. از طرفی آثار موزه ای آثاری نیستند که صرفاْ در موزه نگهداری می شوند. به عبارت دیگر آثار موزه ای هم منقول اند و هم غیر منقول. برای مثال سایت تخت جمشید خود یک اثر موزه ای است. توجه کنید که این با سایت موزه تفاوت دارد. گنبد علویان همدان خود یک اثر موزه ای است هر چند که می تواند یک موزه هم باشد.
    ۲) این مقاله مقاله ای تخصصی در زمین مرمت آثار تاریخی - فرهنگی - هنری نمی باشد. لذا ممکن است بسیاری از مباحث در آن نیامده باشد. بحثی است کلی که سعی شده تا برخی تعریف ها و مکانیزم های تخریب در آن بیان و معرفی شوند.

    اهمیت مرمت، حفظ و نگهداری آثار فرهنگی در قرون اخیر
    همان گونه که از عنوان این بخش بر می آید، با آنکه حفاظت از میراث به جای مانده از گذشتگان در اعصار گذشته نیز مطرح بوده است اما در قرون اخیر و دنیای مدرن امروزی دارای اهمیتی چند برابر شده است. "حفظ، احیا، مرمت و مطالعة فنی امور فرهنگی و تاریخی مقوله ای است که در قرن حاضر در بین هنرها و علوم مختلف جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است و این مهم به دو دلیل صورت پذیرفته است: اول که پیشرفت بشر در این قرن موجب پیدایش عاملی موسوم به آلودگی محیط شده است که به نوبة خود نه تنها موجب ایجاد فرایندهای تازة تخریب و فروپاشی آثار فرهنگی و تاریخی گردیده است بلکه سرعت فرایندهای تخریبی گذشته را نیز چندین برابر کرده است و دوم اینکه پیشرفت سریع در علوم مختلف به ویژه شیمی باعث شده است که مواد و روش های تازه ای در خدمت این امر مهم قرار گیرند. با یک برگشت ساده به گذشته ای نه چندان دور می توان به راحتی دریافت که بخش اعظم آثار تاریخی، خصوصاً بناهای تاریخی تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، در وضعیتی کم و بیش مطلوب به سر می بردند و تصاویری که در قرون هفدهم تا اواخر قرن نوزدهم توسط جهانگردان از این آثار فرهنگی تهیه و به جای مانده است، شاهد زنده ای بر این مدعاست. سخن این است که عوامل مخرب محیطی معمولی، نظیر نوسانات شدید دما و رطوبت و تغییرات فصلی این دو عامل، آتش سوزی و ... عوامل تازه ای نبوده و همیشه وجود داشته اند و نقش مخرب خود را نیز به میراث فرهنگی در طول سالیان دراز نشان داده اند. لیکن در قرن بیستم به ویژه در دهه های آخرین آن، مکانیزم های تخریب، چندان پیچیده و سرعت حرکت آنها چندان زیاد شده است که در صورت عدم توجه کافی و صحیح، فروپاشی کامل بخشی از بناهای تاریخی و دیگر مواریث فرهنگی، چندان دور از واقعیت نخواهد بود و شاید به علت همین هشدارِ جدی بوده است که در این اواخر مؤسسات و مراکز گوناگونی با به خدمت گرفتن پژوهشگران و کارشناسان در زمینة علوم مختلف مانند شیمی، فیزیک، مرمت آثار تاریخی، بیولوژی، زمین شناسی، باستان شناسی، استخوان شناسی و ... به بررسی دقیق و موشکافانة این اموال تاریخی – فرهنگی و چگونگی مکانیزم های تخریب پرداخته اند. شکی نیست که یکی از وظایف اساسی این گونه مراکز بررسی دقیق و علمی فرایندهای فروپاشی مواد مختلف و در واقع آسیب شناسی آثار خواهد بود و در این راستا نقش آلودگی محیط به ویژه باران های شیمیایی و اسیدی در زوال مصالح ساختمانی و در نتیجه بناهای تاریخی، اهمیت بسیار خواهد داشت و حاصل این گونه تحقیقات مستقیماً در امر حفاظت، مرمت و نگهداری مواریث فرهنگی کمک خواهد کرد." (فرسودگی سنگ و حفاظت از آن، فاسینا، مقدمه مترجم.)

    مرمت، حفظ و نگهداری
    با توجه به اینکه آثار هنری و تاریخی با گذشت زمان و عوامل مخرب آسیب دیده و فرسوده میگردند، لذا به نظر می رسد که مرمت، حفظ و نگهداری این گونه آثار یکی از مهم ترین برنامه های هر جامعه ای است که صاحب چنین آثار با ارزشی می باشد.
    در آسیب دیدن یک شئ، یا تخریب آن عوامل متعددی میتوانند دخیل باشند که از آنها با عنوان مکانیزم های تخریب یاد می کنیم. اساسی ترین کار قبل از هر اقدام مرمتی تشخیص ضایعه، عارضه یا آسیب است. در این میان کهولت و فرسودگی شرایط مناسبی را برای عوامل تخریب فراهم می کند. میزان رطوبت، تغییرات مداوم درجه حرارت، عوامل جوی و ... همگی مقاومت اثر پیر و فرسوده را تضعیف می کنند. طبعاً این مقاومت حد معینی دارد و مجموعه عوامل تخریب مخل ادامة زندگی اثر می شوند. بنابراین مشاهدة آسیب و عارضه در اشیاء، دال بر وجود عدم تعادل است. در چنین شرایطی عامل تخریب باید ریشه یابی شود. به طور کلی عوامل تخریب مجموعه ای از کنش ها و آسیب ها هستند که در تغییر شکل و تخریب اثر یا شئ مؤثر واقع می شوند. نحوة مرمت اثر نیز بستگی به نوع این عوامل مخل و مخرب دارد. پس از تشخیص عامل تخریب است که در مورد چگونگی مرمت، حفظ و نگهداری آن اثر طراحی و اقداماتی را در نظر میگیریم. هم چنین اطلاع داشتن از ساختار و تکنیک ساخت شئ کمک بزرگی در مرمت میباشد.

    تعریف مرمت: به گفتة سعید فلاح فر مرمت عبارت است از "اصلاح وضعیت بنا بدون دخالت مواد جدید." (فرهنگ واژه های معماری سنتی ایران، فلاح فر، ص 207.)
    موادی از قطع نامة ونیز که به طور کلی در مورد مرمت میراث فرهنگی می باشد چنین است:
    "ماده 5: مسئلة حفظ بناهای تاریخی به خاطر استفاده ای که بناها می توانند به جامعه برسانند آسان می گردد. این چنین هدفی بسیار نافع است اما نباید قیافة اصلی بنا و کارکرد آن را بر هم زند. لذا چنانچه تحولات زندگی و تغییر نحوة استفاده دخالت هایی را در بنا ایجاد می کند، این دخالت ها باید در چهار چوب شرایط بالا انجام گیرد.
    ماده 9: مرمت شیوه ای است که باید شخصیت فوق العاده ای را دارا باشد و هدف آن کشف و نگهداری ارزش های تاریخی و ظاهری بناهای باستانی بوده و این عمل بر مبنای احترام بر اساس کیفیت قدیمی بنا و بر مستندات اصیل آن استوار می باشد. عمل مرمت می بایست هنگامی که فرضیه ها و احتمالات در وجود اجزای آن آغاز می گردد، متوقف شود. همیشه قبل از آغاز عملیات مرمت باید مطالعات تاریخی و تحقیقات باستان شناسی دربارة بنای مورد نظر انجام گیرد.
    ماده 12: اجزایی که به منظور جایگزین نمودن قسمت های از بین رفته به کار می روند باید در نهایتِ هماهنگی با بنا باشند و از طرف دیگر طوری اجرا شده که بتوان مجموع آنها را از قسمت های اصلی تشخیص داد و در عین حال به بنا حالت تصنعی ندهد، خواه به حالت و شکل هنری و خواه به جنبه های تاریخی آن." (لزوم توجه و حفظ اصالت سازه های کهن آبی، فرهنگی، سایت خبری آفتاب.)

    تعریف حفاظت: جان فدر در مورد آسیب های کتابخانه ای می گوید: "برای ما حفاظت عبارت است از مفید ساختن کتابخانه ها، یعنی حفاظت از منابع تا زمانی که مورد احتیاج باشند." (آسیب شناسی مواد کتابخانه ای، هاروی، ص 17.)
    اینا برتراند4 نیز در مورد حفاظت می گوید: "حفاظت، بدون داشتن هدف (یعنی استفاده) مفهومی تو خالی است." (آسیب شناسی مواد کتابخانه ای، هاروی، ص 18.)
    به گفتة راس هاروی: "اصطلاح های حفاظت و نگهداری در چند سال گذشته، به جای یکدیگر مورد استفاده بوده اند. در حال حاضر اصطلاح حفاظت معمول است که دارای مفهومی جامع می باشد. در صورتیکه نگهداری و مرمت دارای مفهوم اخص هستند. باید توجه داشت که در ادبیات و متون قبل از اوایل دهة 1980 از این اصطلاحات آن گونه که به تازگی استفاده می شود، استفاده نمی کردند." (آسیب شناسی مواد کتابخانه ای، هاروی، ص 18.) برای مثال به اصطلاحات شورای مشورتی حفاظت ملی ایالات متحده در سال 1983 توجه کنید: "در اینجا لغت نگهداری یک مفهوم کلی است و شامل بررسی (رسیدگی به ماده مورد نظر)، حفاظت (اقداماتی که بتوان فرسودگی را از طریق کنترل محیط و یا اصلاح ساختار به تعویق انداخت)، مرمت (یعنی اقداماتی که برای به حالت اول در آوردن منبع یا ماده کهنه و پاره با حداقل کاهش ارزش تاریخی و زیبایی آن) می باشد." (آسیب شناسی مواد کتابخانه ای، هاروی، ص 18.)
    برای کریستوفر کلارکسون، متخصص انگلیسی حفاظت و نگهداری، کلمة حفاظت یک فرایند تخصصی بوده و به مفهوم امن و نیز قابل استفاده کردن موادی است که در طول زمان از بین می روند. کلارکسون سه اصطلاح مرمت، نگهداری و حفاظت را در جمله ای چنین شرح می دهد: "مرمت شامل تغییرات زیادی است و نگهداری کمترین تغییرات و حفاظت شامل هیچ تغییری نیست."12
    نویسندة انگلیسی دیگری به نام دیانا گریم وود جونز13 تمایز دیگری را بین لغات حفاظت و نگهداری قائل است. به نظر وی: "اصطلاح حفاظت به مفهوم حفظ محتوای منبع یا ماده می باشد در صورتی که کلمة نگهداری اصولاً مربوط به اقداماتی است که برای حفظ ساختار و زیبایی های فیزیکی یک اثر انجام می گیرد."14 بعد از اینکه تصمیم به حفظ و نگهداری یک ماده گرفته شد، سئوال بعدی این است که آیا آن ماده باید در شکل و حالت اولیه نگهداری شود یا بهتر است آن اثر فکری و معنوی به قالب با دوام تری تغییر داده شده و نگهداری شود. "حفاظت و نگهداری یک اثر مصنوع موقعی ضرورت دارد که آن اثر ارزش بخصوصی داشته باشد."15 برای مثال قدیمی، زیبا، کمیاب و دارای اهمیت تاریخی یا دارای ارزش لحظه ای باشد. به گفتة احمد ماه وان: "تجلی اندیشة هر ملت در هنر آن نمایان است و آثار هنری هر دوران نمایی از تفکر، اعتقادات، آداب و سنن آنان را بازگو می کند که به عنوان میراث گذشتگان به ما رسیده و هر تغییر و باز نگری و یا امحاء آن در واقع دست کاری و تحریف و تغییر در تاریخ است." (مجموعه مقالات پنجمین همایش حفاظت و مرمت آثار تاریخی – فرهنگی و تزئینات وابسته به معماری، ماه وان، ص 295.)
    در کتابی با عنوان راهنمای حفاظت و نگهداری (RLG PreservationManual) اطلاعات و فهرست کاملی از ملاحظات و بررسی دربارة حفظ آثار معنوی به شکل اولیه وجود دارد.
    مکانیزم های تخریب

    مکانیزم های تخریب را میتوان در چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد. این سه گروه عبارتند از:
    • فیزیکی: منجر به تغییر ظاهری یک شئ می گردد، مثل شکستن شیشه.
    • مکانیکی: آسیب هایی که بر اثر وارد شدن نیروهای خارجی ایجاد می شود مثل خراشیدن سطح یک اثر.
    • شیمیایی: در اثر این نوع آسیب ها ماهیت شئ دچار تغییر می گردد، مثل زنگ زدن آهن.
    • بیولوژیکی: به کلیة آسیب هایی که در اثر فعالیت موجودات زنده به شئ وارد می شود، اطلاق می گردد، مثل رشد قارچ بر روی آثار کاغذی در محیط مرطوب.

    تاثیر مکانیزم های فوق بر آثار تاریخی به دو عامل جنس اثر و محیطی که اثر در آن قرار دارد رابطة مستقیم دارد. جنس مواد از نظر آسیب شناسی به دو دستة آلی و معدنی تقسیم می شود. مواد آلی ریشة حیاتی دارند و مواد معدنی به موادی گفته میشوند که زنجیرة هیدروکربنی نداشته باشند، مثل سنگ و سفال. به طور کلی مواد معدنی نسبت به مواد آلی مقاوم تر می باشند و نیاز به حفاظت چندانی ندارند. البته برخی از اشیاء نیز ممکن است از ترکیب مواد آلی و معدنی ساخته شده باشند.

    عموماً چندین عامل در تخریب یک شئ نقش دارند. گاه عوامل مختلف در کنار یکدیگر باعث تشدید روند تخریب عامل آسیب رسان میشوند. برخی از عوامل تخریب از جمله دما، رطوبت و نور (در حدی که برای شئ مضر باشند) می توانند آسیب هایی را که در هر سه دستة اصلی مکانیزم های تخریب جای میگیرند، بر شئ وارد سازند. برای مثال عامل رطوبت همراه با نوسانات دما می تواند باعث فروپاشی ساختار سنگ شود که این یک فرایند فیزیکی است. اما همین عامل رطوبت میتواند باعث انجام واکنش های شیمیایی شود و یا بستر مناسبی را برای رشد میکرو ارگانیزم ها فراهم کند.
    به جز حوادث و آسیب های مکانیکی تمامی دیگر عوامل آسیب رسان و مخرب از محیط نشات می گیرند.
    عوامل آسیب رسان

    ساختار اثر: در صورت عدم مرغوبیت یا تولید ناقص، آسیب زیادی متوجه اشیاء می شود. نمونة آن بیماری شیشه است که در صورت وجود مقدار زیاد قلیا در ساختمان شیشه شوره های پودری شکلی در سطح شئ ظاهر خواهد شد. این نوع آسیب در مواد دیگر به شکل تیره شدن و کم رنگ شدن رنگ ها یا رنگینه های منسوجات، زوال بعضی از کاغذ ها و تغییر رنگ اغلب پلاستیک های جدید، بروز می کند. (روشهای نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، ص 24.)
    نور: از مهم ترین تاثیرات مخرب نور میتوان رنگ بری، افزایش دما، سستی و پوسیدگی کاغذ و منسوجات را نام برد.
    میزان تخریب و تاثیر نور بستگی به کیفیت نور، شدت نور و شرایط محیطی دارد. نور نشر شده از منابع نوری طبیعی یا مصنوعی، هم در محدودة مرئی و هم نامرئی، می تواند آسیب رسان باشد. شدت این آسیب تابع طول موج پرتو هایی است که به شئ اصابت می کند.
    نور مادون قرمز که در منابع نوری معمولی میزان آن حدود 90 – 60 درصد است عامل آسیب حرارتی است. از اَشکال عادی این نوع آسیب میتوان به ترک برداشتن چوب یا تاب برداشتن تخته های نقاشی شده اشاره کرد.
    نور فرابنفش که تنها بخش کوچکی (کمتر از یک درصد) از طیف منابع نوری معمولی را شامل می شود. بسته به مدت تابش به اشیاء به سرعت موجب تخریب می شود. به ویژه مواد آلی نسبت به این نور حساس ترند. بر اثر این نور رنگینه های منسوجات رنگ می بازند، بست ها و ورنی ها به مرور تیره می شوند و کاغذ زرد و شکننده می شود. (اگر کاغذ نا مرغوب باشد کاملاً متلاشی می شود.)
    پرتو غیر قابل رؤیت ماوراء بنفش مخرب ترین بخش نور است که باعث تخریب و پوسیدگی می شود. مقدار پرتو های ماوراء بنفش موجود در نمایشگاه ها و موزه ها را می توان با وسایل مخصوصی اندازه گیری نمود و در نتیجه به کنترل آن پرداخت. مثلاً استفاده از ورقه های ویژة پلاستیک حاوی ترکیبات جذب کنندة پرتوهای ماوراء بنفش، حذف این پرتو های مخرب را ممکن می سازد. این ورقه ها تحت نام های تجاری اوروگلاس UF، (در آمریکا با نام تجاری پلکسی گلاس UF) یا پرسپکس VF می توان تهیه نمود.
    تابش دراز مدت نور مصنوعی همانقدر در رنگ پریدگی پارچه مؤثر است که قرار دادن پارچه در مدتی نسبتاً کوتاه تر در برابر تابش آفتاب؛ چرا که شدت منابع نور مصنوعی نسبتاً کم است. هم چنین رطوبت نسبی در مجاورت نور، اثر تعیین کننده ای در رنگ پریدگی مواد رنگی و تغییرات فتو شیمیایی دارد.
    علاوه بر اثرات مخرب نور بر اشیاء، میتوان در صورت فراهم آوردن شرایط کنترل شده، استفاده های مفیدی هم از آن نمود. برای مثال " لکه هایی که با شستشوی عادی پاک نمی شوند، غالباً با روشی موسوم به رنگ بری تمیز می گردند. ساده ترین شکل رنگ بری با اکسید کردن، قرار دادن لکه در معرض هوا و نور خورشید (یا نور ماوراء بنفش) می باشد. این روش در مورد پاپیروس های مصری که در آنها خطوط با مادة پایدار ذغال نوشته شده اند بسیار موفقیت آمیز بوده است." (حفاظت، نگهداری و مرمت آثار هنری و تاریخی، پلندرلیت و ورنر، ص96)
    دما: دما یکی از عوامل مهم در تخریب آثار است که در صورت کنترل نشدن آن و با نوساناتی که می تواند در بازه های زمانی کوتاه مدت داشته باشد، آسیب های جدی به آثار و اشیاء وارد می سازد.

    "دمای زیاد: به طور غیر مستقیم با کاهش رطوبت و افزایش خشکی، اثر مخرب دارد. ایجاد روشنایی نامناسب در ویترین ها و استفاده از نور شدید برای عکاسی در موزه ها گاهی موجب بالا رفتن دما و در نتیجه تخریب آثار می شود. در غیر این صورت آثار هنری معمولاً در معرض درجه حرارت های بالقوه مخرب قرار نمی گیرند. در موارد حاد نوسان حرارتی بر سطوح بناها بین 80 – 60 درجه سانتی گراد است. تغییر دما در شبانه روز یا پس از بارندگی باعث بوجود آمدن نوعی حالت پوسته ای می شود که به آن هوازدگی وول ساک (Woolsack Weathering) گفته می شود. این شکل از هوا زدگی به خصوص در مصر موجب تخریب سطوح و محو شدن نوشته ها در نقوش آثار شده است.

    دمای کم: در دمای کم تر از نقطة انجماد ازدیاد حجم آب باعث متلاشی شدن ساختار معدنی سنگ های طبیعی و تبدیل آن به ماسه می شود. مهم ترین علت تخریب ساختمان ها و تندیس های سنگی یخ بُر (Frost Action) شدن است." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، ص 16.)

    رطوبت: رطوبت نسبی (Relative Humidity) و دمای محیط اثرات تعیین کننده ای بر پایداری و استحکام آثار دارند. "رطوبت نسبی مقدار مشخصی از هوا عبارت است از نسبت مقدار رطوبت موجود در حجم معینی از هوا بر مقدار رطوبت لازم برای اشباع همان حجم از هوا در دمای یکسان. موقعی گفته می شود هوا اشباع شده است که دیگر آب را به صورت بخار در خود نگاه ندارد. هنگامی که هوای اشباع شده از رطوبت سرد می شود، آب فوراً به صورت شبنم در می آید، زیرا هوا نمی تواند همان مقدار آب را در دمای پایین تر در خود نگاه دارد." (حفاظت، نگهداری و مرمت آثار هنری و تاریخی، پلندرلیت و ورنر، ص 1.)
    با کنترل شرایط محیطی موزه ها می توان از تخریب تدریجی اشیاء جلوگیری نمود، اما آثار بیرون از موزه ها، هم تحت تاثیر تغییرات میزان رطوبت قرار می گیرد و هم تحت تاثیر تغییرات ناگهانی هوا. به عنوان مثال اشیائی که در گورها یافت می شوند و پس از حفاری در معرض هوای آزاد قرار می گیرند، به سرعت از بین می روند. علت این پدیده این است که اشیاء در مدت طولانی با شرایط محیط خود به حالت تعادل رسیده اند. در این وضعیت کاهش ناگهانی رطوبت در مورد مواد آلی باعث جمع شدن، کجی و از شکل افتادگی و در مورد اشیاء سنگی و سفالینه ها موجب خرد شدن آنها می شود. اشیاء چوبی، استخوانی و عاجی ساختار سلولی دارند. بیرون آوردن این اشیاء از درون خاک در شرایطی که پر آب و خیس شده باشند مشکلات بیشتری خواهد داشت. بعد از بیرون آوردن این اشیاء اگر به سرعت خشک شوند، بافت سلولیِ ضعیف آنها متلاشی خواهد شد. در این مواقع لازم است اشیاء فوراً در آب قرار گرفته و بعد در پارچه مرطوب بسته شوند، سپس باید آنها را در کیسه های پلی تن قرار داد و به آزمایشگاه مخصوص برد تا مورد عملیات مخصوص حفاظتی قرار گیرند.
    اشیاء مدفون در زمین های نمک دار نه تنها تحت تاثیر رطوبت قرار می گیرند بلکه نمک های محلول در آب های موجود در زمین نیز رهایشان نمی کنند. در این موارد ضروری است که شئ با آب بدون نمک شسته شود تا نمک های محلول جذب شده، خارج و از تبلور بیشتر آنها بر سطح شئ جلوگیری به عمل آید. فلزاتی که در زیرِ زمین تحت تاثیر فعل و انفعال خوردگی قرار گرفته و می پوسند، پس از مدتی این گونه واکنش های شیمیایی قطع شده و در واقع شئ با محیط خود به تعادل می رسد و فعل و انفعال متوقف می شود، اما پس از حفاری شئ در برابر محیط جدید قرار می گیرد و ممکن است فرایند خوردگی بار دیگر فعال شود تا مدت زمانی بگذرد و بار دیگر تعادل بین شئ و محیط بر قرار شود.
    افزایش و کاهش پی در پی رطوبت موجب تغییر حجم آثار و اشیاء می شود. علاوه بر این رطوبت بسیار باعث زنگ زدگی آهن و رشد سریع خوردگی در اشیاء برنزی، مسی و سربی می شود. خوردگی نقره فقط در محیط هایی بروز می کند که میزان رطوبت نسبی بالاست. رطوبت سریعاً به سطح شیشه های با قلیای زیاد حمله می کند و آن را به ماده ای کدر و سفید رنگ (بیماری شیشه) مبدل می سازد. نمک های نم گیری که معمولاً در اشیاء سنگی و سرامیکی مکشوفه از محیط های باستانی، دیوار نگاره ها یا سنگ چین بناهای تاریخی موجود است، تحت تاثیر رطوبت، حل یا متبلور می شود یا از حالت خشک به حالت آب دار در می آید. (MgSO4 à MgSO4 . 6H2O) در چنین شرایطی به دلیل فشار ناشی از تبلور و ازدیاد حجم نمک ها ماده متلاشی می شود. رطوبت لازمة رشد میکرو ارگانیزم هایی است که علاوه بر مواد آلی به سنگ، شیشه و حتی برنز نیز حمله می کنند.

    کمترین حد مجاز رطوبت نسبی: با در نظر گرفتن حساسیت تمام مواد آلی در برابر خشکی، پایین ترین، حد رطوبت نسبی بی خطر را باید 50% ذکر نمود (در محدودة دمای تعیین شده).
    بیشترین حد مجاز رطوبت نسبی: بزرگترین خطر افزایش میزان رطوبت نسبی، فراهم شدن شرایط محیطی لازم برای رشد و نمو کپک ها بر روی کلیة آثاری است که مواد غذایی ضروری این گروه از موجودات زنده را در خود دارند، مثل چسب و چرم و کاغذ (مشاهدة کپک ها نشانة بیشتر بودن رطوبت نسبی هوا از حد مجاز است).
    با نگاه داشتن مقدار رطوبت نسبی هوا در کمتر از 68% میتوان از رشد کپک ها جلوگیری نمود. بنابراین حدود رطوبت نسبی هوا را باید بین 65 – 50 درصد و دما را بین 25 – 16 درجه سانتی گراد دانست.

    اسیدها و بازها: اسید ماده ای است که با انحلال در آب یون های هیدروژن تولید می کند و باز یا قلیا ماده ای است که بر اثر حل شدن در آب یون های هیدروکسیل ایجاد می نماید. اسید ها و قلیاها بسته به نوع و غلظت شان یکدیگر را خنثی نموده و نمک تولید می کنند. حجم های اسیدی و بازی که در واکنش خنثی شدن شرکت می کنند نا برابر و متفاوت می باشند.
    خاصیت قلیایی بعضی مواد گاه باعث محافظت و مقاومت در برابر کپک ها و سایر میکرو ارگانیزم ها (که بیشتر اسیدیته ضعیف را ترجیح می دهند) می شود. اما یکی از اشکالات قلیایی بودن مواد تمایل به تغییر رنگ می باشد؛ در اشیاء رنگی از رنگی به رنگی دیگر (مثلاً سبزهای درخشان به قهوه ای چرک تبدیل می شوند) و در اشیاء رنگ روشن تمایل به زرد شدن. احتمالاً عامل اصلی به وجود آمدنِ این رنگ وجود مقدار زیاد آهن در گرد و خاک است که باعث تولید هیدروکسید رنگی می شود. این فعل و انفعال در نتیجة لک برداشتن آثار با افزایش رطوبت شدت می یابد. ساختار مواد آلی که در محیط های قلیایی شدید و یا برای مدتی طولانی در محیط های قلیایی ضعیف تر قرار می گیرند برای همیشه ضعیف و سست شده و بافت سلولی آنها فاسد می شود. بنابراین شدت فعل و انفعال باز ها به دو عامل زمان و شدت قلیایی بودن (چه در ساختار شئ و چه در محیط های قلیایی مثل شوینده ها) بستگی دارد.
    خاصیت اسیدی یا در هنگام ساخت شئ و یا طی زمان در آن به وجود می آید. در صورتی که خاصیت اسیدی آن بیشتر از حد مجاز باشد دوام شئ شدیداً به خطر می افتد و ساختار آن پوسیده و سست می شود. معمولاً برای هر ماده حد متوسطی اسید در نظر گرفته می شود که اگر میزان آن بیشتر از این حد باشد، سلامت شئ به خطر می افتد. مثلاً در مورد کاغذ اگر PH کمتر از 5.5 باشد باید حتماً اسیدیته کاغذ را از بین برد.
    مقدار خاصیت اسیدی را با روش عصاره گرفتن TAPPL و یا با استفاده از الکترود مخصوص تعیین کرده و با PH نشان می دهند. هر چه عدد PH کوچکتر باشد خاصیت اسیدی بیشتری دارد و هر چه عدد بزرگتر باشد به محیط های قلیایی نزدیک تر است.

    نمک: نمک های محلول ممکن است حاصل تجزیة خود اثر و یا ناشی از منابع خارجی مثل جو، خاک یا روش های نا مناسب تمیز کردن و نگهداری باشند. رطوبت تاثیر مهمی در ایفای نقش مخرب نمک ها دارد. در صورت عدم وجود آب هیچ گونه جا به جایی، تبلور و تبلور مجدد در نمک های محلول صورت نخواهد گرفت. مثلاً نمک و مواد آلی موجود در گل رطوبت را جذب و دفع نموده و باعث افزایش و کاهش حجم شئ می شوند. در نهایت سطح گل پوسیده شده و به صورت پودر در آمده و اثر گلی متلاشی می شود. هم چنین نمک به علت جاذب الرطوبه بودن می تواند شرایط لازم برای رشد میکرو ارگانیزم ها را فراهم آورد.
    نمک های متبلور شده بسته به موقعیت مکانی خود آسیب های متفاوتی را به شئ وارد می سازند. نمک هایی را که در سطح متبلور می شوند اصطلاحاً شوره می نامند. (در مورد بعضی مواد، تبلور برخی نمک ها صرفاً روی سطح صورت می گیرد و پس از مدتی آب باران این نمک ها را شسته و پاک می کند و ماده بدون آسیب باقی می ماند.)
    تبلور نمک ها در داخل خلل و فرج را نهان شکفتگی یا زیر شکفتگی گویند. معمولاً تبلور در فاصلة معینی در زیر سطح شئ موجب بیشترین آسیب رسانی می شوند.
    از عوامل تعیین کنندة موقعیت مکانی تبلور می توان به ماهیت نمک، بافت ماده و شرایط تبخیر اشاره کرد. گاهی نمک های محلول و آب موجود در خاک می توانند بدون اینکه به شکل ظاهری اثر آسیب وارد نمایند، به قسمت های مرکزی بافت داخلی آن نفوذ کنند. نمک های محلول به دلیل قدرت جذب آب از طریق همین منافذ به سهولت تا اعماق بافت داخلی رسوخ می نمایند. هنگامی که آثار متخلخل از زیر زمین خارج می شوند، نمی توان از تماس آنها با هوای خشک تر اجتناب ورزید. این اشیاء که مدت ها در محیط مرطوب قرار داشته اند آب به درون منافذ آنها (بافت داخلی) رسوخ کرده، پس از قرار گرفتن در معرض هوای آزاد (هوای خشک تر)، آب ها همواره با نمک های محلول به سطح شئ منتقل می گردند. پس از تبخیر آب چون نمک ها نمی توانند تبخیر شوند لذا متبلور شده و افزایش حجم پیدا می کنند و به سطح شئ فشار وارد می آورند (مثل فشار به لعاب سفال ها) و لذا قسمت هایی از شئ متورق می شود.

    میکرو ارگانیزم ها: آسیب های بیولوژیکی آسیب هایی هستند که حاصل رشد و نمو قارچ ها، کپک ها، خزه ها و ... می باشد. وجود رطوبت و مواد مغذی از دلایل مهم پیدایش این نوع عامل های آسیب رسان می باشند که معمولاً ساختار مواد آلی دارای چنین ویژگی ای می باشد. خاصیت جاذب الرطوبه (Hygroscopic Property) بودن در بعضی مواد بستر مناسب را جهت واکنش های میکرو ارگانیزمی به وجود می آورد.
    کلمه های کپک یا کپرک و یا زنگ گیاهی به قارچ های ریزی که انواع و اقسام زیادی دارند اطلاق می شود. البته باید اذعان نمود که تمامی این قارچ ها تقریباً شبیه به هم بوده و از رشته بسیار ریزی موسوم به ریسه تشکیل شده اند. از به هم پیوستن این ریسه ها، میسلیوم یا رشتة رشد کننده قارچ تشکیل می شود که به نوبة خود هاگ را ایجاد می نماید که از نظر تعداد بسیار زیاد اند. قارچ ها در محیط های گرم و مرطوب و تاریک رشد می کنند و در این صورت موادی که بر روی آنها رشد می نمایند بر اثر تماس با میسلیوم لکه لکه شده و یا به مواد رنگی ای که در طی رشد این گیاهان به وجود می آیند آلوده می شوند. با نگاه داشتن مقدار رطوبت نسبی هوا در کمتر از 68% می توان از رشد کپک ها جلوگیری نمود.
    آلودگی هوا: یکی از مشکلات ناشی از وجود نا خالصی های مختلف هوا را می توان هوای مرطوب و حاوی نمک دریا نام برد. این هوا به کمک باد به سمت خشکی آمده و با از دست دادن رطوبت خود دارای ذرات بسیار ریز و پراکندة بلورهای نمک می شود. نمک ماده ای است رطوبت گیر و این خاصیت موجب مرطوب شدن فضای اطراف آن می گردد. این رطوبت شرایط لازم برای رشد میکرو ارگانیزم ها را حتی در محل هایی که به ظاهر خشک هستند فراهم می آورد.

    آلودگی های هوا در مکان های مجاور شهر ها و مناطق صنعتی: آسیب های حاصل از این گونه آلودگی ها تقریباً بر تمامی آثار وارد شده و کنترل آن نیز چندان آسان نیست (به جز استفاده از تاسیسات گران قیمت تهویه مطبوع راه دیگری برای جلوگیری از ورود گازهای گوگردی وجود ندارد).

    گاز سولفور هیدروژن (H2S) یا هیدروژن سولفوره (سولفور سرب سیاه رنگ) با تمام فلزات قدیمی به جز طلا ترکیب شده و سولفورهای تیره رنگ را به وجود می آورد. این گاز به ویژه اثر مخربی بر لایه های بسیار نازک رنگ حاوی سرب سفید (کربنات سرب قلیایی) و سرب قرمز دارد. لکه هایی که ایجاد می شود بد شکلی زیادی به شئ می دهد.
    یکی دیگر از گازهای آلایندة هوا در مناطق صنعتی گاز انیدرید سولفورو می باشد که این گاز در نهایت به اسید سولفوریک تبدیل شده و بر مواد زیادی تاثیر می گذارد. نقش خوردگی این اسید بر موادی که در تماس با هوا هستند مثل سنگ های ساختمانی و فلزات کاملاً مشهود است.

    گوگرد موجود در هوا از سوختن مواد سوختی مثل زغال، زغال سنگ یا نفت حاصل می شود. تنها راه محافظت از آثار جلوگیری از ورود این عوامل مخرب به درون موزه ها و نمایشگاه ها می باشد.
    وجود دوده در هوای مناطق صنعتی یکی دیگر از مشکلات در این مناطق می باشد. دوده ماده ای چرب و آلوده به اسید سولفوریک است. وقتی در ریز ترک های اشیاء فرسوده و یا خلل و فرج اشیاء متخلخل وارد می شود، به بافت آنها نفوذ کرده و باعث از بین رفتن و پوسیدگی کلیة موادی می گردد که با آنها در تماس است.

    حوادث طبیعی: رخداد های سالیان گذشته نشان داده که چگونه حوادث طبیعی می تواند با نیروهای عظیم و مهار نشدنی خود محل یا دیاری را ویران سازند و دارایی های فرهنگی را تخریب یا منهدم کنند. برای مثال "در سال 1966 رود آرنو در فلورانس طغیان کرد و به درون کلیسا ها، موزه ها و بایگانی ها سرازیر شد. آسیب وارده به کتاب ها، نقاشی ها و لوازم منزل به قدری بود که هنوز هم مرمت آنها ادامه دارد. چند سال پیش زلزله مهم ترین بناهای کشور برمه را خراب کرد. تاریخ چنین حوادث طبیعی (مدفون شدن روستاها در زیر بهمن، تهاجم آب دریا به درون خشکی و فرا گرفتن تمام سطح زمین) را می توان تا دوران باستان تعقیب کرد، یعنی زمانی که شهر های مشهور و پیش رفته ای مانند پمپئی و هرکولانئوم بر اثر فوران آتش فشان از بین رفتند." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، ص 26..)

    آسیب های انسانی: برخی آثار چندان آسیب پذیر نیستند ولی بیشترین صدمه ای که به آنها وارد می گردد در داخل موزه و بر اثر بی دقتی موزه داران در حمل و نقل و جا به جایی آنهاست که سبب شکستگی آنها می شود. هم چنین انباشته شدن بی اندازه و نا منظم اشیاء در مخزن ها نیز از مواردی است که موجب لطمه زدن به آثار می شود. از آسیب های انسانی می توان موارد زیر را بر شمرد:

    عیوب مرمتی: در کنار نقایص مواد و شیوة تولید، به عیوب مرمتی نیز بایستی توجه داشت. بعضی از نمونه های آشکار این نوع آسیب را می توان در زمینة مرمت سنگ ملاحظه کرد. آسیب شناسی آکروپولیس نشان داد که زنگ زدن میخ ها و قید های آهنی مورد استفاده در فعالیت های مرمتی انجام شده بین سال های 1870 تا 1930 موجب ترکیدن سنگ ها شده و ثبات قسمت های بزرگی از پارتنون و ارختئون را به خطر انداخته است. بین سال های 1900 تا 1930 از مواد شیمیایی زیاد استفاده می شد و در برخی موارد به جای تشکیل ترکیب های پیش بینی شده، ترکیبات سنگی تجزیه می گردید. بسیاری از آسیب هایی که اکنون ملاحظه می کنیم، مربوط به آن زمان است. اشباع سنگ های فرسوده با رزین های سنتزی نیز آثار تخریبی در پی داشت. نمونه هایی از پوسته شدن سطح سنگ و فرو شست شیار های عمیق در سنگ نرم (پس از نفوذ آب در سطح رزین) دیده شده است. نمونه های زیادی از مواد نیز به منظور استحکام بخشی، با مواد خورنده اشباع شده اند. بنابراین خطر استفاده از مواد آزمایش نشده برای محافظت از اشیاء هنری را نباید ناچیز شمرد.

    علم و هنر ستیزی: "چند مورد تخریب تماشایی و عمدی آثار هنری در سال های اخیر توجه مردم را به این نوع تخریب که به رغم نادر بودن دارای تاثیر ماندگار و همیشگی است، جلب کرد. به عنوان نمونه در سال 1976 پیه تا ی (تندیس سوگواری حضرت مریم بر جسد مسیح) میکل آنژ در کلسیای جامع سن پترز در رم بر اثر وارد شدن ضربه های چکش به شدت صدمه دید ... نمونه های بی شماری از وارد شدن آسیب های جزئی به وسیلة بازدید کنندگان نمایشگاه ها وجود دارد ولی مرمت همین آسیب های جزئی کاری بس دشوار است. اغلب آذین ها و برآمدگی های اشیاء بزرگ جدا یا شکسته می شوند، بعلاوه تمیز کردن جوهر خودکار یا روژ لب از روی اشیاء موزه ای نه تنها کاری دشوار است بلکه گاهی برگرداندن شئ به وضع اصلی اش نا ممکن است. نوشتن حروف اول نام یا تاریخ بر روی دیوار نگاره ها و نقش برجسته ها بیش از هر آسیب دیگری موجب تحلیل رفتن بدنة آنها می شود. آسیب های ناشی از جنگ را هم باید در این گروه جای داد. مثلاً طی جنگ جهانی دوم آثار منحصر بفرد موزه های برلین منهدم شد. بعضی از اشیای شدیداً آسیب دیده را می توان از درون خرابه های موزه های بمباران شده نجات داد و مرمت گران هنوز به تعمیر این نوع آسیب ها اشتغال دارند. علاوه بر این موزه ها ساختمان های بی حفاظ نیز در معرض خطرهای جنگ قرار دارند. نمونه های بی شماری از پیکره سازی های ساختمانی، دیوار نگاره ها و تزئینات به طرز غیر قابل جبرانی از بین رفته اند. در حالی که با توجه به طرح های اصلی فقط می توان بخش ناچیزی از آنها را ترمیم یا جایگزین کرد." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، صص 26-25.)

    آسیب بر اثر استفاده: کار مرمت گران علاوه بر تعمیر آسیب های وارده از ناحیة فعالیت کم و بیش سریع و رو به رشد نیروهای طبیعی، مرمت و صدمات وارده به اشیاء در اثر استفاده و شکستگی را نیز شامل می شود. کمتر اتفاق می افتد که یک شئ تاریخی – فرهنگی به صورت دست نخورده وارد مجموعه شود. شیشه و سرامیک های شکستة قدیمی را بایستی مجدداً وصالی کرد، تکه های مفقودشان را جایگزین و سطح شان را موزون کرد. چرم و پارچه های فرسوده نیاز به استحکام بخشی و تعمیر دارند. تعمیرات ناقص پیشین و رنگ های اضافی (کار شده برای پوشاندن خرابی ها) سطح دیوار نگاره ها و تندیس ها از دیگر آسیب های ناشی از استفاده به شمار می رود. در اثر استفادة بی ملاحظه از آثار تاریخی به آنها صدمه می رسد. به عنوان مثال در معابد و رهبان خانه های بودایی به دلیل استفاده از چراغ های نفتی لایة ضخیمی از دوده روی نقاشی ها و تندیس های قدیمی را پوشانده است. دوده به درون لایة رنگ نفوذ می کند و بدون صدمه زدن به نقاشی، پاک کردن آن ممکن نیست. استفاده از مصالح ساختمان های قدیمی برای بنا کردن ساختمان های جدید نمونة تخریب افراطی ساختمان هاست. به عنوان مثال میتوان به مصالح آرامگاه مصری متعلق به دورة تل العمارنه Amarna که مصالح آن صرف تکمیل یک دروازة عظیم شد (حدود چهل هزار بلوک منقوش)، اشاره کرد.

    آسیب در حین جا به جایی: انتقال آثار هنری به موزه ها یا نمایشگاه های مخصوص برای تمام آثار خطر آفرین است، زیرا در حین جا به جایی احتمال صدمه دیدن آنها زیاد است. مثلاٌ " برای انتقال پیه تا ی میکل آنژ به نیویورک یا انتقال مونالیزای لئو ناردو داوینچی به توکیو سیستم های بسته بندی ویژه ای با جعبه های چند لا و مقاوم در برابر تغییر شرایط آب و هوایی طراحی شد." (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ریدرر، ص 25.) با وجود این حمل بی ملاحظة اشیاء اغلب موجب وارد شدن آسیب مکانیکی و آسیب ناشی از نوسان های آب و هوایی می شود.
    روش های مرمت و حفاظت آثار:
    سنگ های رسوبی چون دارای خلل و فرج هستند زوال پذیر می باشند زیرا نمک در خلل و فرج آن ها نفوذ می کند و همچنین به آسانی رطوبت را جذب می کند و این نکته سبب پوسته شدن سطح این سنگ ها می گردد. بنابراین اشیاء و یا آثار کانی باستانی را باید زه کشی کرد و یا آنکه در مکان های کاملاً خشک قرار داد. سنگ معدن که در مجسمه سازی از دوران های باستانی کاربرد فراوان داشته است، احتیاج به مراقبت فراوان دارد، از جمله آنکه نباید در مخزن نزدیک تراشه های چوبی و قطعات فلزی قرار گیرد زیرا روی آن لکه ایجاد می شود. بنابراین مجسمه های سنگی مرمر را در مخزن موزه ها باید در صورت امکان با پارچه های ضد خاک و ضد آتش پوشاند. اشیاء ساخته شده از سنگ مرمر در تالارهای نمایش را باید مرتب گرد گیری کرد. بعضی از آثار سنگی باستانی که ساختار مقاوم تری دارند چندان آسیب پذیر نمی باشند و بیشترین صدمة وارد بر آنها مربوط به حمل و نقل، جا به جایی و هم چنین انباشته شدن بی اندازه و نا منظم آنها در مخازن است که موجب شکستگی آثار می شود.
    شیشه های باستانی به دلیل دارا بودن مواد قلیاییِ بیشتر آسیب پذیر ترند، بنا بر این باید آنها را در محفظه های خلاء و یا در کنار بسته های حاوی سیلیس قرار داد، زیرا سیلیس رطوبت را جذب کرده و مانع از تخریب اثر می گردد.
    اشیاء نقره ای را باید ابتدا کاملاً تمیز کرد و سپس در مخزن قرار داد. نقره به آسانی تیره می شود به خصوص در کنار ترکیبات گوگرد که به هر حال در جوّ شهرهای صنعتی فراوان است. اشیاء نقره ای را می توان در لفاف های محافظ یا جعبه های مقوایی قرار داد تا امکان تاثیر ترکیبات گوگرد را تقلیل دهد و از سیاه شدن آنها جلوگیری کند.
    اشیاء و آثار ساخته شده از طلا نیاز به حفظ و مرمت چندانی ندارند. تنها خطری که آنها را تهدید می کند، سرقت است. اغلب موزه ها مجموعه های طلای خود را که در معرض نمایش نمی باشند در بانک ها به امانت می گذارند.
    اشیاء ساخته شده از مس و آلیاژهای آن را باید ابتدا کاملاً تمیز و با میله های مخصوص که سر آنها از چرم است براق نمود و سپس به مخزن برد. با پوشش محافظ از مواد شیمیایی پلی اکیلن و استات سلولز بر روی سطح شئ نیز می توان برای به تعویق انداختن سیاه شدن اثر استفاده کرد. در موزه داری توصیه می شود که زنگار یا پاتین روی آثار فلزی قدیمی، به خصوص مفرغ و برنز را حفظ کرد و برای برداشتن آن اقدام نکرد ولی احتمال دارد که در این آثار فساد ظاهر شده باشد. بنابراین باید ابتدا آن فساد را بر طرف کرد و سپس به مخزن سپرد تا از فساد بیشتر جلوگیری شود. چنانچه احتمال فساد بیشتر و گسترش آن باشد شئ را باید در یک محفظة خلاء گذاشت و یا آنکه در جعبة آن تعدادی از ژل های جاذب الرطوبه را مانند ژل سیلیکات قرار داد.
    اشیاء آهنی که به صورت سالم به موزه وارد می شوند لازم است به دقت تمیز شده، برای پوشاندن سطح آنها از نوعی پوشش محافظ که مانع تماس هوا با سطح فلز می گردد استفاده کرد و سطح شئ را با لایه ای از آن پوشاند. اکنون در بازار فراورده های تجاری متعددی از مشتقات نفت عرضه می شود که برای پیش گیری از زنگ زدگی آهن و فولاد مفید است و موزه ها هم می توانند از آن ها استفاده کنند. اشیائی که زنگ خوردگی شدیدی داشته باشند ابتدا باید زنگ خوردگی آنها را مهار کرد و سپس در مخزن قرار داد.
    نگهداری تابلوهای رنگ روغن و تابلوهایی که بر روی بوم تهیه می شوند از مشکلات موزه های هنرهای زیبا می باشد، زیرا این آثار بر اثر حرارت و رطوبت بالا آسیب می بینند. اغلب موزه ها این گونه آثار را در اتاق هایی با تهویة مطبوع و رطوبت نسبی 55 – 50 درصد نگهداری می کنند. نقاشی های روی چوب و هم چنین قاب های چوبی تحت همان شرایط ذکر شده، تاب بر می دارند.
    پوست هایی که با روش های ابتدایی چون دودی کردن، مالیدن با فضولات حیوانات یا ادرار دباغی شده اند، چندان مقاوم نیستند و چنانچه رطوبت کافی به آنها نرسد خشک و شکننده می شوند. پوست ها و چرم هایی را که فقط با چرب نمودن دباغی کرده اند باید با یک لایه وازلین پوشانده، سپس در مخزن قرار داد و کریستال های مادة پارا دی کلرو بنزن را در محفظة آنها قرار داد. گاز انیدرید سولفورو باعث پوسیدگی مواد آلی نظیر چرم و کاغذ می شود. هم چنین این گاز مؤثر ترین عامل در پوسیدگی پارچه هاست.
    گرد و خاک معمولی حاوی مقدار قابل توجهی آهن در یکی از شکل های آن است. آهن نقش کاتالیزور را در فعل و انفعال انیدرید سولفورو به اسید سولفوریک انجام می دهد. به عنوان مثال می توان در قسمت هایی که برای تثبیت پارچه از میخ یا پونز های آهنی استفاده شده است، شاهد این فعل و انفعال بود. در صورت نیاز استفاده از پونزهای مسی پیشنهاد می شود. منسوجات را از قبیل پارچه، لباس، زیر انداز، رو انداز، تور و ... چه در ویترین و چه در مخزن نباید به طرزی قرار داد که چین بخورد یا تا شود، زیرا با این کار تارها ضعیف شده و بر اثر عدم استفاده پاره می شوند. پارچة بلند را برای نگهداری در مخزن باید به دور یک استوانة چوبی پیچید و این استوانه را می توان به دیوار کوبید و یا از سقف آویزان کرد. داخل لباس ها را میتوان با کاغذ های نرم زر ورقی پر کرد تا مانع از چین خوردگی آنها شود و سپس با کیسة پلاستیک پوشاند و آویزان کرد.
    "مشکل ترین مسئله دربارة پارچه هایی که تازه از حفاری و معمولاً از قبرها به دست می آیند این است که از سویی سخت و ترد و از سویی دیگر آنقدر پوسیده اند که تقریباً شبیه تار عنکبوت به نظر می آیند. به منظور استحکام بخشی به این پارچه ها و سهولت در حمل آنها به آزمایشگاه از محلول الکلی 5% نایلون محلول با روش غبار پاشی یا مالیدن با قلم مو در محل حفاری استفاده می کنند." (حفاظت، نگهداری و مرمت آثار هنری و تاریخی، پلندرلیت و ورنر، ص 153.)
    "حشرات به منسوجاتی که از الیاف حیوانی تهیه شده اند مانند پشم، ابریشم و ... حمله می کنند، بنابراین باید آنها را تمیز کرد و آنگاه ضد بید به آنها افزود." (موزه داری)
    هم چنین چوبی را که بر اثر قارچ زدگی یا حملة حشرات سست و بی دوام شده است می توان یا با اشباع کردن آن با یک مادة استحکام بخش (مثل موم یا رزین های مصنوعی)، تحکیم و یا به روش مکانیکی تقویت نمود.
    چنانچه اشیاء در وضعیت و شرایط نا مساعدی باشند بهتر است که ابتدا آنها را در آزمایشگاه تقویت کنند و سپس برای ویترین تالار یا مخزن انتخاب نمایند.
    استحکام بخشی
    روش های استحکام بخشی با اشباع کردن را می توان برای کلیة مواد متخلخل به کار برد. این روش ها به ویژه برای تحکیم آثاری که شکل پیچیده ای دارند، حکاکی هایی که بر اثر فرسایش تدریجی آسیب دیده اند، یا چوب هایی که بر اثر حشره زدگی سوراخ سوراخ شده اند، مناسب است.
    عمل اشباع را با غوطه ور ساختن شئ در مادة مناسب، تزریق و یا مالیدن ماده به کمک قلم مو انجام می دهند. در مواردی که سطح شئ با بتونه سست و ورقة طلا پوشیده شده است، اشباع کردن تنها هنگامی نتیجه بخش خواهد بود که از ماده ای استفاده شود که به سهولت نفوذ نماید. در این مورد، استفاده از مواد استحکام بخش مصنوعی حل شده در حلال های آلی توصیه می شود. بتونة نقاشی نیز در همین گروه قرار دارد. اما پیش از شروع کار باید آنرا آزمایش نمود تا در صورتی که بر اثر استفاده از این حلال سست و یا در آن حل می شود، حلال را عوض نموده و محلول ضعیف تری را انتخاب نمود و یا از روش موم زدن استفاده کرد.
    کاغذ نسبت به رطوبت هوا بسیار حساس است و از طرف دیگر حشرات و کپک نیز به آن حمله می کنند. استانداردهای کتابخانه ها باید برای کتاب های موزه ها نیز رعایت شود. نسخه های دست نویس کمیاب نیاز به مراقبت ویژه دارند. نقشه های چاپی و چاپ سنگی را باید بر روی توری سوار کرد و با کمک کاغذ برنج که در چین و ژاپن تهیه می شود در محل قرار داد و آنگاه روی آنرا مجدداً با توری پوشاند. برای پوشاندن سطح نقشه های چاپی از یک ورقة شفاف استات سلولز و یا پلاستیک هم می توان استفاده کرد.
    از روش های استحکام بخشی کاغذ و نسخ خطی می توان به این موارد اشاره کرد: آهار زنی دوبارة کاغذ (1.5 گرم ژلاتین مرغوب در یک لیتر آب که میتوان نیم گرم مادة قارچ بر مثل توپان یا تیمول هم به آن اضافه کرد.)، رفع چین و چروک ها، مرمت پارگی و پرس کردن (استحکام بخشی مکانیکی).
    چنانچه در تالارهای نمایشگاه از کاغذ استفاده شود می توان آنها را میان دو صفحة خلاء لوسیت Airtight Lucit (پلاستیک فرا نما به صورت ورقه) یا پلکسی گلاس Plexiglas (پلاستیک شیشه مانند و شفاف) قرار داد.
    یکی از اشیائی که در موزه های تاریخ نگهداری می شود و به معرض نمایش در می آید، روزنامه های قدیمی است. ساده ترین روش برای محافظت آنها که در کتابخانه ها هم متداول است، صحافی در جلدهای ضخیم یا قاب کردن آنهاست که با این کار می توان آنها را به طور افقی تنظیم کرد.
    نگهداری و حراست از آثار تهیه شده از گل خام دارای مشکلات زیادی است. تخلخل مشخصة سفال ها، کاشی ها و دیگر آثار مشابه است و اگر استحکام بخشی برای این گونه اشیاء لازم باشد این کار به کمک لاک های مصنوعی رقیقی که حاوی پلی وینیل استات یا پلی متیل متا کربنات می باشد، انجام می شود. اگر شیئی با ارزش باشد و تغییرات فیزیکی آن چندان مسئله ساز نباشد شیوه ای که توصیه می شود آن است که شئ را ابتدا در کوره حرارت داد و پخت و سپس در مخزن قرار داد یا آنکه از روش تزریق مواد پلاستیکی مایع به آن استفاده کرد. اشیاء سفالینه که به خوبی حرارت دیده باشند نسبتاً مقاوم اند ولی سطح آنها ممکن است آسیب پذیر شود. برای مثال در برخی آثار که برای تهیة تزئینات فرّار، سفالگر از رنگ های محلول در آب استفاده می کند، باید هنگام تمیز کردن آنها از قلم ماهوت پاک کن خشک و یا چوب خلال دندان استفاده کرد.

    ضمایم
    تخریب پلاستیک
    امروزه هیچ بخشی از زندگی ما وجود ندارد که مواد پلاستیک در آن تاثیر نگذاشته باشد. بدیهی است که پلیمرهای سنتزی و غیر سنتزی در اشکال گوناگون در مجموعه های هنری بایگانی و موزه نیز وارد شده است. با توجه به فن آور پذیری پلاستیک ها نگهداری و حفاظت از آنها تا چند سال اخیر مورد توجه خاصی قرار نگرفته بود، اما پس از بررسی اشیاء پلاستیکی موجود در موزه ها به این نتیجه رسیدند که تعدادی از آنها دچار تخریب های جزئی و کمی شده اند. شرایط محیطی نامناسب ، عملیات حفاظتی نا درست و وجود مواد افزودنی در پلاستیک می تواند در این آثار صدمه وارد کند. استفاده از رطوبت نسبی زیر 55% به خصوص در آرشیوها و محل نگهداری اشیاء ساخته شده از آستر سلولز و استفاده از فیبر های کربن برای جذب آلودگی و پاک سازی محصولات حاصل از ترکیب که به خود باعث تسریع و واکنش تخریب می شوند، دو عامل بسیار مهم در کاهش تخریب این کونه اشیاء هستند.
    پلاستیک تنها مادة جدید قرن بیستم است و در حوزة گسترده از سفینه های فضایی گرفته تا ظروف یکبار مصرف به کار می رود. مهم ترین مشخصة پلاستیک قابلیت انعطاف پذیری و قالب ریزی آنهاست. اما از دیگر خصوصیات پلاستیک ها مقاومت در برابر گازها و سبک بودن وزن آنهاست و به همین دلیل کاربرد آن بسیار متفاوت است. به توجه به اینکه پلاستیک مواد تقریباً زوال ناپذیری هستند محافظت و نگهداری از آنها تا چند سال اخیر به دست فراموشی سپرده شده بود. اما پس از بررسی هایی که در سال های اخیر در تعداد زیادی از اشیاء پلاستیکی موجود در موزه های انگلستان و اسکاتلند انجام گرفت، مشخص شد که در سطح مواد پلاستیکی ترک های زیاد، شکاف، پس مانده های کریستالی مایع، از هم پاشیدگی (خرد شدگی)، محو شدن رنگ و یا تخریب دیده شده است. این مشکل فقط در پلاستیک های قدیمی دیده نمی شود، بلکه در مورد اشیائی که نسبتاً جدید بودند مثل اکریلیک ها و پلی وینیل ها نیز مشاهده می شد، اشیاء دست ساز اگر در شرایطی یکسان نگهداری شوند از نظر پایداری با یکدیگر متفاوت هستند. برای پایداری اشیاء پلاستیکی ابتدا باید پلاستیک هایی که قبلاً آسیب دیده اند یا بالقوه آسیب پذیرند شناسایی شوند زیرا شرایط محیطی غلط یا عملیات مرمتی نا مناسب می تواند به شئ دست ساز آسیب وارد کند.
    تاریخچه: تولید و ساخت پلاستیک ها به حدوداً صد و پنجاه سال پیش بر می گردد. زمانیکه اولین مادة پلاستیک به نام نیترات سلولز به مرحلة تولید رسید، این ماده از ترکیب لیف کتانH2SO4 . HNO3 تولید می شود و با تغییر قدرت اسید، دما، زمان واکنش و نسبت اسید به سلولز محصولات متفاوت به وجود می آید که در تعداد گروه های نیترو با یکدیگر فرق دارند. این ماده بسیار آتش گیر است و در حلال های نسبتاً قطبی مثل الکل و استون حل می شوند.
    بررسی تخریب مواد پلاستیکی: یک پلاستیک شامل حجمی از پلیمر با طیف وسیعی از نرم کننده ها، تثبیت کننده ها و پر کننده های آلی و معدنی و مواد رنگی است که برای افزایش خواص پلاستیک به آن اضافه می شود. این
    مواد افزودنی ممکن است تخریب را کند و یا حتی به آن سرعت ببخشد. رفتار اختصاصی مواد افزودنی و تاثیر متقابل آنها بر یکدیگر اغلب قابل پیش بینی نیست. با توجه به تحقیقات زیادی که از جنبه های مختلف در مورد پلیمر ها انجام گرفته، هنوز حفاظت از پلاستیک ها با مشکلات زیادی همراه است که این به چند علت است.
    در کشور ما پ=لاستیک تاریخی مفهوم تعریف شده ای نیست و در طبقه بندی آثار موزه ای جایی ندارد و با عنوان آثار هنری معاصر از آنها نام برده می شود. اما بیش از 150 سال از سنتز اولین پلاستیک در اروپا می گذرد و کم کم اینگونه آثار به تاریخ می پیوندند. در کشور ما نیز در آینده ای نه چندان دور آثار هنری معاصر به آثار موزه ای و تاریخی خواهند پیوست.
    مواد شیمیایی مورد استفاده در مرمت

    “رزین های اپوکسی: ترکیبات اپوکسی (یا اپوکسید) از واکنش گروه های اپوکسید با آمین ها (یا مواد مشابه آنها) به وجود می آیند. لذا برای تشکیل آنها وجود دو جزء اپوکسی فعال و عامل سخت کننده الزامی است. رزین های مذکور از کاربردی ترین چسب های مورد استفاده اند. هم چنین به دلیل قابلیت اختلاط با انواع پودر ها (مانند پودر سنگ و فلز و خاک اره) برای کارهای قالب گیری مناسب اند.

    رزین ها: رزین به دسته ای از مواد آلی و سنتزی اطلاق می شود که خواص فیزیکی (مانند سختی، رنگ و جلا) و رفتارشان دربارة حلال ها، مشابه است. مهم ترین رزین های طبیعی مورد استفاده در مرمت عبارت اند از: دامار، ماستیک، کوپال (سندروس بلوری) و شلاک (لاک شفاف). مواد مذکور بیشتر در ورنی ها و لاک ها کاربرد دارند.
    ترکیبات اسید سیلیسیک: این ترکیبات نقش مهمی را در استحکام بخشی سنگ های طبیعی و صناعی و محصولات وابسته ایفا می کنند. قبلاً از مادة آلی محلول در آب به نام آب شیشه برای این منظور (به خصوص برای محافظت از بناهای یادبود) استفاده می شد ولی از سال 1965 به بعد ترکیبات آلی اسید سیلیسیک (استر های سیلیسیک) مرجع شناخته شده اند. مزیت این مواد بر آب شیشه نفوذ عمیق تر در سنگ، عدم ایجاد شوره و امکان اختلاط با مواد آب گریز است. هم چنین این ترکیبات را می توان به عنوان بست رنگ در رنگ های ساختمانی (رنگ های معدنی) به کار برد.
    محلول های قلیایی: محلول های رقیق قلیایی قادر اند که روغن ها و رزین ها را صابونی کنند، لذا از آنها برای تمیز کردن سطوح کثیف و رنگ بری استفاده می شود. محلول های سود و پتاس جز مهم ترین محلول های قلیایی به شمار می روند.

    مواد کمپلکس کننده: از آنجا که مواد کمپلکس کننده (جدا کننده) با یون های فلزی پیوند محکمی بر قرار می کنند، در مرمت از آنها برای زدایش محصولات خوردگی فلزات و پاک کردن لکه های ناشی از ترکیبات فلزی (مانند لکه های زنگ روی سنگ یا پارچه) استفاده می شود.

    سریشم ها: سریشم یک عنوان کلی است که تمام چسب های محلول در آب (حیوانی، گیاهی و سنتزی) را در بر می گیرد. سریشم های حیوانی (گلوتنی) از کلاژن موجود در بافت های پیوندی حیوانات تهیه می شود. مهم ترین سریشم های حیوانی عبارتند از ژلاتین، سریشم پوست، اوسئین، سریشم چرم، سریشم ماهی و سریشم های مخصوص از قبیل سریشم تاس ماهی. سریشم های حیوانی را در حالت گرم به کار می برند. مادة چسبندة موجود در چسب ها (سریشم ها) ی گیاهی (چسب های سرد) کازئین یا آلبومین است. از چسب های محلول در آب برای مرمت اشیاء چوبی، کاغذ، نقاشی و دیوار نگاره استفاده می شود.

    حلال ها: حلال ها مایعات آلی و معدنی ای هستند که قادر اند سایر مواد حل کنند. در زمینة کارهای مرمتی معمولاً از حلال های آلی برای حل کردن مواد آلی نظیر رزین، موم و چربی استفاده می شود. مهم ترین حلال ها عبارتند از: الکل ها (متانول، اتانول و ...)، اترها، گلیکول ها، استرها، کتون ها (استون، سیلکو هیگزانون)، سایر گروه های هیدرو کربنی (نفتالین، بنزن، تولوئن، زیلن) و هیدرو کربن های هالوژنه (کلرو فرم، تترا کلرید کربن، دی کلرید اتیلن). بیشترین کاربرد حلال ها در امور مرمتی شامل پاک کردن روکش ها (پاک کردن ورنی نقاشی ها و چربی زدایی از روی فلزات) و تمیز کردن مواد آلی (به خصوص پارچه) است.

    روغن ها: روغن ترکیبی آلی، مایع و نا محلول در آب، با منشاء حیوانی، گیاهی، معدنی یا سنتزی است. از این مواد علاوه بر استفاده به عنوان بست حامل رنگ، گاهی برای روکش کردن فلزات (و به ندرت سنگ) نیز استفاده می شود. در مواد پاک کننده و محافظ (مانند روغن چرم) هم روغن وجود دارد.

    رزین های پلی استر: رزین های پلی استر گروهی از رزین های سنتزی اند که از الکل مشتق شده و برای ساخت لاک مناسب اند. گاهی هم برای محافظت از سطوح به کار گرفته می شوند. این مواد قابلیت قالب ریزی و اختلاط آثار با پر کننده های معدنی را دارند.

    پلی اورتان ها: پلی اورتان ها گروهی از رزین های سنتزی اند که به دو دلیل برای کار های مرمتی انتخاب شده اند. نخست در ساخت لاک های بسیار با دوام و روکش های رنگی محافظ کاربرد دارند. دوم مادة اولیة مورد نیاز برای تولید کف های پلی اورتان به شمار می رود. از کف های مزبور به طرق گوناگون استفاده می شود. مثلاً برای بازیابی یافته های باستان شناسی، تکنولوژی موزه، ساخت قالب، تکیه گاه و مادة پر کننده برای اشیاء تو خالی.

    پلی وینیل استات ها: از پلیمریزاسیون وینیل استات ترکیبات گوناگونی به دست می آید که می توان آنها را همراه با مواد افزودنی برای تولید چسب ها و تثبیت کننده های مورد استفاده در مرمت به کار برد. از جمله کاربرد های فراوان پلی وینیل استات ها می توان به استحکام بخشی مواد فرسوده و شکننده از قبیل یافته های باستان شناسی چوبی و استخوانی، مقاطع خاک و لایه های اندود و ملات سست شده و تثبیت رنگ های پوسته شده اشاره کرد.

    پلی وینیل الکل ها: پلی وینیل الکل ها پلیمر های محلول در آب و مناسب برای استحکام بخشی اشیاء فرسوده اند. نمونه های مورد استفاده از پلی وینیل الکل در مرمت معرق های کاشی و دیوار نگارها، نشان گر قابلیت کاربردی آنهاست.

    نمک ها: از واکنش انواع فلزات قلیایی و قلیایی خاک با اسیدها، ترکیبات جامدی به نام نمک به دست می آید. با توجه به بنیان اسیدی، این نمک ها را کلرید، سولفات، نیترات، کربنات و ... می نامند. از بین انواع نمک ها، کربنات ها را برای اسید زدایی کاغذ، اگزالات ها، تارتارات ها را برای تمیز کاری، کرومات ها را برای محافظت از سطوح و فسفات ها را به عنوان مادة افزودنی به مواد پاک کنندة پارچه به کار می برند.

    اسیدها: اسیدها ترکیبات هیدروژن دار آلی یا معدنی اند که کاربرد محدودی در زمینة مرمت دارند. علت این است که اسیدهای مهم (اسید کلرید ریک، اسید سولفوریک، اسید نیتریک) روی شئ مورد درمان، گروه های نمکی به وجود می آورند که می توانند باعث تخریب شئ شوند. با وجود این اسید برای پرداخت فلزات استفاده می شود. اسید سیتریک، اسید استیک، اسید فرمیک، اسید اگزالیک برای حل کردن پوسته های آهکی و لایه های خورندة موجود در سطح فلزات کاربرد دارند. به مواد تمیز کنندة سنگ نیز اسید فلورید ریک افزوده می شود.
    سیلیکون ها، سیلوکسان ها و هیدروسیلیکون ها: گروهی از ترکیبات آلی سیلیکون دارند که اتم هایشان در ترکیب با اتم های هیدروژن به نحوی خاص تشکیل یک ساختار کوارت مانند می دهد. این ترکیبات در زمینة مرمت حائز اهمیت بسیارند. سیلیکون ها و سیلوکسان ها در برابر آب مقاومت خوبی دارند لذا به عنوان مادة محافظ در ساختمان ها به کار می روند. هم چنین از لاستیک های سیلیکونی برای قالب گیری استفاده می شود. برای ساخت پوشش های محافظ ساختمانی از هیدروسیلیکون ها (سیلان ها) استفاده به عمل می آید.

    گازهای سمی: انواع مختلف گازهای سمی با تاثیرات متنوع علیه حشره های موذی به کار گرفته می شود. برای مقابله با ارگانیزم های مختلف از اکسید اتیلن دی کلرو بنزن، ترکیبات فنول، نفتالین، تیمول و لیندن استفاده می شود.
    موم ها: موم عنوان کلی و مشتمل بر دسته ای از ترکیبات آلی گیاهی یا حیوانی است که در دمای پایین نرم شو و شکل پذیرند. هم چنین دارای خواص ویژه رنگی و براقیت، سختی و حل شوندگی اند. در مرمت از موم استفاده های گوناگونی به عمل می آید. که مهم ترین آن اصلاح سطوح است. موم ها هم چنین در آسترگیری تابلو های نقاشی ایفا می کنند.

    رزین های اکرلیک: رزین های اکرلیک از اسیدهای اکرلیک مشتق شده اند و محلول یا اسپرسیون آنها برای اهداف متنوعی از قبیل اشباع و استحکام بخشی اشیاء فرسوده و روکش کردن سطوح به کار گرفته می شوند. از جمله مصارف فراورده های تولید شده بر پایة رزین های اکرلیک عبارت است از استحکام بخشی مواد متخلخلی مانند سرامیک و سنگ و اندود، استحکام بخشی فلزات به شدت خورده شده، تحکیم رنگ های به شدت پوسته شده، اشباع مواد آلی جاذبی مانند چوب و پارچه های فرسوده برای حفظ فلزات در برابر خوردگی و حفظ و نگهداری سطوح منقوش.

    سیانو اکریلات ها: سیانو اکریلات ها پایة چسب هایی است که به سرعت سخت می شوند و دوام بسیاری دارند. این چسب ها در ردة چسب های فوری قرار می گیرند.

    آنزیم: نوعی پروتئین است که واکنش های شیمیایی را تسریع یا تنظیم می کند. آنزیم ها در فرایندهای سوخت و ساز حیاتی نقش مهمی را ایفا می کنند. در مرمت از آنزیم ها برای حل کردن ترکیبات آلی و زدودن لکه های مواد آلی از روی پارچه و کاغذ استفاده می شود.” (روش های نوین مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، هاروی، صص 114- 110)


    منابع و مآخذ:
    الف: کتاب ها
    · پلندرلیت – هارولد.ج و ورنر - ا. ی. ا، حفاظت، نگهداری و مرمت آثار هنری و تاریخی: درمان، مرمت و بازسازی، رسول وطن دوست، چاپ دوم، دانشگاه هنر، تهران، 1382.
    · دیدرر – ژوزف، روش های جدید مرمت و نگهداری اموال فرهنگی، ابوالفضل سمنانی و حمید فرهمند بروجنی، چاپ اول، دانشگاه هنر، تهران، 1376.
    · شلّی – مارجری، نگهداری و مراقبت اشیاء هنری، زهرا باستی، چاپ اول، انتشارات سازمان میراث فرهنگی، 1375.
    · فاسینا – آمورسو، فرسودگی سنگ و حفاظت از آن (آلودگی جوی، تمیز کردن، استحکام بخشی و حفاظت)، رسول وطن دوست، چاپ اول، میراث فرهنگی، تهران، 1370.
    · فلاح فر – سعید، فرهنگ واژه های معماری سنتی ایران، تهران، تابستان 1379.
    · فیوضات – جاوید، نگهداری و مرمت اشیاء باستانی و آثار هنری، جلد اول، وزارت فرهنگ و هنر – اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه، آبان ماه 1347.
    · کمال – سوارنا، تاثیرات نوسان رطوبت نسبی بر اشیاء موزه ای و اقدامات حفاظتی، مهرداد وحدتی (گروه پژوهش و برنامه ریزی) اداره کل هنر، 1363.
    · محب علی – محمد حسن، محمد مرادی – اصغر، امیرکبیریان – آتس سا، دوازده درس مرمت، چاپ اول، وزارت مسکن و شهر سازی – سازمان ملی زمین و مسکن، تهران
    · نفیسی – نوشین دخت، موزه داری، چاپ دوم، سازمان میراث فرهنگی – سازمان مطالعه و تدوین (سمت)، تهران، 1382.
    · هاروی - راس، آسیب شناسی مواد کتابخانه ای، اصول راه برد ها و شیوه های کار کتابداران، علی شکویی، چاپ اول، انتشارات دبیزش، تهران، 1384.
    ب: مقالات
    · بهادری – رؤیا، تخریب پلاستیک، مجموعه مقالات دومین همایش حفاظت و مرمت آثار تاریخی – فرهنگی و تزئینات وابسته به معماری، چاپ اول، دانشگاه هنر و پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی، تهران، 1376.
    · فرهنگی – بیژن، لزوم توجه و حفظ اصالت سازه های کهن آبی، مجله مهر آب
    · ماه وان – احمد، حفظ هویت و اصالت در مرمت و بازسازی، مجموعه مقالات پنجمین همایش حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی – فرهنگی و تزئینات وابسته به معماری، چاپ اول، پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی – فرهنگی، تهران، 1385.
    ج: سایت ها
    · http://www.aftab.ir
    · http://fa.wikipedia.org


    ویرایش توسط تاری : 9th April 2010 در ساعت 07:13 PM
    یا رب با تو سخن می گویم:
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو
    شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو

    ****

    (پروردگارا! مرا و والدین مرا و مومنان را روزی که حساب برپا شود، ببخشا) 41سوره ی ابراهیم

  6. 3 کاربر از پست مفید تاری سپاس کرده اند .


  7. #4
    همکار تالار هنر های تجسمی
    رشته تحصیلی
    میراث فرهنگی: صنایع دستی (سرامیک) / مرمت و حفظ آثار
    نوشته ها
    1,164
    ارسال تشکر
    2,413
    دریافت تشکر: 3,510
    قدرت امتیاز دهی
    392
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    هنر و مرمت

    توزیع جغرافیایی آثار تاریخی و فرهنگی در استان های مختلف كشور و در عین حال انجام كارهای عمرانی در جای جای این سرزمین احتمال برخورد سازمان میراث فرهنگی را با سایر سازمان های اجرایی افزایش داده است. از سوی دیگر گستردگی آثار تاریخی باعث شده كه این سازمان به تنهایی قادر به شناسایی چنین آثاری نباشد. به گفته كارشناسان یكی از بهترین روش ها برای رفع این مشكلات انجام همكاری های بین سازمانی برای شناسایی، مرمت و بهسازی بافت های فرهنگی و تاریخی شهرهاست. یكی از این تفاهمنامه ها مربوط به تفاهمنامه همكاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و سازمان شهرداری ها و دهیاری های كشور است كه به تازگی به امضا رسید و در نتیجه آن قرار شد این سازمان ها برای همكاری مطلوب درباره شناسایی، حفظ، احیا، مرمت و بهسازی بافت های ارزشمند فرهنگی و تاریخی شهرها اقدام كنند. بر اساس این تفاهمنامه سازمان میراث مكلف شد، آخرین فهرست شهرهای دارای بافت ارزشمند فرهنگی، تاریخی را حداكثر دو ماه پس از امضای این تفاهمنامه به سازمان شهرداری ها اعلام كند.
    اولویت اول فهرست مذكور باید به تفكیك استان و در برگیرنده وسعت بافت های تاریخی شهرها، تعیین محدوده، تعداد و تنوع بناها، محوطه ها، گذرها، عناصر با ارزش و ویژگی های بافت باشد. همچنین مقرر شد آخرین نقشه وضع موجود شهرهای مشمول این تفاهمنامه (در صورت وجود) توسط سازمان شهرداری ها در اختیار سازمان میراث قرار گیرد و در همین راستا سازمان میراث مكلف شد محدوده بافت های تاریخی هر شهر را به صورت رقومی و به عنوان یك لایه اطلاعاتی جدید بر روی نقشه های مذكور مشخص كرده و نقشه های مربوطه را به همراه محدوده مشخص شده به سازمان شهرداری ها عودت دهد. مطابق یكی دیگر از مواد این تفاهمنامه سازمان شهرداری ها موظف شده است با همكاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری حداكثر تا پایان برنامه چهارم در شهرهای دارای بافت ارزشمند فرهنگی و تاریخی، ساختار تشكیلاتی متناسب با بافت های تاریخی ایجاد كند و شرح وظایف، اختیارات، مسئولیت ها و نیروی انسانی لازم در ساختار تشكیلاتی واحدهای سازمانی یادشده توسط سازمان شهرداری ها را پیش بینی و تعیین كند. به موجب این تفاهمنامه، به منظور اجرایی شدن ماده ۱۱۵ قانون برنامه چهارم توسعه در هر استان شورای بافت تاریخی تحت نظارت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تشكیل می شود.
    در عین حال با توجه به شدت آسیب پذیری بافت های تاریخی كشور و هم پوشانی آنها در بسیاری از مناطق با بافت های فرسوده و ناكارآمد شهری، سازمان میراث ضمن تعریف مشخص از بافت ارزشمند تاریخی، به استناد بند یك ماده دو آئین نامه اجرایی ماده ۱۱۵ برنامه چهارم، ضوابط و معیارهای حفظ و احیای مناطق تاریخی ارزشمند را به تناوب و اولویت و حداكثر تا پایان سال ۸۶ اعلام می كند. به موجب این تفاهمنامه، به استناد ماده سه آئین نامه اجرایی ماده ۱۱۵ برنامه چهارم، سازمان شهــرداری ها در قالب دستورالعمل بودجه سنواتی شهرداری ها تأكید می كند كه با تصویب شورای شهر حداقل دو برابر نسبت سطح بافت تاریخی به سطح زیر پوشش خدماتی شهر، از درآمدهای شهرداری در اختیـار مدیریت ذیربط این تفاهمنامه قرار گیرد.
    به موجب این تفاهمنامه، سازمان شهرداری ها و سازمان میراث به منظور احیای بافت های تاریخی شهرها، جهت فراهم كردن اعطای تسهیلات به اهالی ساكن در این بافت ها، جذب اعتبارات فاینانس و نیز ایجاد و جذب تسهیلات بانكی كم بهره از طریق بانك ها و دولت، برنامه ریزی و اقدام خواهند كرد. در همین راستا، دستورالعمل تشكیل شورای بافت های تاریخی استان ها (موضوع تبصره ماده سه تفاهمنامه) نیز با هدف ارتقای نظام مدیریت حفاظت از بافت های تاریخی شهرها از طریق تحقق ماده ۱۱۵ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشور وایجاد هماهنگی و همكاری بین دستگاه های اجرایی به منظور اتخاذ تصمیم و نحوه اقدام در بافت های تاریخی به پیوست این تفاهمنامه تهیه و ابلاغ شد.
    شرح وظایف شورای بافت های تاریخی استان ها عبارت است از: بررسی و اظهار نظر بر همه طرح های مطالعاتی، پژوهشی و اجرایی در مناطق تاریخی و ارجاع آن به كارگروه مربوط به شورای برنامه ریزی و توسعه استان جهت تصویب و ابلاغ به دستگاه های مربوطه، برنامه ریزی و سیاستگذاری در ارتباط با تدوین طرح های توسعه ای برنامه های حفاظتی، تشویقی با هدف تقویت، حفاظت و احیا هویت مناطق تاریخی و تقویت جایگاه آن در شهر معاصر در قالب سیاست های كوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت و تدوین و پیشنهاد راهبردها و راهكارهای لازم به منظور جذب سرمایه گذاری و مشاركت های مردمی و بخش خصوصی با هدف حفظ و تقویت جایگاه و باز زنده سازی مناطق تاریخی. برخی دیگر از وظایف شورای بافت های تاریخی استان ها عبارت است از: مدیریت و نظارت بر حسن انجام ضوابط، مقررات و دستورالعمل های مصوب سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ناظر بر بافت های تاریخی. تشكیل كمیته های تخصصی به تشخیص شورا، شناسایی خلأهای قانونی و اجرایی در خصوص حفظ و احیای بافت های تاریخی و پیگیری الزامات و اقدامات لازم درباره اصلاح قوانین و مقررات، ساختار تشكیلاتی، كنترل كامل امور اجرایی بافت تاریخی شهرها و نظارت مستمر بر حسن اجرای این تفاهمنامه در استان ها.

    حفاظت از چرم درمقابل میکروارگاینسم ها
    داروهایی که برای حفاظت از چرم بکار می رود باید از موادی انتخاب شود که باعث پوسیدگی و یا رنگین شدن چرم نگردد . همچنین این مواد نباید فرار باشند . مثلاً پارانیتروفنل حتی با غلظت متوسط نیز باعث ظهور لکه های زرد رنگ می شود و لی محلول 5/3 در هزار آن در آب یا الکل برای چرم ضرری ند ارد . همچنین می توان از محلول 5/2 در هزار پنتاکلروفنل استفا ده کرد .
    بهترین دارو برای حفاظت چرم دربرابر هجوم موجودات ذره بینی استفاده از محلول 2 درهزار مخلوطی با نسبت وزنی مساوی از پارانیتروفنل و پنتاکلروفنل است .
    اگر بخواهیم اثر د اروهای فوق برای مدت زیادی باقی بماند لازم است محلولهای غلیظتری بکار ببریم ولی باید دقت کرد که درمورد استفاده از پارانیتروفنل غلظت به حدی نرسد که باعث لک یا رنگین شد ن چرم گردد . و در این مواقع بهتر است از پنتاکلروفنل استفاده شود .
    یا می توان ا ز نمکهای سدیم – فنیل – فنل بانام تجاری توبان 0 اس 0 TOBPANE.S که به صورت محلول درآب یا الکل با غلظت 2 درصد استفاده نمود .
    می توان از سترلوریل پنتاکلروفنل با نام تجاری میستول0 ال. پی 100 Myto L.P. 100) )
    بصورت محلول درنفت یا بنزین سفید استفاده کرد . اضافه کردن مقداری مواد ضدقارچ در مرحله روغن د ادن و پرداختن پوست و چرم درهنگام محافظت به محلول می تواند نتیجه مطلوبتری د اشته باشد . بخصوص در موارد استفاده از مواد ضد قارچ بر پایه فنل که براحتی در روغن ها حل می گردند .

    کنترل آفات :
    با استفا ده ازجاروبرقی و برسهای کف روبی و پاکیزه کردن وسایل می توان هاگ این آفتها را از میان برد اما باید توجه داشت که شرایط محیط ازلحاظ نور و دما و رطوبت نیز باید کنترل شده باشد تا محیطی مناسب برای رشد قارچها و کپکها و درواقع میکروارگانیسم ها بوجود نیاید
    در کشورهای پیشرفته شیمیدانان و حشره شناسان مشغول آزمایش اشعه های مادون قرمز و ماوراء بنفش و امواج با فرکانس بالا هستند تا روشهای نوینی برای کنترل آفات ابد اع کنند . عده دیگری روی خواص هوای گرم با فشار کم کار می کنند . تمام این جستجو ها حاکی از نگرانی بسیار از اثرات سوء مواد شیمیایی دفع آفات بر روی انسان وبطور کلی موجودات زنده است . همچنین مقاومت بعضی ازحشرات به سموم شیمیایی و حساسیت برخی مواد آلی به مواد شیمیایی زنگ خطرهایی است که از بی حاصلی بسیاری ازاقد امات درکار دفع آفات خبر می دهند .
    در مورد قارچ ها و روش های جدید بسیاری با موفقیت به مرحله آزمایش گذاشته شده است . قارچها زمانی کاملا ً از بین می روند که درجه حرارت محیط در حد 15 تا 25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی درسطح 50 تا 60 درصد ثابت نگه د اشته شده و تهویه هوای آزاد انجام گیرد . البته درنقاطی مثل ساحل دریا استفاده از د اروهای ضد قارچ ضروری است .

    میکرو ارگانیسم ها :
    وجود گرما ، غذا و روطبت تواما ً در یک مکان یکی از شرایط مورد نیاز برای رشد و تکثیر حشرات و کپکها است تخم کپکها (Mould spores) همیشه در هوا موجود است و درصورت فراهم آمدن شرایط مناسب رشد و تکثیر می نمایند . حداقل رطوبت لازم برای قارچها با 51- 12% می باشد .
    میکروارگا نیسم ها دارای گونه های متعددی هستند که در حدود سیصد گونه مختلف از آنها تا کنون شناخته شده اند که به حدود 140 جنس وخانواده های گوناگون تعلق دارند .
    میکروارگانیسم ها عامل ایجاد انواع مختلف لکه ها بر روی مواد بخصوصی مواد آلی می باشند. این لکه ها ممکن است به اشکال نامنظم ، گرد ومدور و غالبا ً بصورت هسته ای(Nucleate) و به رنگها ی گوناگون از قبیل قرمز ، زرد ، قهوه ای ، سیاه و غیره و به اند ازه و شدت متفاوت وجود داشته باشند . غالباً پس ازحمله قارچها و باکتریها ، پارشمن که سوراخهای ریز کوچک دارد متخلخل می شود و چرم سفت و سخت می شود .
    برخی باکتریها خطرناک نیز روی مواد آلی زند گی می کنند که وجود باکتری نشانه غیر بهداشتی و آلود ه بودن شی ء است و باید احتیاطهای لازم مبذول شود . قارچها پر شمارترین موجودات زنده روی زمین راتشکیل می دهند و درمکانهایی که مواد آلی وجود داشته باشد یافت می شوند .
    قارچها چون سبزینه ند ارند کربوهیدراتهای لازم برای رشد رااز دیگر مواد آلی بدست می آورند و از ویژگی قارچها این است که در تاریکی خیلی بهتر از روشنایی رشد می کنند . پس وجود نور می تواند جلوی رشد سریع قارچها را بگیرد .
    1- قارچ اسپرزیلوس Asper gylus Golducom
    این قارچ زند گی خودرا بر روی پوست گذرانده و لکه های زرد مایل به سبز در روی پوست باقی می گذارد .
    2- قارچ Muco _ Mucede
    این قارچ تولید برجستگی هایی بر روی پوست می کند که در حین کار دباغی نمایان می شود .
    3- قارچ Ponicelium_ Clancum
    این قارچ نیز بر روی پوست تولید لکه های سفید رنگی می کند . کپکها نیز اشکالی ازحیات هستند که از قارچها فاصله چند انی ند ارند کپکها و رنگهای گیاهی روی نسوج آلی روئیده و از طریق رشته هایی که به د اخل این دیوار می دوانند تغذیه می کنند . کپکها در مکانهایی که رطوبت وجود دارد پدید می آیند .

    آسیب شناسی چرم
    عوامل زیستی
    حشرات
    تعد اد زیادی از گونه حشرات به کاغذ ، مقوا ، چرم ، پارشمن ، چسب و لوازم چوبی زیان می رسانند که در حدود هفتاد گونه این حشرات به خا نواده ها و راسته های گوناگون تعلق دارند در آرشیوها و محل نگهداری مواد چرمی و کاغذی یافت می شوند . هر گروه از حشرات نوع مخصوصی از خسارت و فرسودگی بیولوژیکی را موجب می شوند . بطوریکه این امر به متخصصان کمک می کند تا این عو امل مخرب را با توجه به شکل خسارتشان بخوبی بشناسند .
    تعدادی از حشرات به این مواد ( مواد نامبرده شده ) آسیب نمی رسانند بلکه صرفا ً از قارچهای میکروسکوپی روئیده در روی کاغذ ، پارشمن ، چرم تغذیه می کنند در زیر تعدادی از این حشرات بعنوان نمونه معرفی شده است .
    1- بید
    لارو این حشره سفید ، بی مو، و سر آن تیره رنگ است و حدود نیم اینچ نیز طول دارد و از پارچه و چرم و جلد کتب تغذیه می کند . بید ها در د اخل درزهای کف اتاق و دیوارها تخم گذاری می کنند .این لارو ها پارچه و پوست گوساله راکه به عنوان روکش کتاب بکار رفته باشد می خورند ولی عجیب آنکه پوست بز به علل ناشناخته ای در برابر بید زدگی مصونیت دارد .
    2- لارو سوسک چرم خوار
    این حشره در اثر لانه کردن درچین و چروک پوست موجب خرابی آن میگردد .
    3- سوسریها
    سوسریها همه چیز می خورند ولی کاغذ ، چسب ، سریش ، چرم و پارشمن را بر سایر چیزها ترجیح می دهند . سوسریها شیارهای نامنظم در روی مواد ایجاد کرد ه و گاهی نیز لکه های واوی شکل ( شکل ،) و به رنگ سیاه از خود روی کاغذ و پارشمن بر جا می گذارند .
    4- شپش کتاب وراسته کرودنتیا
    شپش کتاب ازموادی که منشاء گیاهی و حیوانی دارد تغذیه می کند وسوراخهای ریز و سطحی به اشکال نامنظم ایجاد می کند .

    مرمت فلز
    بسیاری از روشهایی که در مرمت بکار گرفته می‌شود، روشهای شیمی محض است. یک فلز ، چه آهن و چه مس ، در طول زمان در مقابل اقلیمی که در آن قرار می‌گیرد، دچارخوردگی می‌شود. خوردگی ، یعنی تبدیل شدن یک فلز به نمکهای فلزی بر اثر واکنشهای شیمیایی این روند به خاطر حضور مداوم عوامل خوردگی و پتانسیل فعالی که این واکنش الکتروشیمیایی دارد، تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که روزی تمام فلز به نمکهایش تبدیل می‌شود و به کلی از بین می‌رود. میزان خوردگی ، بسته به شرایط مختلف فرق می‌کند.

    کار مرمت‌گر این است که اول ، روال خوردگی را قطع کند و دوم ، اگر ضرورت دارد، لایه های خوردگی را از روی فلز پاک کند و این هر دو ، از عهده شیمیدان برمی‌آید. مثلا در خوردگی برنز ، کلریدی که از خاک به لایه‌های درونی فلز نفوذ می‌کند، عامل اصلی یک رشته واکنشهای چرخه‌ای است که در طی آن ، Cu فلزی مرتب به 2+Cu تبدیل می‌شود و صرفا به دور نگاه داشتن جسم در رطوبت و هوا ، روند خوردگی را قطع نمی‌کند.

    در اینجا فقط شیمی محض است که مکانیسم خوردگی را تشخیص می‌دهد و در می‌یابد که عامل اصلی خوردگی در اینجا -Cl موجود در خاک است و تدابیری بکار می‌رود تا این -Cl را به صورت نمک پایدار محلولی از جسم فلزی بیرون بکشد. مثلا در این مورد خاص ، با غوطه‌ور کردن جسم فلزی در محلول سدیم سسکویی کربنات و نفوذ آن به قشر داخلی فلز ، 2+Cu را به جسم پایدار کالکوناترونیت که نمک سسکویی و مس است، تبدیل کند و از این طریق ، کلرید که عامل اصلی است، به صورت نمک NaCl محلول از فلز خارج شود.
    نقش شیمی در میراث فرهنگی ، یکی ، شناخت مواد و تشخیص سیر تحول فن آوری است. اما از آن مهمتر ، چیزی است که در دنیا تحت عنوان «Conserration Science» یا «پژوهشهای آزمایشگاهی در امر حفاظت» یاد می‌شود. ترجمه «مرمت» در زبان فارسی به معنی وصله - پینه کردن چند تکه و ترمیم و تهیه در ذهن است، در صورتی که مفهوم مرمت یک اثر تاریخی ، کاری است که یک پزشک در مورد بیمار انجام می‌دهد. همان کار را مرمت‌گر در مورد اثر تاریخی انجام می‌دهد.


    اثر تاریخی ، ابتدا مطالعه عینی می‌شود که به آن مستندنگاری می‌گویند، سپس با استفاده از شیمی، فیزیک و زیست شناسی نوع آسیبهای آن تشخیص داده می‌شود، یا آسیب شناسی می‌شود. آنگاه روشهای درمان که در مرمت به آن استحکام بخشی می‌گویند، شروع می‌شود که حاصلش ، طولانیتر کردن عمر اثر فرهنگی است.


    http://hessamshahidi.blogfa.com/
    یا رب با تو سخن می گویم:
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو
    شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو

    ****

    (پروردگارا! مرا و والدین مرا و مومنان را روزی که حساب برپا شود، ببخشا) 41سوره ی ابراهیم

  8. 2 کاربر از پست مفید تاری سپاس کرده اند .


  9. #5
    همکار تالار هنر های تجسمی
    رشته تحصیلی
    میراث فرهنگی: صنایع دستی (سرامیک) / مرمت و حفظ آثار
    نوشته ها
    1,164
    ارسال تشکر
    2,413
    دریافت تشکر: 3,510
    قدرت امتیاز دهی
    392
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    تاکید

    نقش شیمی در میراث فرهنگی ، یکی ، شناخت مواد و تشخیص سیر تحول فن آوری است. اما از آن مهمتر ، چیزی است که در دنیا تحت عنوان «Conserration Science» یا «پژوهشهای آزمایشگاهی در امر حفاظت» یاد می‌شود. ترجمه «مرمت» در زبان فارسی به معنی وصله - پینه کردن چند تکه و ترمیم و تهیه در ذهن است، در صورتی که مفهوم مرمت یک اثر تاریخی ، کاری است که یک پزشک در مورد بیمار انجام می‌دهد. همان کار را مرمت‌گر در مورد اثر تاریخی انجام می‌دهد.


    اثر تاریخی ، ابتدا مطالعه عینی می‌شود که به آن مستندنگاری می‌گویند، سپس با استفاده از شیمی، فیزیک و زیست شناسی نوع آسیبهای آن تشخیص داده می‌شود، یا آسیب شناسی می‌شود. آنگاه روشهای درمان که در مرمت به آن استحکام بخشی می‌گویند، شروع می‌شود که حاصلش ، طولانیتر کردن عمر اثر فرهنگی است.


    یا رب با تو سخن می گویم:
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو
    شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو

    ****

    (پروردگارا! مرا و والدین مرا و مومنان را روزی که حساب برپا شود، ببخشا) 41سوره ی ابراهیم

  10. 2 کاربر از پست مفید تاری سپاس کرده اند .


  11. #6
    همکار تالار هنر های تجسمی
    رشته تحصیلی
    میراث فرهنگی: صنایع دستی (سرامیک) / مرمت و حفظ آثار
    نوشته ها
    1,164
    ارسال تشکر
    2,413
    دریافت تشکر: 3,510
    قدرت امتیاز دهی
    392
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    فرهنگ و دانستنيهاي علمي و عملي براي نگهداري و ترميم آثار هنری

    سريشم (Colle Forte – Glue ) قوطي و ظرف سريشم يكي از مهمترين وسايل كارگاه تعمير مبل و اثاث چوبي بشمار مي‌آيد – بهتر است ظرفي براي اين كار در نظر بگيرند كه داراي دو قسمت جداگانه باشد ، در قسمت داخلي قطعات خوردشده سريشم را ريخته و روي آن را آب بريزند و مدتي بگذارند تا خيس شود ، قسمت خارجي را تا نيمه فقط آب ريخته و مجموعه را روي چراغ بگذارند و حرارت دهند تا سريشم كاملا ذوب گردد اگر غلظت خمير حاصل بيشتر از حد لزوم باشد كمي آب بدان بيفزايند – در هنگام افزودن آب بايد جانب احتياط رعايت شود تا مخلوط بيش از اندازه رقيق نشود و خاصيت چسبندگي خود را از دست ندهد (وجود آب داغ در ظرف خارجي از سرد شدن ) در اكثر موارد چسبندگي به حدي است كه قطعات مورد نظر را كاملا به يكديگر مي چسباند ولي در بعضي موارد از نظر احتياط لازم است قطعات چسبيده شده را به كمك اتصالهاي اضافي يا پرچ كردن نواحي مورد نظر تقويت نمايند تا بتواند در مقابل كشش مقاومت بيشتري از خود نشان دهد .
    سريشم را چنانچه در مورد چسب بيان گرديده است نبايد بيش از اندازه بكار برند و بعد از اين كه قطعات سريشم زده را روي يكديگر قرار دادند ، محل اتصال را تا هنگام سخت شدن سريشم بكمك گيره‌هاي مناسب تحت فشار قرار دهند .
    آغشتن بسريشم بايد در فضاي گرم انجام گيرد و هر گاه سطح قطعه چوب سردي را بسريشم بيالايند پيش از اينكه قطعات سريشم زده بيكديگر متصل شوند ذرات سريشم دلمه ميشود و اتصالي كه بدين طريق حاصل ميشود سست و كم دوام ميگردد بنابراين بهتر است سطوح مورد نظر را قبل از آغشتن بسريشم گرم نمايند ضمنأ اين نكته را نيز يادآوري مينمايد كه پيش از آغشتن سطوح بسريشم بايد آنها را با يكديگر مقابله نمايند تا پس از اتصال نيازي بخراطي يا تراشيدن و غيره نباشد .

    سفيداب سرب يا سفيداب شيخ (Blanc de Geruse – WhiteLaed – Flake White) اين جسم از نظر شيميايي ئيدروكربنات سرب است و اگر در مجاورت تركيبات گازي شكل گوگرد قرار گيرد بسولفور سياه رنگ مبدل ميشود ، بايد در نظر گرفت كه مقداري از اين تركيبات گوگردي بوسيله دوده و گازهاي حاصل از احتراق سوختهاي مختلف از قبيل فرآورده‌هاي نفت و زغال سنگ [48] در فضا پخش ميشود و و تابلوهاي نقاشي را كه داراي سفيداب سرب ميباشد سياه ميكند.
    براي ترميم و اصلاح اين قبيل تابلوخاي نقاشي كافي است نواحي سياه شده را بمحلولي از آب اكسيژنه در اتر بيالايند ، در نتيجه سولفورهاي سياه رنگ سرب اكسيد شده و بسولفات سفيد رنگ سرب مبدل ميشوند و نقاط سياه شده مجددأ سياه رنگ ميگردند . يادآوري اين نكته را ضروري ميداند كه آب اكسيژنه ممكن است روي ساير مواد رنگين نيز تأثير نموده و تابلو نقاشي را فاسد نمايد ، بنابراين بايد در هنگام استفاده از محلول آب اكسيژنه در اتر كمال احتياط مراعات گردد باينطريق كه فقط نقاط سياه شده باين ماده آغشته شوند ، اگر نواحي وسيعي سياه شده باشند ممكن است قطعات مناسبي از كاغذخشك كن سفيد را بشكل مناسب بريده و پس از اشباع كردن در محلول مزبور روي ناحيه سياه شده بگذارند .

    سلولوئيد (Celluloid) سلولوئيد يكي از مواد پلاستيك است و آنرا از تركيب نيترو سلولز (Nitro Cellulose) و كافور (Camphor) تهيه ميكنند اين جسم در يكصد درجه نرم و قابليت قالبگيري پيدا ميكند ، اشياء سلولوئيدي در آب غير محلولندو آسيبي نمي بينند ولي در آستن (Acetone) و آستات آميل(Anyl Acetate) و الكل حل ميشوند – اگر مقداري سلولوئيد در آستن و آستات آميل حل نمايند چسب يا ورني بسيار مفيدي بدست ميآيد – البته نتيجه عمل بعبارت ديگر مشخصات جسمي كه بدست ميآيد بمقدار حلال بستگي دارد .

    سمباده (Emeri – Emery) اين ماده مخلوطي است از (Corunoum) و (Magnetite؛) [49] و بعضي مواد معدني ديگر – جسمي است بسيار سخت كه از آن كاغذ سمباده و چرخ سمباده و غيره تهيه كرده و به عنوان ساينده (Abrasive) براي سائيدن و پرداخت كردن اشياء مختلف بكار ميبرند (مراجعه شود به درجه سختي اجسام و ساينده‌ها در شماره‌هاي قبل ).

    سنگها (Pierres – Stones) سنگهايي كه در كارهاي مختلف هنري بكار ميروند انواع گوناگون دارند – در بعضي مواد خواص مكانيكي سنگها جهت استفاده در ابنيه و كارهاي ساختماني مورد توجه است ولي در هنرهاي ظريفه بيشتر وضع ظاهري و نقش و نگار طبعيي آن مورد نظر ميباشد ، از اين رو در اينجا از سنگهايي بحث ميشود كه در رشته‌هاي مختلف هنرهاي زيبا هر يك از آنها ميتوانند به طريقي مورد استفاده قرار گيرند .
    در شماره‌هاي پيشين درباره ،(Chalcedony ) و (Calcite ) و (Basalt) و (Breccia) و (Obsidian) و (Serpentine ) و (Soapstone) و (Feldspar) و (Haematite) و (Jade) و (Diorite) بطور مستقل يا در مبحث سختي اجسام ذكر شده است . اينك نيز چند نوع سنگ كه هر يك به طريقي در كارگاههاي هنري مورد استفاده قرار ميگيرند بطور مختصر بيان ميشوند – مرمر سفيد (Alabastre) و مرمر معمولي (Marble) فارسي و سنگ گچ (Gypsun) و كوارتز (Quartz) بعدأ ذكر خواهند شد .

    سنگ پا (Pierre ponce- pumice powdrer) سنگ متخلخلي است كه از صخره‌هاي آتشفشاني بدست ميآيد – گرد آن را بعنوان ماده ساينده نرمي براي پرداخت كردن بكار ميبرند .

    سنگ ساب (Huile De pierre – Oil Stone) اين سنگ را براي تيز كردن لبه ابزار برنده بكار ميبرند سه نوع سنگ براي اين منشور بكار ميرود كه به سنگهاي تركي ، هندي و اركانزاس‌معروفند كه فقط نوع هندي آن مصنوعي است و به سه شكل زبر و متوسط و نرم تهيه ميشود .
    سنگ كار نكرده را در روغن زيتون يا روغن ماشين سبك (روغني كه براي روغن كاري قسمتهاي متحرك ماشينهاي دستي بكار ميرود ) فرو ميبرند تا كاملا اشباع شود – گاهگاهي بايد سنگ را تميز نمايند و براي اين منظور از نفت استفاده ميكنند . سنگ ساب كار كرده از سنگ نو و غيرمستعمل ميباشد .

    سنگ محك (Pierre de touche – Touch stone) سنگ سياه سختي است كه مورد استفاده جواهر سازان و زرگرها ميباشد ، طرز كار به اين طريق است كه اشياء ساخته شده از طلا يا نقره را با شدت روي سنگ ميكشند تا اثري از فلز بر سنگ به جا ماند ، سپس اين اثر را با اسيد شسته و آنچه را باقي ميماند با اثري كه از كشيدن طلاي معلوم العياري بر سنگ نقش ميبندد مقايسه مينمايند در بعضي كشورها به جاي سنگ محك از سوزنهاي محك كه براي همين منظور تهيه ميشود استفاده ميكنند اين سوزنها را (Testing needle) مينامند .

    سوبليمه (Sublime Corrosif – Corrosive Sublimate) ماده‌اي است سنگي و ضد عفوني كننده‌اي است بسيار قوي كه در علم شيمي كلرور مركريك (Mercuric chloride )ناميده ميشود (دو جسم متمايز از تركيب جيوه و كلر بذست ميآيد :سوبليمه كه در آن آتمهاي جيوه دو ظرفيتي هستند و هر يك با دو آتم كلر تركيب ميشوند . چنانچه ذكر شد جسمي است بسيار سمي – كالمل (Calomel )كه در آن اتمهاي جيوه يك ظرفيتي هستند و هر يك با يك اتم كلر تركيب ميگردند و در شيمي كلرور مركور (Mercurous Chloride ) ناميده ميشوند و مورد استعمال داروئي دارد – از لحاظ ظاهر هر دو ماده سفيد رنگ و بيكديگرشبيه اند )در هنگام بكاربردن سوبليمه تركيب شده و جسم غير محلولي ميسازد .
    از خاصيت ضدعفوني كننده سوبليمه براي (Sterilisation) اشياء استفاده ميكنند ، معمولا محلول دو در صد سوبليمه در الكل را براي كشتن كفكها ، قارچها و حشرات بكار ميبرند – گاه مقدار كمي سوبليمه به چسب سيريشم ميافزايند تا از هجوم حشرات به اين ماده جلوگيري شود .[50]
    گاهي نيز محلول سوبليمه را بصورت افشان (Spray) براي ضد عفوني كردن اثاث مورد نظر بكار ميروند لكن به سبب سميت زياد اين ماده بهتر است از اين روش صرفنظر گردد و بجاي اين كار ممكن است اشيائي را كه در معرض هجوم حشرات هستند به كمك برسي به محلول سوبليمه بيالايند .

    سود محرب (Soude Caustipue – caustic soda) اين جسم در علم شيمي ئيدرات دو سود (Sodium hydroxide) ناميده ميشود ، جسمي است قليايي و بشكل ميله‌هاي استوانه‌اي شكل در بازار يافت ميگردد – محلول پنج در صد آن را در آب براي زدودن لكه‌هاي ناشي از مواد آلي (Organic) بكار ميبرند – لكه‌هاي چاي با اين دارو به آساني پاك ميشوند لكن چون منسوجات و اجسام متخلخل را نيز فاسد مينمايند لذا آنرا منحصرا براي پاك كردن اشياء سنگي و چيني بكار ميبرند .

    سولفور دو كربن (Sulfure De Carvon – CarbonBisulphide) اين جسم كه بي سولفور يا دي سولفور دو كربن نيز ناميده ميشود مايعي است بيرنگ و فرار (Volatile) كه بخارات بدبوي قابل اشتعالي از آن متصاعد مي گردد – اين دارو مورد استعمال زيادي دارد ، موثرترين ماده ضد موريانه بشمار ميآيد ، به عنوان حلال مواد چربي كائوچو ، فسفر گوگرد ، ويد بكار ميرود – در كارهاي هنري بيشتر به عنوان حلال ورنيها و رنگهاي نقاشي از آن استفاده [51] ميشود .

    سيانور دو پتاسيمCyanure de potass –potassiumcyanide اين جسم از نظر شيميايي يكي از نمكهاي آسيد سيانيدريك (Acide Cyamhydripue – Hydrocyanic Acid) كه (AcidePrussipue – Scheeles acid) نيز ناميده ميشود بشمار ميآيد – گاهي به جاي آن نمك سديم اسيد مزبور را بكار ميبرند ، به هر حال اسيد نامبرده به نمكهاي سديم يا پتاسيم آن اجسام بسيار خطرناكي بوده و سموم سريع‌الاثر ميباشند و در هنگام بكار بردن آنها بايد احتياط لازم رعايت گردد – محلول پنج در صد سيانول دو پتاسيم را در آب براي پاك كردن اشياء نقره‌اي تار شده بكار ميبرند .

    سياه قلم (Graver A l aev forte – etching) انتقال طرح يا نقشه را بر روي اشياء فلزي با شيوه‌هاي گوناگون انجام ميدهند – در ايران اين عمل بيشتر در مورد اشياء نقره‌أي و برنجي به كمك قلم مخصوصي انجام ميگيرد – در كشورهاي اروپايي اين كار به كمك اسيد و بر روي فلزات كم ارزش مانند مس به عمل ميآيد به اين طريق كه روي شيئي مسي را با ماده ضد اسيدي ميپوشانند سپس به كمك قلم مخصوصي طرح مورد نظر را روي اين ماده نرم به آساني حك ميكنند تا سطح براق فلز نمايان گردد سپس شيئي را در حمام اسيد فرو ميبرند (براي اين منظور گاهي از جوهر شوره (Nitricacid) و گاهي از مخلوط آسيد سولفوريك و بيكربنات پتاسيم (Potassium bichromate) استفاده ميكنند ) اسيد بر قسمتهاي فلزي كه پوشش آن بوسيله قلم [52] پاك شده است اثر كرده و به اصطلاح آنرا « ميخورد » – در مواردي كه بخواهند عمق نواحي مختلف در طرح مورد نظر يكسان و يكنواخت نباشد .
    بعد از مدت كمي شيئي را از اسيد درآورده و روي قسمتهايي را كه نمي خواهند بيشتر خورده شود با ورني ميپوشانند و مجددأ در اسيد فرو مي برند به اين طريق پس از خاتمه عمل عمق قسمتهاي خورده شده يكنواخت نخواهد شد (مثلأ در منظره‌ها عمق آسمان معمولا كمتر از ساير قسمتها است ) به جاي مس ميتوان فلزات ديگري را بكار برد لكن در هر مورد بايد تغييراتي در محلول اسيد بدهند در گراورسازي نيز از اين شيوه استفاده كرده و گراورهاي لازم را به اين طريق تهيه كرده و به مركب آغشته مي نمايند ، سپس تحت فشار كافي صفحات كاغذي را بر آن نهاده و طرح مورد نظر را بر آن منعكس مينمايند (مراجعه شود به حكاكي در شماره‌هاي قبل) .

    سيليس (Sihce – Silca) از نظر شيميايي اكسيد سيليس (Silicon dioxide) مي باشد و قسمت اعظم مواد معدني از قبيل سنگ چخماخ (Silex – flint) و شن (Sable – sand) و در كوهي (Quartz) را تشكيل ميدهد و به صورت شن براي تهيه شيشه بكار مي رود – به طوري كه در محبث اسيدها و در حكاكي روي شيشه ذكر شده است اسيد فلوريدريك (Hydrofluoric acid) بر سيليس تأثير ميكند و به اصطلاح آنرا ميخورد واكنش شيميايي اين اسيد بر اجسام سليس دار (مانند شيشه ) تا حدودي پيچيده است ولي ميتوان گفت كه از تأثير آنها بر يكديگر رازي بنام [53] فلورور سيليس Silicon tetrafluoride متصاعد شده و اثر آن در جاهايي كه اسيد اثر كرده است به جا ميماند (براي اطلاع از خواص اين اسيد و طرز استعمال آن و همچنين روش حكاكي روي اجسام شيشه‌اي مراجعه شود به محبس اسيدها در شماره‌هاي قبل)
    در تجارت جسم شفاف و رواني بنام شيشه محلول يا شيشه مايع (Verre soluble – water Glass) عرضه ميشود كه از تركيب شيميايي آن سيليكات سديم (Sodium silicate) ميباشد و موارد استعمال گوناگوني دارد ، مثلأ براي نگاهداري تخم مرغ بكار ميرود از اين ماده براي تهيه بعضي سنگهاي مصنوعي استفاده ميكنند ، اگر اشياء سفالي يا سنگي را به اين ماده بيالايند نه تنها از نفوذ رطوبت بداخل آنها جلوگيري مينمايد Waterproofing بلكه اين اشياء را در مقابل آتش نيز محافظت ميكند(Wireprooflng) اين جسم را در تجارت گاهي (Soluble glass) نيز مينامند .
    به عنوان مثال ميتوان با استفاده از فرمول زيرين سنگهاي مصنوعي شبيه گرانيت (Granite) تهيه نمود .

    آهك (Chaux – line) يكصد قسمت – شيشه محلول سي و پنج قسمت – كبالت يكصد و بيست قسمت و سنگريزه (شن نسبتأ درشت ) يكصد و هشت قسمت اگر كمي اكسيد فلزات رنگين نيز به مخلوط مزبور بيفزايد سنگهاي مصنوعي با رنگهاي گوناگون بدست ميآيد .
    براي محافظت اشياءسنگي بهتر است آنها را نخست به محلولي از سيليكات سديم آغشته سپس با برسي كه در محلول كلر كلسيم (CalciumChloride) فرو برده بوده‌اند پرداخت نمايند .

    شاخ (Corne – Horn) گاهي شاخ حيوانات مخصوصأ شاخ بعضي چارپايان را براي تهيه آثار هنري و تهيه اشياء ظريف بكار ميبرند در قرون گذشته از اين ماده براي تهيه انفيه دان استفاده ميكردند – گاهي نيز اوراق شفاف شاخ را براي محافظت صفحات كتب نفيس يا اوراق پارشمن (Parchnent) بكار ميبرند – براي پاك كردن اشياء شاخي كثيف شده معمولا از آب گرم استفاده ميكنند و براي مرمت اشياء شاخ شكسته ممكن است چسبهاي سلولوئيدي را بكار برد (مراجعه شود به انواع چسبها در شماره‌هاي گذشته ) براي پرداخت كردن اشياء شاخي بهتر است پارچه چرخ پرداخت را بگرد گل سفيد بيالايند و با سرعت نسبتأ زياد چرخ را به حركت درآورند .
    اشياء شاخي ممكن است مورد هجوم حشرات واقع شوند در اين قبيل موارد براي محافظت آنها ميتوان محلول دو درصد سوبليمه در الكل را با موفقيت بكار برد .
    روشهاي بكار برده در بالا را ميتوان در مورداشياء ساخته شده از كاسه سنگ پشت نيز بكار بست .

    شيشه (Verre – Glass) منظور از ذكر اين مطلب در اينجا بيان و تشريح خواص شيميايي و فيزيكي و طرق تهيه انواع شيشه نميباشد بلكه منظور ذكر چند طريقه براي نگهداري و مرمت اشياء شيشه‌اي است .

    اگر شيئي شيشه‌اي خراش برداشته و به طور سطحي مخطط شده باشد ميتوان آنرا به كمك قطعه‌اي از جير (Chamois Leather) كه بگرد معروف بخاك پرداخت جواهر سازي (Jeweller,s Rouge) آغشته شده است با كمي فشار سائيده و تقريبأ بحالت اصلي برگردانيد البته خراشهائي را كه بسبب بدنما شدن اشياء نشده و برعكس نشان دهنده سن و قدمت اشياء نيز ميباشند نبايد از ميان برد (مانند خراشهائي كه با گذشت زمان در پايه گيلاسهاي پايه بلند قديمي ظاهر ميشوند .)
    اشياء شيشه‌اي معمولأ شفاف بوده و در عين حال داراي جلا و صيقل سطحي نيز ميباشند ، چنانچه سطح آنها آبله گون شده و چاله دار شود . براي اعاده صيقل آنها ميتوان به روشي كه در بالا اشاره شد متوسل گرديد ، البته در حالت اخير اجراي اين روش دقت و حوصله زيادتري لازم دارد و اشخاص كم حوصله مي توانند به جاي اين كار از روغن يا ورني جلا استفاده نموده و صيقل اشياء شيشه‌اي آبله دار را اعاده نمايند ، طبيعي است كه موفقيت در اين روش اخير بمراتب كمتر از روش پيشين ميباشد . [54
    گاهي ظروف شيشه‌اي مخصوصي نگهداري آب كدر ميشوند ، تار شدن آنها بسبب رسوب تدريجي تركيبات آهكي است براي برطرف كردن كدورت كافي است ابتدا آنها را براي مدت چند روز از آب باران يا آب مقطر پر كنند (از آب لوله نبايد استفاده كرد ) سپس با برسي كه موهاي نرمي دارد رسوب داخل ظرف را پاك نمايند . اگر رسوب آهكي به آساني پاك نشد مقدار كمي جوهر نمك (اسيد كلرئيدريك ) رقيق به آب داخل ظرف اضافه ميكنند .
    براي پاك كردن رسوب مواد آلي (Organic) از روي اشياء شيشه‌اي آنها را در محلول پنج درصدي از سود محرق (Sodium Hydoxide) فرو برده و پس از پاك كردن لكه‌ها ظرفها را در آب جاري كاملا ميشويند – غالبا در اين موارد لازم است كه صيقل و جلاي قسمتهاي لك شده را اعاده نمايند براي اين منظور بهتر است به روشي كه در بالا بيان شده است اقدام نمايند .
    براي پاك كردن لكه‌هاي ناشي از مواد آلي بر روي ظروف شيشه‌اي قديمي بهتر است بجاي سود محرق ، مسواكي را به محلول پنج در صدي از كربنات آمونيوم (Ammonium Carbonate) فرو برده و لكه ها را به آرامي با آن پاك نمايند .
    اكثر خميرها و داروهائي را كه براي صيقلي كردن اشياء فلزي در بازار يافت ميشوند ميتوان براي جلادار كردن اشياء شيشه‌اي نيز بكار برد مشروط بر اينكه اين مواد را به كمك قطعه‌اي از پارچه نرم بر قسمت لك شده شيشه كشيده و مدتي بگذارند تا خشك شده و ورقه بسيار نازك جلاداري بر شيشه رسوب نمايد . بالاخره آن را با قطعه‌اي از پارچه نرم و تميز پرداخت نمايند براي تهيه مخلوط جلا ميتوان مقدراي منيزي كالسيند (Calcined Magnesia) را در بنزن (Benzene) كه مايعي است فرار و در تجارت نوع تصفيه نشده آن بنام بنزول [55] (Benzol) ارائه ميشود – اين حلال غير از بنزن معمولي است (Benzine) كه از تقطير نفت به دست ميآيد ) حل ميكنند تا به شكل خمير و بعبارت بهتر نيمه مايع در آيد ، جسمي كه بدين طريق بدست ميآيد براي پرداخت كردن آئينه‌ها و قاب عكسهاي شيشه‌اي و شيشه‌هاي پنجره و نظائر آن بسيار مفيد است .
    براي تميز كردن اشياء شيشه‌اي بهترين و ساده‌ترين راه شستن آنها در آب گرمي است كه بدان مقداري آمونياك افزوده باشند بشرط آنكه بلافاصله آنها را با پارچه نرم و تميزي خشك كنند .
    مرمت كردن ظروف شيشه‌اي كاري است كاملا فني و نسبتأ دشوار ، ظروف شيشه‌اي نسبتأ ضخيم را ميتوان مانند اشياء چيني و سفالي پرچ كرد ( روش عمل در شماره‌هاي آينده تحت عنوان مرمت اشياء چيني بيان خواهد شد ) .
    اشياء شيشه‌اي شكسته را ممكن است با چسب مناسبي چسبانيد (براي انتخاب چسب مراجعه شود بانواع چسبها در شماره‌هاي قبل ).
    اگر لبه ظروف شيشه‌اي مخطط شده يا تركهاي كوچكي برداشته باشد ممكن است با چرخ خراطي ظريفي قسمتهاي مخطط شده را خراطي كرده و تراشيد . اجراي اين كار در مورد ظروف شيشه‌اي تراش دار عمل طراز ظروف ساده شيشه‌اي ميباشد و در موارد لزوم حتي ميتوان با ايجاد طرحها و تراشهاي تازه شكل و فرم تزئينات ظرف را به كلي تغيير داد ، به همين جهت غالبأ فروشندگان ظروف شيشه‌اي و بلوري (Cristal) كارگاه كوچكي مجهز بانواع چرخهاي خراطي در دسترس دارند تا ظروف بهادار آسيب ديده را مجددأ تراشيده و بشكل تازه‌اي قابل ارائه نمايند – بايد در نظر داشت كه در بعضي اشياء شيشه‌اي قديمي مانند شيشه‌هاي رومي خرابي و فساد به مراحل پيشرفته‌تري مشاهده ميشود و اين كار بسبب وجود رطوبت و گاز كربنيك در هوا و رسوب آن بر سطوح ظرف ميباشد . در نتيجه واكنشهاي شيميايي قسمتي از شيشه تجزيه شده و نمك قليا (كربنات سديم SodiumCarbonate) و سيليكات كلسيم (Calcium Silicate) بدست ميآيد – شيشه‌هايي را كه بدين طريق آسيب ديده‌اند بايد به دفعات زياد در آب مقطر فرو برده و ورني سلولوئيد داري را روي آن بپاشند (انواع ورنيها بعدا ذكر خواهد شد ) .
    براي حكاكي روي شيشه چنانچه قبلأ هم ذكر شده است ابتدا تمام سطوح و جوانب و اطراف شيشه را با موم يا پارافين جامد كاملأ ميپوشانند – سپس با قلم حكاكي طرح با نقش مورد نظر را روي موم حك ميكنند تاشيشه نمايان شود ، آنگاه شيشه را در ظرفي محتوي محلول اسيد فلوريد ريك (Hydrofluoric Acid) فرو ميبرند و مدتي صبر ميكنند تا اسيد بر قسمتهاي عريان شيشه تأثير نمايد سپس شيشه را از حمام اسيد خارج كرده و موم را به كمك حرارت با وسايل ديگر كاملأ پاك مينمايند در اين حال چنانچه قبلأ نيز در فصل اسيد ذكر شده است قسمتهاي خورده شده به شكل كدر و گود در سطح شيشه نمايان ميگردد و در صورتي كه بخواهند طرحها و نقوش حك شده شفاف باشد لازم است به جاي فرو بردن شيشه در محلول اسيد آنرا در معرض بخارات ناشي از اسيد قرار دهند (براي اطلاع از جزئيات و شيوه كار مراجعه شود به اسيد فلورئيدريك در شماره‌هاي قبل ).
    اگر تهيه اسيد فلوئيدريك از بازار دشوار باشد ممكن است آنرا به طريق زيرين تهيه نمود گرد (Fluorpar) را كه بشكل طبيعي بلورهاي بيرنگ يا رنگين شده بوسيله ناخالصيهاست در ظرف سربي ريخته و پس از افزودن جوهر گوگرد ( اسيد سولفوريك ) بملايمت حرارت ميدهند چون گرد نامبرده بالا از نظر شيميايي فلورور كلسيم (Calcium Fluoride) ميباشد در اثر جوهر گوگرد تجزيه شده و اسيد فلوريدريك متصاعد مي گردد از بخارات حاصل نه تنها براي حكاكي روي شيشه بلكه گاهي نيز براي زدودن زنگ فلزات استفاده ميشود .
    اگر لكه‌هايي در داخل ظروف شيشه‌اي پديد آمده باشد كه با وسائل ديگر زدوده نشود بهترين راه براي پاك كردن عبارت از بكار بردن اسيد مزبور ميباشد ، به اين طريق كه ظرف را براي مدت سي ثانيه با محلول دو در صد آسيد فلوريدريك مجاور نموده و پس از خالي كردن آسيد ظرف شيشه را چندين دفعه زير شير آب ميشويند . [56]
    براي تهيه شماره‌هاي مختلف مجله
    هنر و مردم لطفا در تهران به نقاط زير مراجعه فرمايند :
    شعبه‌هاي كتابخانه امير كبير
    كتابخانه جردن
    خيابان اسلامبول ساختمان پلاسكو
    كتابخانه چهر
    روبروي دانشگاه
    كتابخانه سنائي (شماره1)
    خيابان شاه آباد
    كتابخانه سنائي (شماره2)
    خيابان آذر روبروي دادگستري
    دفتر مجله هنر و مردم
    خيابان حقوقي شماره 182




    ویرایش توسط تاری : 9th April 2010 در ساعت 07:20 PM
    یا رب با تو سخن می گویم:
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو
    شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو

    ****

    (پروردگارا! مرا و والدین مرا و مومنان را روزی که حساب برپا شود، ببخشا) 41سوره ی ابراهیم

  12. 2 کاربر از پست مفید تاری سپاس کرده اند .


  13. #7
    کاربر جدید
    رشته تحصیلی
    مرمت آثار تاریخی
    نوشته ها
    4
    ارسال تشکر
    0
    دریافت تشکر: 13
    قدرت امتیاز دهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    کنترل آفات


    با استفا ده ازجاروبرقی و برسهای کف روبی و پاکیزه کردن وسایل می توان هاگ این آفتها را از میان برد اما باید توجه داشت که شرایط محیط ازلحاظ نور و دما و رطوبت نیز باید کنترل شده باشد تا محیطی مناسب برای رشد قارچها و کپکها و درواقع میکروارگانیسم ها بوجود نیاید
    در کشورهای پیشرفته شیمیدانان و حشره شناسان مشغول آزمایش اشعه های مادون قرمز و ماوراء بنفش و امواج با فرکانس بالا هستند تا روشهای نوینی برای کنترل آفات ابد اع کنند . عده دیگری روی خواص هوای گرم با فشار کم کار می کنند . تمام این جستجو ها حاکی از نگرانی بسیار از اثرات سوء مواد شیمیایی دفع آفات بر روی انسان وبطور کلی موجودات زنده است . همچنین مقاومت بعضی ازحشرات به سموم شیمیایی و حساسیت برخی مواد آلی به مواد شیمیایی زنگ خطرهایی است که از بی حاصلی بسیاری ازاقد امات درکار دفع آفات خبر می دهند .
    در مورد قارچ ها و روش های جدید بسیاری با موفقیت به مرحله آزمایش گذاشته شده است . قارچها زمانی کاملا ً از بین می روند که درجه حرارت محیط در حد 15 تا 25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی درسطح 50 تا 60 درصد ثابت نگه د اشته شده و تهویه هوای آزاد انجام گیرد . البته درنقاطی مثل ساحل دریا استفاده از د اروهای ضد قارچ ضروری است

  14. 2 کاربر از پست مفید یاسین123 سپاس کرده اند .


  15. #8
    کاربر جدید
    رشته تحصیلی
    مرمت آثار تاریخی
    نوشته ها
    4
    ارسال تشکر
    0
    دریافت تشکر: 13
    قدرت امتیاز دهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    مطالعه ميزان آلودگي قارچي هواي مخازن نگهداري كتاب،
    بعد ازعمليات ضد عفوني در كتابخانه و موزه ملي ملك
    دکتر محمد قهری۱-نوالدین حسین سنابادی عزیز۲-دکتر رحیم سروری۱
    ۱- دانشگاه امام حسین - دانشکده علوم پایه- گروه زیست شناسی
    ۲- کتابخانه مرکزی و مرکز آستان قدس رضوی- مشهد
    منبع
    مجموعه مقالات چهارمين‌ ‌همايش‌ حفاظت‌ و مرمت‌ ‌آثار تاريخي‌ - فر‌هنگي‌ وتزئينات‌ و‌ابسته‌ به‌ معمار‌ي
    ‌ (۱۰-۷ ‌اسفند ۱۳۷۸)
    چكيده
    هدف از اين مطالعه ارزيابي آزمايشگاهي نتايج حاصل از عمليات ضدعفوني مخازن كتاب (كتب خطي و چاپي) از نظر ميزان آلودگي به قارچ است. براي اين منظور ابتدا از محلول تيمول 20% در اتانول 96 درجه بصورت اسپري و نيز محلول فرمالدئيد 40% به شكل اسپري استفاده شده است. همچنين از محلول 1% cypermetrin در آب برای مقابله با حشرات موذي، به صورت اسپري استفاده شد. بعد از ضدعفوني، درهاي مخازن تا 3 روز كاملاً بسته و بدون تهويه باقي ماندند. يك هفته پس از ضدعفوني، از هواي مخازن براي جستجوي عوامل بيولوژيك زنده (قارچ ها و باكتريها) نمونه‌برداري و كشت انجام شد.
    به منظور مقايسه ميزان آلودگي در مخازن ضدعفوني شده با ساير بخش‌ها و قسمتهايي كه ضدعفوني نشدند، از بخش‌هاي ديگر موزه از قبيل سالن تابلوها، سالن تمبر، مخزن و … نيز نمونه‌برداري و كشت انجام شد. نتايج در مورد مخازن بسيار خوب و رضايت‌بخش بود و حداقل ميزان آلودگي ممكن نشان داده شد در حالي كه در ساير قسمتها، حد متوسطي از آلودگي عوامل ميكروبيولوژيك مشاهده شد. وضعيت آلودگي هواي خارج از ساختمان موزه ملک نيز بررسي شد و ميزان بالايي از آلودگي با عوامل قارچ و باكتريائي مشـاهده شد.
    شايع‌ترين قارچهاي جدا شده از بخش‌هاي مختلف داخل موزه (به غير از مخازن كتاب) آسپرجيلوس، كلادوسپوريوم، پني‌سيليوم و آلترناريا هستند. همچنين شايع‌ترين عوامل جدا شده از هواي محوطه خارج از ساختمان موزه كلادوسپوريوم، پني‌سيليوم، آسپرجيلوس، باكتريها و باسيلوس‌ها هستند.

    حفظ و مرمت شاهكارهاي هنري به كمك فناوري‌نانو
    اخيراً فناوري‌نانو در نگهداري و مرمت ميراث فرهنگي جهان کاربردهاي عملي پيدا کرده است. نانوذرات هيدروکسيد و کربنات کلسيم و منيزيم براي مرمت و نگهداري نقاشي‌هاي ديواري از قبيل نقاشي‌هاي Maya در مکزيک يا شاهکارهاي هنري قرن 15 ميلادي در ايتاليا مورد استفاده قرار گرفته‌اند. نانوذرات همچنين جهت ترميم اسناد کاغذي قديمي که اسيد موجود در جوهر سبب از بين رفتن الياف سلولزي آنها شده است، به‌کار برده شده‌اند.
    شهر فلورانس كه غني از منابع فرهنگي بسيار با ارزش است، يکي از مناسب‌ترين مکان‌هاي براي مطالعات حفظ و مرمت اين آثار به حساب مي‌آيد. پس از وقوع طوفان فلورانس در سال 1966 مرکز تحقيقات علوم سطح و کلوئيد (
    CSGI) توسط پروفسور Enzo Ferroni در دانشگاه فلورانس تأسيس شد. اين مرکز نخستين مؤسسه دانشگاهي است که با يک رويکرد علمي به بررسي تخريب ميراث فرهنگي پرداخته است.
    تفاوت قبل و بعد از عمليات مرمت بااستفاده از روش‌هاي مبتني بر نانوذرات روي سه نقاشي ديواريايتاليايي
    اكنون CSGI پيشرفته‌ترين روش‌هاي مبتني بر فناوري‌نانو را براي ترميم نقاشي‌هاي ديواري توسعه داده است. اين روش‌ها شامل روش‌هايي براي تميز کردن و حذف صمغ‌ها از نقاشي‌هاي ديواري و روغني، تقويت و تثبيت نقاشي‌هاي آبرنگي، و براي حذف اسيد از کاغذ مي‌باشند که هم اکنون در نقاط مختلف جهان از آنها استفاده مي‌شود.
    کاربرد فرآيندهاي مبتني بر فناوري‌نانو جهت تقويت و تثبيت نقاشي‌هاي ديواري و اسيدزدايي کاغذها گواه روشني بر پتانسيل فراوان فناوري‌نانو در حراست از ميراث فرهنگي است. پراكندگي نانومقياس مواد، محلول‌هاي مايسل، ژل‌ها و ميکروامولسيون‌ها راه‌هاي جديدي براي حفظ و مرمت آثار هنري از طريق ترکيب ويژگي‌هاي و خواص اصلي مواد نرم و سخت ارائه مي‌دهند که امکان ساخت سيستم‌ها و ترکيباتي براي مقابله با فرآيندهاي مخرب که بسياري از شاهکارهاي هنري را تهديد مي‌کنند، را فراهم مي‌سازند.

    نقاشي‌هاي Maya در Calakmul: با استفاده از نانوذرات Ca(OH)2 استحکام لايه رنگي بيشتر شده و در برابر پديده‌هاي جداشدگي وپودر شدن مقاومتر شده‌اند. پس از عمل مرمت، نقاشي جلا و رنگ‌بندي خود را دوباره بهدست مي‌آورد. زيرا پيوستگي مجدد رنگدانه‌ها به لايه سطحي باعث به حداقل رساندن پخشنور که عامل کدر شدن نقاشي است،مي‌شود.
    ترکيباتي براي مقابله با فرآيندهاي مخرب که بسياري از شاهکارهاي هنري را تهديد مي‌کنند، را فراهم مي‌سازند.
    مطالعات اخير
    PieroBaglioni و Rodorico Giorgi نشان داد که استفاده از نانوذرات، روش ساده و موفقي براي مرمت آثار هنري است. مطابق نتايج مطالعات اين افراد تا چندي پيش در بيشتر روش‌هاي مرمت يا حفاظت آثار هنري و مصنوعي از محصولات تجاري استفاده مي‌شد که عموماً پليمرهاي سنتزي بودند و براي کاربردهاي خاص و ويژه طراحي نشده بودند. استفاده از اين پليمرها در يک محيط کنترل شده براي ترميم رنگ‌هاي پوسته پوسته و پودري شده يا چسباندن تکه‌هاي گچ‌کاري رنگي جدا شده، نتايج رضايت بخشي داده است. ولي در بيشتر اين حالات، استفاده از اين پليمرهاي سنتزي پس از چند سال اثرات چشمگيري بر روي اين آثار به صورت پوسته پوسته و جدا شدن سطوح و تسريع واکنش‌هاي شيميايي تخريب كننده آنها، دارد.
    Baglioni عوامل مهم در مرمت موفقيت‌آميز اين آثار را اينچنين شرح مي‌دهد كه فرآيند مرمت و بازسازي بايد سبب تقويت ساختار متخلخل و استحکام لايه‌هاي سطحي اثر هنري شود. چند قاعده ساده بايد براي تعيين يک روش مناسب مورد توجه قرار گيرد:
    1- عمليات بازسازي بايد برگشت‌پذير باشد به گونه‌اي که هر وقت که بخواهيم بتوانيم به حالت اوليه برگرديم.
    2- بايد اطمينان حاصل کرد که مواد شيميايي به‌کار رفته بيشترين دوام و بي‌اثري شيميايي را دارند.
    3- مواد شيميايي به‌کار رفته بايد بدون تغيير ترکيب شيميايي اثر مورد عمل و خواص شيميايي فيزيکي و مکانيکي آن، فرآيند تخريب را معكوس كنند. يعني مواد اوليه بايد تا حد ممکن با جنس و ماده اثر هنري سازگاري داشته باشند.
    نقاشي‌هاي ديواري مخصوصاً در اروپا اغلب با آهک آبدار و به شيوه آبرنگي درست شده‌اند. تخريب شيميايي و فيزيکي به وسيله باران، باد، گرد و غبار، مواد آلاينده و عوامل محيطي ديگر باعث ضعيف شدن ساختار متخلخل و لايه‌هاي سطحي سنگ‌ها يا نقاشي‌هاي ديواري مي‌شود. اين امر به واسطه خوردگي شيميايي پيونددهنده (
    binder) که معمولاً کربنات کلسيم است و از بين رفتن چسبندگي بين رنگدانه‌ها و بستر نقاشي، ايجاد مي‌شود.
    روش
    Ferroni-Dini (شامل دو مرحله: استفاده از محلول اشباع کربنات کلسيم (NH4)2CO3 و سپس عمليات با محلول هيدروکسيد باريم Ba(OH)2 ) که به روش باريم نيز معروف است، روشي براي حذف نمک‌هاي تهديدکننده نقاشي‌ها و هم زمان تقويت ساختار متخلخل به حساب مي‌آيد. ولي پودرهاي کربنات و هيدروکسيد تجاري موجود داراي ابعاد ميکروني بوده و خيلي بزرگتر از حفره‌هاي موجود در سطح رنگ نقاشي هستند. در نتيجه نمي‌توانند در بستر نقاشي نفوذ کرده و همچنين ممکن است با تشکيل لعاب سفيد بر روي سطح، سبب تخريب آثار هنري شوند.
    انجام فرآيند فوق با نانوذرات در واقع توسعه روش
    Ferroni-Dini است. پراكندگي نانوذرات پايدار Ca(OH)2 در حلال‌هاي غيرآبي بسياري از عيب‌هاي پودرهاي ميکروني را رفع مي‌کند. پراكندگي پايدار هيدروکسيد کلسيم در بسياري از کارگاه‌هاي مرمت آثار هنري در ايتاليا و اروپا به عنوان مواد ثابت‌کننده براي چسباندن دوباره لايه‌هاي رنگي جدا شده از سطح، همچنين به عنوان عامل تقويت و استحکام آنها، (به جاي پليمرها) با موفقيت‌آميز به‌کار رفته‌ است.
    عمليات نگهداري مبتني بر نانوذرات براي حفظ و مرمت درجا ي نقاشي‌هاي رنگي و آبرنگي در محل‌هاي باستاني شهر باستاني
    Maya مورد استفاده قرار گرفته و نتايج بسيار خوبي به همراه داشته است.
    هيدروکسيدها و کربنات‌ها جهت نگهداري و بقاي کاغذ و چوب نيز به‌کار مي‌روند. نانوذرات قليايي (پراكنده در محلول‌هاي غير آبي) تأثير خوبي در حفظ مواد مبتني بر سلولز دارند. کاربرد جالب ديگر نانوذرات هيدروكسيدي نقش اسيدزدايي چوب‌هاي اسيدي کشتي غرق شده معروف
    Vasa است که حدود 44 سال پيش، پس از 333 سال از اعماق دريا بيرون کشيده شد. چوب‌هاي اين کشتي به واسطه توليد بسيار اسيد سولفوريک شديداً اسيدي شده بودند و pH آنها پايين آمده بود. استفاده از نانوذرات هيدروکسيد کلسيم و منيزيم در اين مورد باعث خنثي شدن اثر اسيدي و در نتيجه محافظت چوب شد.

    نکته:یکی از سوالات دکتری مرمت اشیاء که در ۲۹ آذرماه در اصفهان برگزار شد از مقاله فوق طرح شده بود.
    حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه

    جان پي بيكر[39](WELIS)
    ترجمه: مهرداد نيكنام
    واژه‌هاي حفاظت[1] و نگهداري[2] اغلب به‌جاي يكديگر به‌كار مي‌روند، و به‌نظر مي‌رسد وجه تمايز روشني ميان اين دو واژه وجود ندارد. واژه نگهداري، واژه‌اي اخص و عينيت‌مدار است، و حال آنكه واژه حفاظت، مفهوم وسيع‌تري دارد كه واژه‌هاي محافظت[3]، نگهداري[4] ، و مرمت[5] را نيز دربر مي‌گيرد. حفاظت از مواد كتابخانه بخشي از مسئله گسترده‌تري است كه گاه با عنوان حفاظت از اموال فرهنگي يا حفاظت از ميراث فرهنگي به آن اشاره مي‌شود. برخي صاحب‌نظران گذشته حفاظت را در عصر رنسانس و كشف ويرانه‌هاي پمپئي و هركولانوم جست‌وجو مي‌كنند. برخي ديگر مدعي هستند كه پيشينه حفاظت و نگهداري به‌قدمت تمدن بشري است، و ريشه در تفكري دارد كه انسان از گذشته مي‌آموزد، و اينكه آثار پيشينيان داراي اهميت و ارزش حفاظت و نگهداري هستند. كتابخانه‌ها و ديگر سازمان‌هايي كه مجموعه آنها خدمات آرشيوي ارائه مي‌كنند، نقش اصلي را در گردآوري و حفظ اسناد بشري برعهده دارند. البته، اين بدان معنا نيست كه هر آنچه ارزش حفظ و نگهداري دارد توسط كتابخانه‌ها گرد مي‌آيد، يا هر آنچه كتابخانه‌ها گردآوري مي‌كنند لزوماً ارزش حفظ و نگهداري دارد.
    تاريخچه:
    در دهه 1980 با حمايت چند سازمان حرفه‌اي، موسسه دولتي، و بنياد خصوصي، برنامه‌هاي حفاظت و نگهداري در ايالات متحده و ديگر كشورها گسترش يافت. نقش اصلي را، در اين كار، جامعه آرشيويست‌هاي امريكا[6]، انجمن كتابداران امريكا، انجمن كتابخانه‌هاي تحقيقاتي[7]، شوراي منابع كتابخانه[8]، و دفتر برنامه ملي حفاظت و نگهداري كتابخانه كنگره برعهده داشتند. انگيزه و حركت بعدي بر اثر اعطاي كمك‌هاي مستقيم به كتابخانه‌هاي خاص، براي حمايت از طرح‌هاي ويژه، توسط مؤسساتي چون موقوفات ملي براي علوم انساني، كميسيون ملي انتشارات و اسناد تاريخي[9]، و وزارت آموزش و پرورش (تحت عنوان فصل دوم از قانون آموزش عالي)، پديد آمد. بنياد اندرو ملون[10] با دست‌ودلبازي در زمينه‌هايي چون برگزاري دوره‌هايي براي متخصصان برنامه‌هاي حفاظت و نگهداري و مجريان يا مديران اين برنامه‌ها، ايجاد تجهيزات مرمت، و كمك به برنامه‌هاي تعاوني ذخيره اطلاعات به روش ريزنگار فعاليت داشت.
    در 1984، فقط تعدادي از كتابخانه‌هاي بزرگ و كنسرسيوم‌هاي كتابخانه‌اي پست‌هاي اداري براي هدايت برنامه‌هاي سازماني ايجاد كردند كه از جمله مي‌توان به دانشگاه نورث وسترن، دانشگاه شيكاگو، دانشگاه كورنل، دانشگاه ايالتي اُهايو، دانشگاه ايالتي نيويورك[11] ، و شبكه كتابخانه‌هاي جنوب شرق[12] اشاره كرد. در 1983 كتابخانه بريتانيا فعاليت‌هاي خود را در زمينه حفاظت و نگهداري تحت نظر مسئولي اداري قرارداد و در سال 1984 دفتر ملي حفاظت و نگهداري را براي كمك به حفظ و نگهداريِ بهتر مجموعه‌هاي كتابخانه در سراسر بريتانيا تأسيس كرد. در 1984، در ايالت نيويورك طبق قانوني كه نقطه عطفي به‌حساب مي‌آمد، كمك‌هاي بلاعوض سالانه‌اي به ميزان 90000 دلار براي پنج سال متوالي به يازده كتابخانه تحقيقاتي جامع در آن ايالت اختصاص يافت.
    تا دهه 1960، حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه‌اي و آرشيوي، به نظر اغلب كتابخانه‌هاي تحقيقاتي ضرورتي عمده محسوب نمي‌شد. بزرگ‌ترين تأثير بر گسترش آتي اين حوزه در ايالات متحده، ناشي از اظهارات هشداردهنده ويليام جي. بارو[13] بر اساس تحقيقاتش در اين زمينه بود كه تحت عنوان >نابودي مخازن كتاب: علل و راه‌هاي درمان: دو مطالعه درباره دوام كاغذ كتاب<[14] در 1959 انتشار يافت. وي اظهار داشت كه اغلب كتاب‌هايي كه در نيمه اول قرن بيستم چاپ شده در قرن آينده بلااستفاده خواهند ماند. انگيزه عمده، به‌دنبال بروز دو سانحه در 1966، به‌وجود آمد. نخستين حادثه، آتش‌سوزي در حوزه علميه يهود در شهر نيويورك بود كه به‌سبب آن 70000 جلد كتاب سوخت و نابود شد و به 150000 جلد ديگر خسارت آمد آورد؛ و ديگري سيل ناشي از طغيان رودخانه آرنو در فلورانس ايتاليا بود كه 1000000جلد كتاب را، كه در زيرزمين و طبقه همكف كتابخانه ملي مركزي فلورانس ذخيره شده بود، زير آب برد. كتاب‌هاي صدمه‌ديده شامل 150000 جلد از مجموعه ماگليابكيانا[15] بوده كه طي قرن 17 توسط انسان‌مداران فلورانسي براي تأسيس نخستين كتابخانه عمومي ايتاليا گردآوري شده بود. اين وقايع يادآور آسيب‌پذيري كتاب‌ها، به‌ويژه آنهايي است كه اموال فرهنگي نيز محسوب مي‌شوند. اين حوادث در پيدايش شيوه‌هاي نجات اضطراري براي مواد صدمه‌ديده از آب مؤثر بود و باعث تكاپوي كتابخانه براي انجام فعاليت‌هايي در اين زمينه‌ها نظير برنامه‌ريزي براي آمادگي در برابر سوانح، و به نظم درآوردن دستورالعمل‌هاي بازيافت مواد صدمه‌ديده بر اثر رطوبت شد.
    مشخصه‌هاي اين حوزه:
    حفاظت و نگهداري كتابخانه را مي‌توان چنين تبيين كرد: 1) حفاظت و نگهداري مسئله‌اي كاملاً فني است و با موضوع‌هاي پيچيده‌اي چون شيمي مواد، هدايت نظام‌هاي كنترل محيط، و طراحي ساختارهاي كتاب پيوند دارد؛ 2) چارچوب اخلاقي و فلسفي كه تصميم‌هاي مربوط به حفاظت و نگهداري بر اساس آن بايد اتخاذ شود، به‌خوبي گسترش نيافته است؛ 3) مسائل حفاظت و نگهداري كتابخانه بسيار متنوع است كه از گستردگي قالب‌هاي فيزيكي در مجموعه كتابخانه‌ها و مشكل تفكيك مواد موزه‌اي، از موادي كه فقط به‌سبب محتواي انديشمندانه ارزشمندند، ناشي مي‌شود؛ 4) نياز به حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه، حياتي و فوري است؛ 5) حفاظت و نگهداري با توجه به كمّيت موادي كه در حال نابودي است بسيار گران بوده و تهيه ميكروفيلم؛ مرمت؛ و نيز ظهور، آزمايش، و به‌كارگيري فن‌آوري‌هاي جايگزين، نظير اسيدزدايي در سطح انبوه، و ذخيره بر روي صفحه‌هاي نوري بسيار هزينه‌بر است؛ 6) حفاظت مواد كتابخانه‌اي موضوعي در حال گسترش است و در حال حاضر تعداد معدودي دوره آموزشي جامع در اين زمينه وجود دارد؛ آثار مكتوب در اين حوزه به‌سرعت در حال رشد است كه بعضي از آنها بي‌ثمرند يا از كيفيت‌هاي متفاوتي برخوردارند؛ استانداردهاي معدودي براي اين كار وجود دارد؛ و پرسش‌هاي فني بسياري باقي است كه هنوز هم نيازمند راه‌حل است؛ و 7) حفاظت و نگهداري فعاليتي ميان‌رشته‌اي است و نيازمند همكاري نزديك حرفه كتابداري، حرفه حفاظت و نگهداري، فراهم‌آورندگان مواد و خدمات، و جامعه علمي شامل متخصصان شيمي و رايانه است.
    طبيعت و گستره فرسودگي:
    مجموعه‌هاي امروزي عمدتاً شامل كتاب‌هاي چاپي است كه بر روي كاغذهاي بي‌دوام چاپ شده است و كتابخانه‌ها به فراهم آوردن آثار چاپي مهم بر روي اين‌گونه كاغذها ادامه مي‌دهند.
    دانشمندان پوسيدگي را فرايند انتقال از سطحي بالاتر به سطحي پايين‌تر از انرژي تعريف كرده‌اند. سلولز، عنصر اصلي تشكيل‌دهنده اغلب مواد كتابخانه‌اي، در شكل خالص خود به نحو بارزي پايدار است، ولي در شرايط خاصي تمايل به شكستن و تبديل شدن به ملكول‌هاي ساده‌تر دارد، كه بر اثر آن در نهايت به دي‌اكسيد كربن بدل مي‌گردد. اكسيداسيون طبيعي بر اثر دو واكنش شيميايي تسريع مي‌شود: حمله تجزيه‌اي آب به الياف سلولزي اسيد موجود در خود كاغذ و تجزيه فتوشيميايي ناشي از تابش نور و ديگر انواع انرژي تابشي. عوامل زيست‌محيطي (نظير هواي آلوده موجود در اغلب مراكز شهري، بي‌ثباتي گسترده سطوح دما، و رطوبت نسبي) و عوامل زيست‌شناختي (مانند كپك، حشرات، و حتي نوع بشر) نيز در فرايند پوسيدگي و فساد شركت دارند.
    براي كمّي كردن وسعت پوسيدگي در مجموعه، بهبود منابع، و طرح راهبردهايي براي اين مسئله چند كتابخانه تحقيقاتي در ايالات متحده، در اوايل دهه 1980 بررسي‌هايي را به انجام رسانده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به كتابخانه‌هاي دانشگاه ييل[16] ، كتابخانه كنگره، و كتابخانه عمومي نيويورك[17] اشاره كرد. نتايج اين بررسي‌ها مؤيد پيش‌بيني‌هاي بارو بود. به‌طور مثال، دانشگاه ييل اعلام كرد كه 3/44 درصد از كتاب‌هاي انتخاب‌شده به‌عنوان نمونه، كاغذي شكننده دارند كه پس از سه چهار بار تاشدن مي‌شكنند، و 7/82 درصد از نمونه‌ها، كاغذي با اسيديته بالا دارند كه در نهايت، نيازمند نوعي مرمت خواهند بود. بررسي‌هاي كتابخانه كنگره و كتابخانه عمومي نيويورك نيز يافته‌هاي مشابهي داشتند.
    پيشگيري:
    حفاظت و نگهداري پيشگيرانه عبارت است از اقداماتي كه پيش از بروز خسارت انجام مي‌گيرد و پوسيدگي بيشتر را به تعويق مي‌اندازد. اين اصطلاح يكي از مفاهيم پايه در اين رشته محسوب مي‌شود. يكي از مؤثرترين گام‌هاي كتابخانه‌ها براي كند كردن فرايند پوسيدن كاغذ، كاهش دماي هوا در مخازن كتاب است. هرچه درجه حرارت بالاتر باشد، سرعت واكنش‌هاي شيميايي، افزايش بيشتري مي‌يابد و برعكس. متخصصان كاغذ عموماً معتقدند هر ده درجه سانتي‌گراد كاهش دما عمر كاغذ را تقريباً دو برابر مي‌كند.
    كتابخانه‌ها مي‌توانند برخي گام‌هاي فوري براي افزايش عمر مفيد مجموعه خود بردارند. كتابخانه‌هاي كوچك‌تر، با بودجه محدود و كاركنان اندك، مي‌توانند كتاب‌هايي را كه كاغذشان شكننده شده و در چنان شرايط بدي هستند كه تجديد صحافي آنها مقدور نيست شناسايي كنند و، تا زمان مرمت يا جايگزيني، در پوششي از كاغذ بدون اسيد بپيچند. مواد كاغذي صاف مثل نسخه‌هاي خطي و نقاشي‌ها را مي‌توان با قراردادن صفحات نازك كاغذ قليايي بين اوراق مورد نظر، در پوشه‌ها يا جعبه‌هاي داراي ويژگي‌هاي آرشيوي، نگهداري كرد. مواد كاغذي فوق‌العاده شكننده را كه به‌صورت اوراق مجزا هستند، مي‌توان در پاكت‌هايي از ورقه نازك پلي‌استر، كه با نام‌هاي مايلار[18] ، اسكاچ‌پَر[19] ، و ملينكس[20] در دسترس است، قرار داد.
    بحث و گفت‌وگوي آغازشده در اواسط دهه 1970 ميان كتابداران مسئول حفاظت و نگهداري، نمايندگان كارگاه‌هاي صحافي كتابخانه‌اي، و اعضاي مؤسسه صحافي كتابخانه‌اي[21] موجب گرديد كه شمار روزافزوني از كارگاه‌هاي صحافي انواع گسترده‌اي از شيوه‌هاي صحافي و ديگر امكانات حفاظتي را ارائه كنند. به‌طور مثال، در حال حاضر برخي كارگاه‌ها جلدهاي سفارشي آماده درست مي‌كنند كه مي‌تواند جانشيني براي تجديد صحافي مجلدات شكننده باشد.
    در كتابخانه‌هاي بزرگي كه با مشكلات پوسيدگي در حجم انبوه مواجه هستند، برنامه‌اي ويژه حفاظت و نگهداري، با رهيافتي مرحله‌بندي‌شده مي‌تواند طراحي شود؛ به اين شكل كه ابتدا كارهاي ساده‌تر و كم‌هزينه‌تر را انجام دهند و كارهاي پرهزينه‌تر و پيچيده‌تر را به بعد موكول كنند. عنصر كليدي در اينجا اقدام به برنامه‌ريزي اجرايي است. نخستين گام‌ها بايد مشتمل بر موارد زير باشد: بازرسي تسهيلات فيزيكي ذخيره، بررسي مجموعه براي تعيين گستردگي پوسيدگي بين مواد موجود در مجموعه (در قالب‌هاي مختلف)، ترسيم چارچوب برنامه‌اي واقع‌بينانه از اقداماتي كه با بودجه و واقعيت‌هاي مربوط به كاركنان كتابخانه‌اي خاص تناسب داشته باشد، طراحي برنامه آمادگي در برابر سوانح، و بازيافت مواد.
    در اوايل سال 1980، انجمن كتابخانه‌هاي تحقيقاتي انجام طرح بلندپروازانه‌اي در زمينه حفاظت و نگهداري را در برنامه كار خود قرار داد كه براي ترغيب يكايك كتابخانه‌ها جهت گسترش و بهبود تلاش‌ها در زمينه حفاظت و نگهداري طراحي شده بود. شماري ابزار برنامه‌ريزي و راهنماي كاربردي توليد گرديد و نظامنامه‌اي نيز براي برنامه‌ريزي فراهم آمد كه رهيافتي نظام‌مند جهت تصميمات متعدد اداري و سازماني بود كه بايد هماهنگ و متناسب با اهداف خدماتي كتابخانه‌ها و منابع موجود و بالقوه آنها اتخاذ شود.
    آموزش:
    در زمينه حفاظت و نگهداري كتابخانه، ايجاد و گسترش برنامه‌هاي آموزشي براي چهار گروه ضرورت دارد: كتابداران و آرشيويست‌ها و مرمت‌كاران تازه‌كار و تجربي، متخصصان حفاظت، مجريان برنامه‌هاي حفاظت و نگهداري، و تكنسين‌هاي حفاظت و نگهداري كه زير نظر متخصص مرمت كار مي‌كنند.
    تعداد روزافزوني از مدارس كتابداري در امريكاي شمالي و اروپا دروسي را در زمينه حفاظت و نگهداري مواد كتابخانه ارائه مي‌كنند. در امريكاي شمالي >راهنماي آموزش حفاظت و نگهداري<[22] كه توسط انجمن كتابداران امريكا منتشر شده است، منبع اطلاعاتي مهمي به‌شمار مي‌رود. تا 1981 هيچ دوره كارشناسي ارشدي براي آموزش مرمت‌كاران كتاب و مسئولان حفاظت و نگهداري وجود نداشت. در آن سال، مدرسه خدمات كتابداري دانشگاه كلمبيا[23] هر دو برنامه را آغاز كرد كه به مدرك كارشناسي ارشد و تحصيلات تكميلي تخصصي منتهي مي‌شد. تا 1992 كه اين مدرسه تعطيل شد، قريب يكصد فارغ‌التحصيل، اين برنامه‌ها را گذرانده بودند و فعالانه در اين زمينه كار مي‌كردند. پل ان. بنكز مؤسس و مدير اين برنامه‌ها در كتاب >تاريخچه و سمت‌وسوي آينده آموزش حفاظت و نگهداري در امريكاي شمالي<[24] (1984) مفصلاً در اين باره مطالبي نوشته است. اين دوره‌ها در سال 1992 به دانشگاه تگزاس در آوستين منتقل شد. ثمره برنامه‌هاي دانشگاه كلمبيا افزايش قابل توجه تعداد دوره‌هاي كارآموزي در زمينه تجهيزات كتابخانه و آرشيو در ايالات متحده و مكان‌هاي ديگر بود. بعضي از آنها نظير "مركز هنرهاي كتاب‌آرايي"[25] در شهر نيويورك و "مدرسه صحافي و مرمت كپرنيك"[26] در بركلي كاليفرنيا، دوره‌هاي كوتاه‌مدتي در زمينه شيوه‌هاي اسيدزدايي كاغذ، تميز كردن و مرمت كاغذ، صحافي، و ساختن جعبه ارائه مي‌كنند. كتابخانه ملي آلمان در لايپزيك به‌عنوان بخشي از كتابخانه ملي جديد آلمان در اوايل دهه 1990 به اين برنامه‌ها افزود.
    پژوهش:
    علي‌رغم آگاهي در حال افزايش نسبت به اهميت مسئله حفاظت و نگهداري، بودجه پژوهش‌هاي بنياني و كاربردي به‌شكل نگران‌كننده‌اي اندك است. هزينه بالاي نيروي انساني و تجهيزات پژوهش اغلب كتابخانه‌ها را ملزم مي‌سازد كه بر برنامه‌هاي تهيه انواع ريزنگارها و درمان‌هاي فيزيكي تأكيد ورزند تا بر تحليل و پژوهش. آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي، كه امروزه وجود دارند، معمولاً در موزه‌ها يا مؤسساتي واقع شده‌اند كه از انواع گسترده‌اي از اموال فرهنگي مراقبت مي‌كنند.
    علي‌رغم آگاهي از وجود چنين امكاناتي در برخي كشورها، در سال 1990 هيچ راهنماي بين‌المللي از مراكز تحقيقاتي حفاظت و نگهداري وجود نداشت. شناسايي اين‌گونه امكانات و افرادي كه به تحقيق در اين حوزه اشتغال دارند و نيز حوزه تحقيقاتي آنها، به‌طور غيرمستقيم و از طريق مجلات اين حوزه امكان‌پذير است. از ميان اين مجلات مي‌توان به اسامي زير اشاره كرد اخبار اداره حفاظت<[27] >چكيده فني هنر و باستان‌شناسي<[28] ، >مطالعات حفاظت<[29] ، و >مجله مؤسسه امريكايي حفاظت<[30] .
    فن‌آوري‌ها و روندهاي آينده:
    گام‌هاي بلند مهمي در ايجاد فن‌آوري‌هاي جديد و تطبيق دادن فن‌آوري‌هاي موجود، براي كاهش مسائل و مشكلات حفاظتي كتابخانه‌ها و آرشيوها برداشته شده است. نمونه پيشرفت‌هاي اخير عبارتند از: كار تودور استامبولوو[31] و ديگران در آزمايشگاه تحقيقات مركزي بر روي اشياي هنري و علمي در آمستردام هلند، در زمينه حفاظت و نگهداري چرم؛ تحقيقات بروسي جي. هامفري از شركت نوواتران، در كليرليك ويسكانسين[32] در مورد كاربرد فن‌آوري پوشش يكدست پاري‌لن[33] به‌عنوان وسيله‌اي براي استحكام بخشيدن به كاغذ؛ و موفقيت ريچارد اسميت در به‌وجود آوردن نظام اسيدزدايي كتاب به روش غيرمحلول به نام وي‌تو[34] كه در آرشيوهاي عمومي كانادا مورد استفاده قرار گرفته است. از شيكاگو نيز ويليام مينتر مرمت‌كار كتاب با همكاري پيتر مالوش، نخستين دستگاه جوشكاري پلي‌استر را براي قرار دادن اسناد شكننده بين دو لايه پلي‌استر به‌منظور حفاظت آنها، كه مؤثرتر از روش‌هاي سنتي است، ساختند.
    چند شركت بازرگاني، كه وجود بازار بالقوه‌اي را در روش‌هاي حفاظت و نگهداري حس كردند، برنامه‌هايي را براي ارائه خدمات اسيدزدايي بر اساس فن‌آوري‌هايي نظير استفاده از بخار دي‌اتيل روي اعلام داشتند. به هر حال، تا اوايل دهه 1990 فقط شركت شيميايي آكزو باقي ماند. اين شركت با كتابخانه كنگره كار مي‌كرد و خدمات خود را بر اساس استفاده از فرايند بخار دي‌اتيل روي متمركز كرده بود.
    كتابخانه ملي بريتانيا، با همكاري گروه اوپترونيكز[35] در كمبريج انگلستان، اسكنر و رقمي‌ساز مخصوص كتاب درست كرده‌اند كه اجازه مي‌دهد محتواي كتاب‌ها و ديگر مواد كتابخانه‌اي براي ذخيره در رايانه و انتقال به مقصدهاي دور، به‌شكل رقمي الكترونيكي درآيند. اين تبديل به‌سرعت، و بدون وارد آمدن خسارت به اصل مواد، انجام مي‌گيرد.
    كتابخانه كنگره، از طريق برنامه آزمايشي ديسك نوري كه در 1982 آغاز گرديد، كاربرد فن‌آوري ديسك نوري را براي حفاظت و مديريت مجموعه‌اش مورد ارزيابي قرار داد و هزينه و مزاياي چنين فن‌آوري را به هنگام استفاده در محيط كار تعيين كرد. اولين دستگاه از شش دستگاه ويدئو ديسك قياسي، همراه با گرداننده و صفحه نمايش آن، در حال حاضر در قرائت‌خانه مواد چاپي و عكس نصب شده است. به‌كمك اين وسيله، هر مراجعه‌كننده به كتابخانه مي‌تواند به‌سرعت، 40000 عكس، پوستر، و ديگر اقلام تصويري پراستفاده را دسته‌بندي كرده يا مورد مطالعه قرار دهد.
    در مرحله ديگر اين برنامه، در حال حاضر نظامي آزمايشي در دست اجراست كه از صفحه‌هاي فشرده رقمي براي ذخيره رايانه‌اي اطلاعات در حجم انبوه، حفاظت، و بازيابي مواد چاپي شامل متن و تصاوير نيمسايه استفاده مي‌كند.نقطه عطف مهم در پيدايش استانداردها با انتشار استاندارد ملي امريكا تحت عنوان >دوام كاغذ براي مواد چاپي كتابخانه‌اي<[36] (استاندارد ملي امريكا 1984-48/39Z) شكل گرفت. اين استاندارد حاصل كار "كميته رهنمودهاي توليد كتاب‌هاي داراي عمر طولاني" بود كه توسط شوراي منابع كتابخانه‌اي در فاصله سال‌هاي 1979-1982 سازماندهي شده و بودجه آن توسط بنياد ملون تأمين مي‌گرديد. كار بر روي دومين استاندارد يعني "استاندارد روش ذخيره اسناد كاغذي كتابخانه و آرشيو"[37] در حال پيشرفت است. اين كار توسط مؤسسه ملي حفاظت و نگهداري[38] ، و با حمايت مالي كميسيون ملي انتشارات و اسناد تاريخي، سازماندهي شده است.
    به دنبال گزارش نهايي انجمن دانشگاه‌هاي امريكا و شوراي منابع كتابخانه‌اي در زمينه حفاظت و نگهداري، كميسيون جديدي در زمينه دستيابي به حفاظت تأسيس گرديد تا نوعي راهبرد جهاني براي فعاليت‌هاي حفاظتي سازماندهي و هماهنگ كند. پاتريشيا باتين به‌عنوان نخستين رئيس اين كميسيون منصوب گرديد. اين كميسيون تاكنون مطالعاتي را سازماندهي كرده، ميزبان چندين همايش بوده، و هزينه اجراي طرح‌هاي بسياري را در زمينه حفاظت و نگهداري تأمين كرده است.
    پانويس‌ها:
    [1]. Preservation
    [2]. Conservation
    [3]. Protection
    [4]. Maintenance
    [5]. Restoration
    [6]. Society of American Archivists (SAA)
    [7]. Association of Research Libraries (ARL)
    [8]. Council on Library Resources (CLR)
    [9]. National Historic Publications and Records Commission(NHPRC)
    [10]. Andrew W. Mellon Foundation
    [11]. New York State Library
    [12]. Southeastern Library Network (SOLINET)
    [13]. William J. Barrow
    [14]. Deterioration of Book Stock: Causes and Remedies:Two Studies on the Permanence of Book Paper
    [15]. Magliabecchiana collection
    [16]. Yale University Libraries
    [17]. New York Public Library (NYPL)
    [18]. Mylar
    [19]. Scotchpar
    [20]. Melinex
    [21]. Library Binding Institute
    [22]. Preservation Education Directory
    [23]. School of Library Service at Columbia University
    [24]. History and Future Directions of ConservationTraining in North America
    [25]. Center for Book Arts
    [26]. Copernicus School of Bookbinding and Restoration
    [27]. Conservation Administration News
    [28]. Art and Archaeology Technical Abstracts
    [29]. Conservation Studies
    [30]. Journal of the American Institute for Conservation
    [31]. Todor Stambolov
    [32]. Clear Lake, Wisconcin
    [33]. Parylene
    [34]. Wei To
    [35]. Optronics group
    [36]. Permanence of Paper for Printed Library Materials
    [37]. Standard Practice for Storage of Paper-Based Libraryand Archival Documents
    [38]. National Institute for Conservation
    [39]. John P. Baker
    منبع مقاله :http://portal.nlai.ir


    كاربرد ليزر در مرمت
    فرانك بحرالعلومي – شيوا پورقربان
    پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاريخي- فرهنگی، سازمان میراث فرهنگی کشور
    چكيده

    از زمان اختراع ليزر در 1960، كاربردهاي آن در علوم و فنون مختلف فيزيك، شيمي، زيست شناسي، پزشكي و خصوصاً چشم پزشكي، جوشكاري، برش، سوراخكاري، ترميم سطح و آلياژسازي، كاربردهاي نظامي، پردازش و ثبت اطلاعات، كاربرد در مرمت اشياء و... به طور پيوسته گسترش يافته است.
    از دهه 1990 ميلادي، مرمتگران به مزاياي ليزر در حوزه هاي مختلفي مانند تميز كردن سطوح، زدودن لايه هاي اضافي، مستندسازي به وسيله هولوگرافي پي برده اند. امروزه در دنيا بسياري از كارگاهها و مراكز پژوهشي مرمت مجهز به انواع مختلف ليزر هستند و كارشناسان ليزر با همكاري مرمتگران سعي در استفاده بهينه از اين پديده در مرمت اشياء و بناهاي تاريخي دارند. در اين مقاله اصول اوليه ليزر و كاربردهاي آن در مرمت، مورد بررسي قرار می گيرد.
    مقاله در مورد کاربرد لیزر در حفاظت و مرمت آثار میراث فرهنگی
    پژوهشگرانی که در مورد کاربرد لیزر در حفاظت از میراث فرهنگی تحقیق و پژوهش انجام می دهند برای دسترسی به این مقالات می توانند به کتابخانه و مرکز اسناد پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی مراجعه نمایند.
    · Abraham, Meg. "Incorporation of Laser Ablation into a Proton Probe System to Study Laser Ablation of Corrosion Products, and enhance the Probe's Analytical Capabilities" Northover, P & Grime, G. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:317-324.
    · Albrecht, Daniel. "Diagnostic of the Conservation State of Antique Italian Paintings on Panel Carried out at the Laboratorio di Restauro dell'Opificio delle Pietre Dure in Florence, Italy with ESPI-based Portable Instrumentation"Franchi, Marco & C.Lucia, Alfredo & M.Zanetta, Paolo & Aldrovandi, Alfredo & Cianfanelli, Teresa & Riitano, Patrizia & Sartiani, Oriana & C.Emmony, David. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:331-335.
    · Aldrovandi, Alfredo. "Laser Cleaning: A Study on Greyish Alteration Induced on Non-Patinated Marbles"Lalli, Carlo & Lanterna, Giancarlo & Matteini, Mauro. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:55-60.
    · Appolonia, Lorenzo. "The St. Orso Priory: The comparison and Testing of Cleaning Methods"Bertone, Andrea & Brunetto, Anna & Vaudan, Dario. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:105-110.
    · Armani, Emanuele. "The Church of the Maddalena in Venice: The Use of Laser in the Cleaning of the Facade"Calcagno, Giancarlo & Menichelli, Claudio & Rossetti, Marisol. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:99-104.
    · Athanassiou, Athanassia. "The Effect of UV Laser Light Radiation on Artist's Pigments"E.Hill, Arthur & Fourrier, Thierry & Burgio, Lucia & J.H.Clark, Robin. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:209-213.
    · Bicchieri, Marina. "Application of Micro-Raman Spectroscopy tothe Study of an Illuminated Medieval Manuscript "Nardone, Michele & Sodo, Armida. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:277-279.
    · Borgia, Ilaria. "Self-Calibrated Quantitative Elemental Analysis by Laser-Induced Plasma Spectroscopy: Application to Pigment Analysis"M.F. Burgio, Lusia & Corsi, Michela & Fantoni, Roberta & Palleschi, Vincenzo & Salvetti, Azenio & Squarcialupi, Maria Cristina & Tognoni, Elisabetta. Journal ofCultural Heritage,1/1,2000:281-286.
    · Calcagno, Giancarlo. "St. Stephen's Church in Vienna: Criteria forNd:YAG Laser Cleaning on an Architectural Scale"Pummer, Erich & Koller, Manfred. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:111-117.
    · Carolina Gaetani, Maria. "The Laser Cleaning of Wall Paintings"Santamaria, Ulderico. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:199-207.
    · Castellini, P. "On Field Validation of Non-Invasive Laser Scanning Vibrometer Measurement of Damaged Frescoes: Experiments on Large Walls Artificially Aged"Esposito, Enrico & Legoux, V & Paone, N & Stefanaggi, M & Tomasini,E.P. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:349-356.
    · Castillejo, Marta. "Laser-Induced Breakdown Spectroscopy and Raman Microscopy for Analysis of Pigments in Polychromes"Martin, Margarita & Silva, Diego & Stratoudaki, Theodosia & Anglos, Demetrios & Burgio, Lucia & J.H. Clark, Robin. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:297-302.
    · Chapman, Sasha. "Laser Technology for Graffiti Removal"Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:75-78.
    · Coma, Llorenc. "Soft and Hard Modelling Methods for Deconvolution of Mixtures of Raman Spectra for Pigment Analysis. A Qualitative and Quantitative Approach"Breitman, Monica & Ruiz-Moreno, Sergio. Journalof Cultural Heritage,1/1,2000:273-276.
    · De Cruz, Adele. "Laser Removal of Contaminants from Painted Surfaces"L. Wolbarsht, Myron & A. Hauger, Susanne. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:173-180.
    · Drewello, Ursula. "Biogenic Surface Layers on Historical Window Glass and the Effect of Excimer Laser Cleaning"WeiBmann, Rudolf & Rolleke, Sabine & Muller, Elisabeth & Wuertz, Stefan & Fekrsanati, Farideh & Troll, Carola & Drewello, Rainer. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:161-171.
    · Eichert, Diane. "Electronic Paramagnetic Resonance as a Tool forStudying the Blackening of Carrara Marble Due to Irradiationby a Q-Switched YAG Laser"Verges-Belmin, Veronique & Kahn, Oliver. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:37-45.
    · F.Asmus, John. "Laser Divesment for Natural History Museum Collections"Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:259-262.
    · Feely, Jessica. "An Initial Study into the Particulates Emitted during the Laser Ablation of Sulphation Crusts"Williams, Stephen & Fowles, P.Stephen. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:65-70.
    · Fekrsanati, Farideh. "UV-Laser Radiation: Basic Research of the Potential for Cleaning Stained Glass"Hildenhagen, Jens & Dickmann, Klaus & Troll, Carola & Drewello, Ursula & Olaineck, Christoph. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:155-160.
    · Ferreira Pinto, A.P. "Stone consolidation: The role of treatment procedures" Rodrigues, J.Delgado. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:38-53.
    Abstract: Four types of carbonate stones and three consolidation products were used in a systematic study to assess the influence of the application procedures on the amount of product applied, as a primary step to evaluate consolidation treatments. Microdrilling, ultrasonic velocity and flexural resistance were used as performance indicators. The amount of product of a specific treatment and its action depend on the application procedures, both when the treatments are carried out in the laboratory and on site. The results are expected to contribute to the standardisation of testing protocols on stone consolidation.
    · Fowles, P.Stephen. "The Garden Temple at Ince Blundell: A CaseStudy in the Recording and Non-Contact Replication of Decayed Sculpture"Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:89-91.
    · Giavarinia, C. "A non-linear model of sulphation of porous stones: Numerical simulations and preliminary laboratory assessments"Santarelli, M.L & Natalini, R & Freddi, F. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:14-22.
    Abstract: Sandstones, limestones, and marble stones with different porosity were used as building materials for thousands of years. In the last century these materials have become vulnerable to atmospheric pollutants; the reaction of sulphur dioxide with calcareous (and decorated) surfaces is well known to form gypsum and black crusts. More recently, some mathematical models used for civil works have been applied to study the evolution of degradation phenomena; however, they did not fit sufficiently for artistic and historicalhand-works, since they only give an averaged description of the damage. Between these mathematical models the Lipfert formula is the more diffuse, based on statistical models of atmospheric corrosion. In this paper a differential model was approached, which gives a quantitative description of the diffusion and the chemical action of sulphur dioxide on the porosity of calcium carbonate stones starting from the hypothesis that the interaction between stone surface and polluted air is due to its diffusion in the porosity of the material. The model has been validated by numerical simulations and a number of experimental tests in the laboratory. This approach gives a quantitative law for the penetration of the sulphation front inside of the stone, in accordance with the experimental data. Moreover, it is important to assess and prevent damage on the surfaces of historical monuments, considering also the local geometry, the nature of the polluted air, and the type of exposures.
    · H.Larson, John. "Ince Blundell: The Preservation of an ImportantCollection of Classical Sculpture"Madden, Claire & Sutherland, Ian. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:79-87.
    · Kampasakali, Elli. "The Russian avant-garde painting palette: Documentary and physicochemical codification of organic colorants"A. Varella, Evangelia. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:77-88.
    Abstract: In the present article an attempt is made to elucidate the organic colorants commonly encountered in theRussian avant-garde painting palette by a combined art historical, documentary and physicochemical investigation, and to examine the influence of environmental factors on the chromatic profile originally sought by the artist. The overall approach based on written sources is confirmed by measurements on relevant paintings. The documentary research deals with the influences of Orthodox iconography, folkloric art, and occidental modernist tendencies on the Russian avant-garde palette, and studies the effects of contradictory historical processes in the chromatic profile of individual paintings. In the experimental section a series of colorants are investigated concerning the effects of accelerated ageing on experimental painting tables, prepared as watercolor and gouache layers on paper ground. The resulting samples are subjected to colorimetric and spectroscopic measurements, and analogous analytical procedures are applied on samples taken from selected paintings. A systematic comparative study of all data permitsevaluation of the materials used in terms of their stability towards extrinsic factors, and proposal of degradation routesin order to assist museum curators and conservators in everyconcrete case related to the broad spectrum of pigments examined.
    · Kautek, Wolfgang. "Near-UV Laser Interaction with Contaminants and Pigments on Parchment: Laser Cleaning Diagnostics by SE-Microscopy, VIS-, and IR-Spectroscopy"Pentzien, Simone & Rollig, Mathias & Rudolph, Pascale & Kruger, Jorg & Maywald-pitellos, Claus & Bansa, Helmut & Grosswang, Heinz & Konig, Eberhard. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:233-240.
    · Klein, Stefan. "LIBS-Spectroscopy for Monitoring and Control of the Laser Cleaning Process of Stone and Medieval Glass"Hildenhagen, Jens & Dickmann, Klaus & Stratoudaki, T & Zafiropulos, Vassilis. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:287-292.
    · Kolar, Jana. "Near-UV and Visible Pulsed Laser Interaction with Paper"Strlic, Matija & Muller-Hess, Doris & Gruber, Andreas& Troschke, Karin & Pentzien, Simone & Kautek, Wolfgang. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:221-224.
    · Laboure, Martin. "Assessment of Laser Cleaning Rate on Limestones and Sandstones"Bromblet, Philippe & Orial, Genevieve & Wiedemann, Gunter & Simon-Boisson, & Christophe. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:21-27.
    · Landuccia, Francesco. "Laser Cleaning of Fossil Vertebrates: A Preliminary Report"Pini, Roberto & Siano, Salvatore & Salimbeni, Renzo & Pecchioni, Elena. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:263-267.
    · Lanterna, Giancarlo. "Laser Cleaning of Stone Artefacts: A Substitute or Alternative Methods?"Matteini, Mauro. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:29-35.
    · Leavengood, Patricia. "Lichen Removal from Chinese Spirit Path Figures of Marble"Twilley, John & F.Asmus, John. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:71-74.
    · Lee, Jong-Myoung. "Chromatic Modulation Technique for in-line Surface Monitoring and Diagnostic"G. Watkins, Ken. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:311-316.
    · Lee, Jong-Myoung. "Prediction System of Surface Damage"G. Watkins, Ken. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:303-309.
    · Liritzis, I. "Mineralogical, petrological and radioactivity aspects of some building material from Egyptian Old Kingdom monuments"Sideris, C & Vafiadou, A & Mitsis, J. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:1-13.
    Abstract: Mineralogical, petrological, XRF and radioactivity measurements were carried out on several Egyptian monuments (at Giza plateau and Abydos), as an integrated archaeological sciences project concerning Egyptian cultural heritage with a threefold aim: (a) the multifold analysis of construction material (granite, limestone, sandstone, gypsum), providing new data, (b) a detailed radioactivity survey of the monuments, and (c) the development of a new optical stimulated luminescence datingapproach for limestone buildings. Regarding the aim (a), hypotheses that large building stones used in the monuments were cast, as opposed to carved out of natural stone, are not supported by (i) the presence of undamaged fossils, (ii) lack of zeolite peaks in X-ray patterns, which would be expected if CaO was used in making cement, and (iii) random emplacement and strictly homogeneous distribution of fossil shells in the whole rock in accordance with their initial in situ settling in a fluidal sea bottom environment. Moreover, statistical clustering of chemical composition indicated five rock sub-categories and XRF analysis reported inhomogeneity of rock composition. In aim (b) a detailed dose rate survey of the studied monuments andof the radioisotope content (U, Th, K, Rb) of specimens is reported that form a unique data-base for any undertaken dating project. Regarding aim (c), quartz separation from limestone powder presents a new way to date limestone blocks by the single aliquot Optical Stimulated Luminescence(OSL) dating protocol, and three indicative dating cases are presented.
    · Marakis, Giorgos. "Investigations on Cleaning of Black Crusted Sandstone using Different UV-Pulsed Lasers"Maravelaki, Pagona & Zafiropulos, Vassilis & Klein, Stefan & Hildenhagen, Jens & Dickmann, Klaus. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:61-64.
    · Margheri, Fabrizio. "SMART CLEAN: A New Laser System with Improved Emmission Characterictics and Transmission Through Long Optical Fibres"Modi, Stefano & Masotti, Leonardo & Mazzinghi, Piero & Pini, Roberto & Salvatore, Siano & Salimbeni, Renzo. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:119-123.
    · Martin, Margarita. "LIBS Spectra of Polychrornes with a Low Cost CCD Camera Based Detector"Castillejo, Marta & Torres, Ricardo & Silva, Diego, Guerra-Librero, Fernando. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:293-296.
    · Naylor, Andrew. "Conservation of the Eighteenth Century Lead Statue of George II and the Role of Laser Cleaning"Journal ofCultural Heritage,1/1,2000:145-149.
    · P.Wazen. "80 W Average Power of Q-Switched Nd:YAG Laser with Optical Fibre Beam Delivery for Laser Cleaning Application"Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:125-128.
    · Pantani, Luca. "Experiments on Stony Monument Monitoring byLaser-Induced Fluorescence"Ballerini, Gaia & Cecchi, Giovanna & Edner, Hans & Lognoli, David & Johansson, Thomas & Raimondi, Valentina & Svanberg, Sune & Tiano, Piero & Tomaselli, Lucia & Weibring, Peter. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:345-348.
    · Perardi, Alessandra. "Micro-Raman Spectroscopy for Standard and in Situ Characterisation of Painting Materials"Zoppi, Angela & Castellucci, Emilio. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:269-272.
    · Perez-Gracia, Vega. "GPR survey to study the restoration of a Roman monument"Garcia, Francisco & G. Pujades, Lluis & Gonzalez Drigo, Ramon & Di Capua, Daniel. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:89-96.
    Abstract: This paper describes the ground-penetrating radar (GPR) survey carried out on the Roman theatre of Sagunto (Valencia, Spain) following recent restoration work in 1991. The structure has been substantially altered a number of times: it was remodelled during the Roman and Moorish periods, partially destroyed during the Peninsular War (1808ت‌1814) and the Carlist War (1833ت‌1839), and extensively modified during the 1930s and 1950s. Major reconstruction work was carried out in 1991 to convert the building into a working theatre. The GPR survey was performed to detect the possible effects of the 1991 remodelling on the historical remains and to identify the point of contact between the present-day modifications and the Roman remains. We took several on-site measurements of the wave velocity in the different materials in known areas to determine as accurately as possible the depth of the contact point. The velocity was calculated by measuring the depth in these areas and the two-way travel time of the wave.The measurements were taken from the walls and the tiers as the thicknesses of the materials were known in these areas. The recorded values were compared with the velocities reported by other authors and with the information from diffraction hyperbolas recorded in the radar data, which are caused by small objects inserted in the medium. We used these velocities to determine the exact point of contact between the Roman remains and the materials used in later restorations. The contact points cause the reflections that can be seen in the GPR data. The results also reveal considerable variations in the surface of the Roman tiers, which can be attributed to partial erosion in these areas caused mainly by water.
    · Pini, roberto. "Application of a the New Laser Cleaning Procedure to the Mausoleum of Theodoric"Siano, Salvatore & Salimbeni, Renzo & Valter, Piazza & Giamello, Marco & Sabatini, Giuseppe & Fabio, Bevilacqua. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:93-97.
    · Pini, Roberto. "Tests of Laser Cleaning on Archaeological metal artefacts"Siano, Salvatore & Salimbeni, Renzo & Pasquinucci, Marinella & Miccio, Marcello. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:129-137.
    · Pouli, Paraskevi. "The Effect of Nd:YAG Laser Radiation on Medieval Pigments"Emmony, D.C. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:181-188.
    · Rakotonirainy, Malalanirina Sylvia. "Mass deacidification of papers and books: V. Fungistatic properties of papers treatedwith aminoalkylalkoxysilanes"Dupont, Anne-Laurence & Lavedrine, Bertrand & Ipert, Stephane & Cheradame, Herve. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:54-59.
    Abstract: A new process using aminoalkylalkoxysilanes (AAAS) was developed recently for paper and book mass deacidification. This process is entirely novel in that, besidesdeacidifying, it also improves the mechanical properties of paper. In the present article, the properties of inhibition of fungal growth of the treated papers are investigated. It was found that the AAAS tested acted as surface-active antifungal agents when introduced in the paper, significantlyreducing the growth of Aspergillus niger and Paecilomyces variotii, two fungal species commonly found in storage areas of libraries and archives. The AAAS which seemed the most efficient in preventing the fungal development was 3-aminopropylmethyldimethoxysilane (AMDES), functionalised with a primary amine. The effect was significant in the different papers tested which demonstrated the protection against the proliferation of filamentous fungi in vitro for papers treated with AMDES. The higher concentration of AMDES inside the paper proved to be the most effective. The highest efficiency was reached for AAAS uptakes around 6 . At this concentration the sporulation of the two strains was inhibited and the development of A. niger mycelia was highly reduced.
    · Romich, Hannelore. "Laser Cleaning of Stained Glass Windows. Overview on an Interdisciplinary Project"Weinmann, Arno. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:151-154.
    · Sabatini, Giuseppe. "Laser Cleaning Methodologies for Stone Facades and Monuments: Laboratory Analyses on Lithotypes of Siena Architecture"Giamello, Marco & Pini, Roberto & Siano, Salvatore & Salimbeni, Renzo. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:9-19.
    · Sansonetti, Antonio. "Nd:YAG Laser Effects on Inorganic Pigments"Realini, Marco. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:189-198.
    · Schirripa Spagnolo, Giuseppe. "Fibre Optic Projected Fringes for Monitoring Marble Surface Status"Ambrosini, Dario & Paoletti, Domenica & Accardo, Giorgio. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:337-343.
    · Scholten, J.H. "Controlled Laser Cleaning of Painted Artworks Using Accurate Beam Manipulation and On-Line LIBS-Detection"Teule, J.M & Zafiropulos, V & Heeren, R.M.A. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:215-220.
    · Sebastian, Eduardo. "Swelling damage in clay-rich sandstones used in the church of San Mateo in Tarifa (Spain)"Cultrone, Giuseppe & Benavente, David & Linares Fernandez, Lucia & Elert, Kerstin & Rodriguez-Navarro, Carlos. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:66-76.
    Abstract: This study shows that the sandstone used in the construction of the Church of San Mateo in Tarifa (Cadiz,Spain) is highly sensitive to processes of decay because of acombination of factors that are intrinsic and extrinsic to the material. The mineralogy, texture and porous system of the sandstone and the proximity of the church to the sea all play a part in these processes. X-ray diffraction reveals that there are interstratified chlorite/smectite clays among the minerals that make up the rock. These mixed layer clays have been shown to undergo hydric expansion. This phenomenon may be accompanied and augmented by the presence of NaCl which acts as an electrolyte in osmotic swelling processes. Two varieties of sandstone were used in the construction of the church, namely grey sandstone and brown sandstone. The latter is more porous and undergoes greater hydric expansion, showing a higher degree of deterioration. Ultrasound analysis has demonstrated that both varieties areanisotropic because they contain bedding planes and are affected by the preferred orientation of the phyllosilicates in the rock. The anisotropic nature of these stones was confirmed by capillary suction tests. The capillary front reaches a relatively low height which means that when water is absorbed, the anisotropic textural properties combined with the presence of chloriteت‌smectite mixed layers in the sandstone result in mechanical (shear) stress between the first few centimetres of the wet stone and the dry area behind. The latter effect favours the development of flakes, so causing the decay of the ornamental stone and the churchfacade.
    · Siano, Salvatore. "Determination of Damage Thresholds to Prevent Side Effects in Laser Cleaning of Pliocene Sandstoneof Siena"Fabiani, Francesca & Pini, Roberto & Salimbeni, Renzo & Giamello, Marco & Sabatini, Giuseppe. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:47-53.
    · Sportun, Samantha. "An Investigation into Effect of Wavelenghtin the Laser Cleaning of Parchment"Cooper, Martin & Stewart, Ann & Vest, Marie & Larsen, Rene & V.Poulsen, Dorte. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:225-232.
    · Sutcliffe, Howard. "An Initial Investigation into the Cleaning of New and Naturally Aged Cotton Textiles Using Laser Radiation"Cooper, Martin & Farnsworth, Janet. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:241-246.
    · Tornari, Vivi. "Holographic Applications in Evaluation of Defect and Cleaning Procedures"Bonarou, Antonia & Zafiropulos, Vasilis & Fotakis, Costas & Doulgeridis, Michaelis. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:325-329.
    · V.Golovlev, Valerie. "Laser Characterization and Cleaning of nineteenth Century Daguerreotypes"J.Gresalfi, Michael & C.Miller, John & Romer, Grant & Messier, Paul. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:139-144.
    · Wagner, Barbara. "Magnesium distribution in paper subjected todeacidification investigated by means of Laser Ablation Inductively Coupled Plasma Mass Spectroscopy"Bulska, Ewa & Sobucki, Wladyslaw. Journal of Cultural Heritage,9/1,2008:60-65.
    Abstract: Laser Ablation Inductively Coupled Plasma Mass Spectrometry (LA ICP MS) was used to investigate thedistribution of magnesium in paper subjected to selected deacidification mass processes. Paper samples have been taken from the early XX century books, which had been ی‌previously deacidified with the use of either Book Saver or Bckeburg process. Both methods incorporate the use of magnesium compounds therefore the enrichment of the paperwith magnesium was expected as a consequence of the undertaken deacidification. The aim of our investigation with the use of LA ICP MS was to evaluate a possible variety in magnesium distribution over paper within إ-meter resolution,depending on the applied process.
    · Wiedemann, Giinter. "Laser Cleaning Applied in the Restoration of a Medieval Wooden Panel Chamber at Pirna"Schulz, Markus & Hauptmann, Jan & Kusch, Hans-Giinter & Muller, Sabine & Panzner, Michael & Wust, Hendrik. Journal of Cultural Heritage,1/1,2000:247-258.


    یاسین

  16. 2 کاربر از پست مفید یاسین123 سپاس کرده اند .


  17. #9
    کاربر جدید
    رشته تحصیلی
    مرمت آثار تاریخی
    نوشته ها
    4
    ارسال تشکر
    0
    دریافت تشکر: 13
    قدرت امتیاز دهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    ساليابي ترمولومينسانس (tld)
    ساليابي به روش ترمولومينسانس بر اساس اندازه گيري ميزان انرژي ذخيره شده مواد راديو اکتيو در بلورهاي يک نمونه انجام مي‌شود. براي سفال و سراميک ميزان اين انرژي رابطه مستقيم با مدت زماني که از پخت نمونه و يا عمر آن مي گذرد دارد. مقدار نمونه لازم براي ساليابي با اين روش حدود 50 تا 100 ميلي گرم است.
    با اين روش مي‌توان قدمت اشياء سفالي، آجر، رسوبات زمين‌شناسي و سنگ‌هاي آتشفشاني را تعيين کرد و با بهره گيري از روش‌هاي آماري قدمت آنها را با خطاي بسيار کمي محاسبه نمود.
    ساليابي با استفاده از واپاشي ايزوتوپ‌هاي پرتوزا
    براي ساليابي سنگ و رسوبات مي‌توان از ايزوتوپ‌هاي پرتوزا استفاده کرد. اين ايزوتوپ‌ها نيم عمرهاي مختلف دارند و براي روش‌هاي مختلف ساليابي استفاده مي‌شوند.با اندازه گيري غلظت فعلي و تخمين غلظت اوليه و با توجه به نيم عمر هر ايزوتوپ پرتوزا مي‌توان قدمت نمونه حاوي آن ايزوتوپ را معلوم کرد. مباني نظري اين روش‌ها چندان پيچيده نيست، اما روند نمونه‌سازي و اندازه‌گيري غلظت به دليل ميزان کم و گاه ناچيز ايزوتوپ مورد نظر در نمونه مي‌تواند بسيار پيچيده و مستلزم صرف وقت بسيار باشد. روش‌هاي ساليابي با استفاده از واپاشي ايزوتوپ‌هاي پرتوزا بيشتر در پژوهش‌هاي زمين‌شناسي استفاده مي‌شود.
    اندازه گيري غلظت پتاسيم و محاسبه قدمت
    در هنگام تشکيل کاني‌هاي حاوي پتاسيم از يک توده آتش‌فشاني، گاز آرگون تماماً از اين توده مذاب خارج مي‌شود. در واقع مي‌توان گفت که ساعت ساليابي پتاسيم- آرگون روي صفر قرار گرفته است. از زماني‌که سنگ شروع به سرد شدن مي‌کند، با واپاشي پتاسيم 40 و تبديل آن به آرگون 40، گاز آرگون توليد شده در سنگ محبوس مي‌شود. قدمتي که از اين روش براي يک نمونه بدست مي‌آيد، زمانيست که از سرد شدن سنگ و توليد گاز آرگون محبوس شده در سنگ گذشته است. در اين روند با کاهش غلظت اوليه پتاسيم، گاز آرگون توليد مي‌شود.
    براي تعيين قدمت يک نمونه بايد ابتدا غلظت پتاسيم و آرگون موجود در نمونه را که شامل همه ايزوتوپ‌هاي اين دو عنصر است، به دقت اندازه‌گيري نمود و سپس غلظت ايزوتوپ‌هاي پتاسيم 40 و آرگون 40 را با توجه به درصد فراواني هر يک در طبيعت محاسبه کرد. غلظت پتاسيم نمونه را مي‌توان با روش‌هاي معمول تجزيه شيميايي مانند نورسنجي شعله‌اي ياروش فعال‌سازي نوتروني تعيين کرد.
    براي اندازه گيري پتاسيم با نورسنجي شعله‌اي بايد نمونه را تا حدود 1000 درجه سانتي‌گراد (بسته به نوع نمونه)حرارت داد و با افزودن اسيدها و حلال‌هاي مناسب، آن را به‌ حالت محلول درآورد. بدين صورت که نمونه ابتدا در بوته‌اي از جنس پلاتين که قبلا" به وزن ثابت رسيده ريخته و در کوره‌اي تا دماي حدود 1000درجه‌سانتي‌گراد به مدت 5/1 ساعت حرارت داد. بعد از در‌آوردن بوته حاوي نمونه مورد‌ نظر از کوره آن را در کپسول چيني قرار داده و با اضافه کردن اسيد کلريدريک 50% و قرار دادن روي حمام بن‌ماري آن را به‌صورت محلول درمي‌آوريم و سپس با استفاده از کاغذ صافي و قيف در بالن‌هاي 500 ميلي‌ليتري محلول بدست آمده را صاف مي‌کنيم و از محلول زير صافي پس از رسيدن به حجم مورد نظر براي اندازه‌گيري پتاسيم با دستگاه نورسنجي شعله‌اي استفاده مي‌شود.

  18. 2 کاربر از پست مفید یاسین123 سپاس کرده اند .


  19. #10
    کاربر جدید
    رشته تحصیلی
    مرمت اثار تاریخی
    نوشته ها
    1
    ارسال تشکر
    0
    دریافت تشکر: 0
    قدرت امتیاز دهی
    0
    Array

    پیش فرض پاسخ : مطالب جامع از مرمت آثار تاریخی

    لطفا درباره ی کاربرد پلیمر ها در کار مرمت اثار یه مطلب جامع و مفید به من بدین

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بیوگرافی و دانلود موسیقی کلاسیک(باخ)
    توسط LaDy Ds DeMoNa در انجمن موسیقی کلاسیک جهان
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: 21st February 2011, 11:54 AM
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 24th October 2010, 11:31 AM
  3. اصفهان
    توسط Admin در انجمن ایران شناسی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 9th February 2010, 01:42 AM
  4. معرفی: كاشی كاری
    توسط hossien در انجمن معماری ایران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 11th October 2009, 02:04 PM
  5. بحث: مشکلات معماری نوین ایران چیست؟
    توسط Memar Bashy در انجمن معماری ایران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 31st August 2009, 03:19 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •